گزارشی تاریخی ـ تحلیلی به مناسبت سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۲۶ وزیر خارجه آمریکا در آتن
در روز ۷ اکتبر ۲۰۲۶، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن و در نزدیکی آکروپولیس، سخنرانی مهمی درباره تاریخ تمدن غرب ایراد کرد. او سخنانش را با یادآوری حمله خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد آغاز کرد و سپس از میراث یونان باستان به ضرورت احیای قدرت، اعتمادبهنفس و همبستگی غرب در روزگار کنونی رسید.
این سخنرانی از آن جهت اهمیت دارد که در شرایط درگیری آمریکا و ایران ایراد شده و بار دیگر جنگهای ایران و یونان را در مرکز یک روایت سیاسی درباره هویت غرب قرار داده است.
موضوع به بحثی تاریخی بازمیگردد که در کتاب یونانیان و بربرها نیز اهمیت دارد: چگونه تقابل یونانیان و ایرانیان در دوران باستان، به یکی از عناصر شکلگیری تصور غرب از خود و از دیگری تبدیل شد؟
البته یک تفکیک ضروری است: روبیو در سخنرانی آتن به جنگهای باستانی ایران و یونان استناد کرد و خواستار احیای قدرت و اتحاد غرب شد؛ اما این ادعا که او صریحاً از اروپاییان خواسته است همان جنگ باستانی را علیه ایران امروز تکرار کنند، از متن سخنرانی به این صراحت به دست نمیآید. آنچه میتوان بررسی کرد، پیوند سیاسی و نمادینی است که میان این دو دوره برقرار میشود.
۱. روبیو دقیقاً چه گفت؟
روبیو سخنرانی خود را با شرح مقاومت گروهی از آتنیها در برابر سپاه خشایارشا آغاز کرد. او از ویرانی معابد آکروپولیس به دست ایرانیان سخن گفت و سپس بازسازی این مکان و ساخت پارتنون در دوره پریکلس را نشانه استمرار و شکوه تمدن یونانی دانست.
او در ادامه یونان باستان را یکی از سرچشمههای تمدن غرب معرفی کرد و توضیح داد که اندیشهها، معماری و آرمانهای یونانی چگونه بر اروپا و آمریکا اثر گذاشتهاند.
نکته مهم این است که روبیو از تاریخ باستان به سیاست معاصر منتقل شد: از غرور تمدنی، قدرت ملی، استقلال اقتصادی، توان دفاعی و ضرورت همکاری کشورهای غربی سخن گفت و سیاست «اول آمریکا» را با همین میراث تاریخی پیوند داد.
بنابراین سخنرانی سه لایه داشت: روایت جنگ ایران و یونان، تعریف هویت مشترک غرب، و دعوت به احیای قدرت سیاسی و نظامی کشورهای غربی.
۲. چرا جنگ ایران و یونان برای این روایت اهمیت دارد؟
جنگهای ایران و یونان در سده پنجم پیش از میلاد، بهویژه ماراتن، ترموپیل و سالامیس، در حافظه تاریخی اروپاییان جایگاهی فراتر از چند نبرد نظامی پیدا کردهاند.
در برخی روایتهای تاریخی و سیاسی، این جنگها به صورت مقابله دو جهان تصویر شدهاند: یونان بهعنوان سرزمین آزادی سیاسی و ایران هخامنشی بهعنوان امپراتوری فرمانروایی متمرکز.
اما این دوگانه، تمام واقعیت تاریخی را نشان نمیدهد. دولتشهرهای یونانی نظامهای سیاسی یکسانی نداشتند؛ آتن خود جامعهای بردهدار بود و بخش بزرگی از جمعیت آن حقوق سیاسی نداشتند. در مقابل، شاهنشاهی هخامنشی ساختاری پیچیده و چندقومیتی داشت و روابط آن با جهان یونانی فقط به جنگ محدود نبود.
در خود جنگهای ایران و یونان نیز همه یونانیان در یک جبهه قرار نداشتند. برخی دولتشهرها با ایرانیان همکاری میکردند و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو جهان ادامه داشت.
از اینرو، تبدیل این جنگها به نبردی همیشگی میان «آزادی غربی» و «استبداد شرقی»، بیش از آنکه توصیف کامل تاریخ باشد، نوعی تفسیر و بازسازی ایدئولوژیک گذشته است.
۳. از یونانیان و بربرها تا شرق و غرب
واژه «بربر» در کاربرد یونانی باستان، در اصل برای مردمانی به کار میرفت که یونانی سخن نمیگفتند. این واژه در طول زمان و در بعضی متون، بار ارزشی و تحقیرآمیز پیدا کرد.
جنگهای ایران و یونان در تقویت مرزبندی میان «یونانی» و «غیریونانی» نقش داشتند، اما نباید تصور کرد که تمام نویسندگان یونانی تصویری یکسان از ایرانیان داشتند.
برای نمونه، هرودوت در کنار شرح جنگها، اطلاعات فراوانی درباره آداب، نهادها و تاریخ ایرانیان نقل میکند. گزنفون نیز در کوروشنامه تصویری از کوروش ارائه میدهد که با تصویر یک دشمن صرفاً بربر تفاوت دارد.
مسئله اصلی در تاریخ اندیشه این است که چگونه یک تمایز زبانی و فرهنگی، در دورههای بعد به تقابل تمدنی و سپس به ابزاری برای تفسیر منازعات سیاسی جدید تبدیل شده است.
سخنرانی روبیو نمونه معاصری از همین فرایند است: استفاده از حافظه یونان باستان برای تعریف هویت مشترک آمریکا و اروپا.
ادامه در پست بعدی
Post #18674
608