TGViewer
Channel Public Channel
کانون شعر و ادبیات

کانون شعر و ادبیات

@sher_nit

🔸کانال رسمی کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
🔸دفتر کانون: دانشکده برق ، طبقه دوم

🔸ارتباط با دبیر کانون:
سروش پرتوی
@constancy_05

🔸صفحه اینستاگرام کانون؛
www.instagram.com/sher_nit
Subscribers
683
Photos
620
Videos
52
Links
95
Recent Posts 20 shown
Post #1903 36
باز دریای دلم طوفانی است
آسمانِ کسلم، بارانی است

باغم ار زیر و زبر شد نه عجب
تحفه فصل خزان، ویرانی است

شرح تنهایی من می پرسی؟
شرح تنهایی من طولانی است

دور باطل زده ام، قصه من
همه سرگشتگی و حیرانی است

بعد سرگشتگی و حیرانی
باز هم حیرت و سرگردانی است

دار و تیشه همه آسودگی‌اند
عشق بازی نه بدان آسانی است
 
معنی عشق ز مجنون می‌پرس
که همه بی‌سر و بی‌سامانی است

نسخ و تعلیق من از سرمشقی است
که مرا حک شده بر پیشانی است
 
گرد بادم، نه نسیم سحری
کار من، گل نه، غبارافشانی است

نای بی‌همدمم و تا به ابد
ناله در حنجره‌ام، زندانی است
 
شب قطب و فلک بی‌افقم
من همیشه افقم ظلمانی است

#حسین_منزوی

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 6
  • 👏 1
  • 👌 1
Post #1902 68
تا از تو جدا شده است آغوش مرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا

در جان و دل و دید فراموش نه‌ای
از بهر خدا مکن فراموش مرا

#مولانا

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 6
  • 👏 1
Post #1901 94
روز ها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم

آن من سر سخت و مغرورم
یا من مغلوب دیرینم

#فروغ‌ـ‌فرخزاد

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • 👏 5
  • ❤ 3
  • 🕊 2
Post #1900 130
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد

تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریور بیچاره حلق‌آویز شد

مهر با بی‌مهری و نامهربانی می‌رسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد

بی‌تو یک پاییز ابرم، نم‌نم باران کجاست؟
بی‌تو حتی فکر باران هم خیال‌انگیز شد

کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفس کرد و عطرآمیز شد

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
آنقدر دیر آمدی که عاقبت پاییز شد

#فرهاد_شریفی

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 6
  • 😢 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
  • 🕊 1
Post #1899 123
با پریدن هرکه را بیگانگیست
نیست او بلبل که مرغ خانگیست

#عطار

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 4
  • 🔥 2
  • 👌 2
  • 👏 1
  • 🕊 1
Post #1898 157
پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه‌های تازه بیارد، خدا کند

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش .. صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند..

#علیرضا_بدیع

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 12
  • 👌 2
  • 👏 1
Post #1897 128
مرا کـَز عشق بِه ناید شعاری
مبادا تا زیم جز عشق کاری

فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی‌خاکِ عشق آبی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحب‌دلان را پیشه این است

جهان عشقست و دیگر زرق‌سازی
همه بازیست الّا عشقبازی

اگر بی‌عشق بودی جان عالَم
که بودی زنده در دوران عالَم؟

کسی کز عشق خالی شد فسرده‌ست
گرش صد جان بوَد بی‌عشق مُرده‌ست

اگر خود عشق هیچ افسون نداند
نه از سودای خویشت وا رهاند؟

مشو چون خر به‌خورد و خواب خرسند
اگر خود گربه باشد‌، دل درو بند

به عشق گُربه گر خود چیر باشی
از آن بهتر که با خود شیر باشی

نروید تخمِ کس بی‌دانهٔ عشق
کس ایمن نیست جز در خانهٔ عشق

ز سوزِ عشق بهتر در جهان چیست؟
که بی او گل نخندید، ابر نگْریست

شنیدم عاشقی را بود مستی
وز آنجا خاست اوّل بت‌پرستی

همان گبران که بر آتش نشستند
ز عشقِ آفتاب، آتش پرستند

مبین در دل که او سلطان جانست
قَدَم در عشق نِه، کاو جان جانست

هم از قبله سخن گوید هم از لات
همش کعبه خزینه، هم خرابات

اگر عشق اوفتد در سینهٔ سنگ
به معشوقی زند در گوهری چنگ

که مغناطیس اگر عاشق نبودی
بدان شوق آهنی را چون ربودی؟

و گر عشقی نبودی بر گذرگاه
نبودی کهربا جویندهٔ کاه

بسی سنگ و بسی گوهر بجایند
نه آهن را نه که را می‌ربایند

هران جوهر که هستند از عدد بیش
همه دارند میل مرکز خویش

گر آتش در زمین منفذ نیابد
زمین بشکافد و بالا شتابد

و گر آبی بماند در هوا دیر
به میل طبع هم راجع شود زیر

طبایع جز کشش کاری ندانند
حکیمان این کشش را عشق خوانند

گر اندیشه کنی از راه بینش
به عشق است ایستاده آفرینش

گر از عشق‌، آسمان آزاد بودی
کجا هرگز زمین آباد بودی؟

چو من بی‌عشق خود را جان ندیدم
دلی بفروختم جانی خریدم

ز عشق آفاق را پردود کردم
خِرد را دیده خواب‌آلود کردم

کمر بستم به عشق این داستان را
صلای عشق در دادم جهان را

مبادا بهره‌مند از وی خسیسی
به جز خوشخوانی و زیبانویسی

ز من نیک آمد این‌، ار بد نویسند
به مُزد من گناه خود نویسند

#نظامی

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 5
  • 👏 2
  • 👌 1
Post #1896 135
ای گرفتار تعصب مانده
روز و شب در بغض و در حب مانده

گر تو لاف از عقل و از لب می‌زنی
پس چرا لاف تعصب می‌زنی

در خلافت میل نیست ای بی‌خبر
میل کی آید ز بوبکر و عمر

میل اگر بودی در آن دو مقتدا
هر دو کردندی پسر را پیشوا

هر دو گر بودند حق از حق وران
منع واجب آمدی بر دیگران

منع را گر ناپدیدار آمدند
ترک واجب را روادار آمدند

گر نمی‌آمد کسی در منع یار
جمله راتکذیب کن یا اختیار

#عطار

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 5
  • 👏 1
  • 👌 1
  • 🕊 1
Post #1895 163
نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده
نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده

فقط اندوه می گیرد سراغی از غریبی مان
همان که یارمان بوده، کماکان یارمان مانده

بپرس از پیشگوهای محلی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟

چقدر از دلخوشی های کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از زخمهای بر جگر بسیارمان مانده؟

سزای خواندن از عشق است در گوش کر جنگل
اگر که قطره خونی گوشه منقارمان مانده

تو تقدیر منی، ای عشق! اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده

#حامد_عسگری

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 5
  • 👏 2
  • 🔥 1
  • 🕊 1
  • 💔 1
Post #1894 172
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

المنة للَّه که چو ما بی‌دل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم

#حافظ

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 7
  • 👌 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
Post #1892 218
نمی‌گویم همین شب‌های ابرآلود برگردی
تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی

تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی‌تاریخ
بدون هیچ مرز، ای عشق نامحدود برگردی!

تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها
سحرگاهی که خواهی ماند...خواهی بود...برگردی

به میعاد غزل‌هایی که کامل می‌شود با تو
تو باید ای زن کامل! زن موعود! برگردی

بیا موهات سمت باد را تغییر خواهد داد
تو دریایی تو باید برخلاف رود برگردی

همین یک غنچه باقی مانده از این شاخه‌ی مریم
همین کافی‌ست تا یک صبح خیلی‌زود برگردی!

#محمدسعید_میرزایی

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 10
  • 👏 2
  • 🔥 1
  • 🕊 1
  • 💔 1
Post #1891 249
گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد
گیرم که زمان خاطره‌ها را به فنا داد

گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی
آن عاشقِ دیوانه که صد نامه فرستاد

با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی؟
یک بار دلت یادِ منِ خسته نیفتاد؟

یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلت تنگ نشد خانه‌ات آباد؟

این بود جوابِ منِ دلخسته‌ی عاشق؟
شیرینِ رقیبان شده‌ای از لجِ فرهاد؟

باشد گله‌ای نیست، خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب، دمت گرم و دلت شاد

#محمدرضا_نظری

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 14
  • 🔥 1
  • 👌 1
Post #1889 203

Forwarded from مدیریت فرهنگی دانشگاه نوشیروانی

❇️ اطلاعیه شماره ۲ انتخابات شورای مرکزی کانون‌های فرهنگی دانشگاه

✳️ اسامی کانون‌های فرهنگی دانشگاه برای انتخابات 1405:

1. امداد و هلال احمر
2. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی (همکار معاونت دانشجویی)
3. خیریه نوشیروانی
4. دختران آفتاب (ویژه خواهران)
5. ریحانه (ویژه خواهران)
6. رسانه
7. شعر و ادبیات
8. فیلم و تئاتر
9. قرآن و عترت
10. کتاب و اندیشه
11. گردشگری و میراث فرهنگی
12. محیط زیست
13. مهدویت
14. همیاران سلامت جسم و روان (همکار معاونت دانشجویی)
15. هنر
16. هیأت محبان المهدی (عج)

@FarhangiNoshirvani
  • 🔥 1
Post #1888 177

Forwarded from مدیریت فرهنگی دانشگاه نوشیروانی

❇️ اطلاعیه شماره 1 انتخابات انتخابات شورای مرکزی کانون‌های فرهنگی دانشگاه

✳️ قابل توجه متقاضیان داوطلبی شورای مرکزی کانون‌های فرهنگی دانشگاه

🔵 کلیه داوطلبان می‌بایست فرم پیوست را تکمیل کرده و درخواست خود را تا پایان روز یکشنبه مورخ 1405/07/12 به ایمیل زیر ارسال نمایند.

farhangi.nit@gmail.com


🔴 داوطلبان حتماً به شرایط صلاحیت مطابق آیین‌نامه فعالیت کانون ها توجه داشته باشند.

🟢 زمان برگزاری و نحوه انجام انتخابات بعد از احراز صلاحیت داوطلبین اعلام خواهد شد.


✅ مهمترین شرايط داوطلبان عضويت در شوراي مرکزی کانون ها بر اساس آیین‌نامه فعالیت کانون ها به شرح ذيل مي‌باشد:

1.حداقل یک نیمسال تحصیلی را گذرانده باشند ( به استثنای مقاطع تحصیلات تکمیلی).
2. تا پایان دوره فعالیت شورای مرکزی دانشجو باشند (باقی ماندن حداقل دو نیمسال تحصیلی به اتمام دوره تحصیلی دانشجو).
3.دو نیمسال تحصیلی متوالی یا سه نیم سال تحصیلی غیر متوالی مشروط نشده باشند.
4.محکومیت انضباطی منجر به توبیخ کتبی و درج در پرونده یا بالاتر نداشته باشند.
5.عضو شورای مرکزی یا دبیر تشکل‌های اسلامی، شوراهای صنفی دانشجویان، مسئول بسیج دانشجویی و عضو شورای مرکزی انجمن‌های علمی و سردبیر نشریات سیاسی دانشجویی دانشگاه نباشند.
6.عضو شورای مرکزی سایر کانون‌های فرهنگی دانشگاه نباشند.

@FarhangiNoshirvani
Post #1887 230
من در برکه‌ی اندوهم
آنقدر زیبا شنا می‌کنم،
که هیچ‌کس
به فکر نجاتم نمی‌افتد.

#سیاوش_یزدان_دوست

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 11
  • 🕊 1
Post #1885 261
کانون شعر و ادبیات من به تو خندیدم چون که می‌دانستم تو به چه دلهره از باغچهٔ همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی‌دانستی باغبان باغچهٔ همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و…
“ادامه‌ی مناظره‌ی سیب”

دخترک خندید و
پسرک ماتش برد!
که به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس‌گیرد‌!
غضب‌آلود به او غیظی کرد!
این وسط من بودم،
سیب دندان‌زده‌ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره‌ی یک عاشق
و لب و دندانِ تشنه‌ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام!
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
"او یقیناً پی معشوق خودش می‌آید!"
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
"مطمئناً که پشیمان شده بر می‌گردد!"
سالهاست که پوسیده‌ام آرام آرام!
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز!
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه‌کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

#جواد_نوروزی

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 15
Post #1884 232
در خیالم چون که می‌آیی، بهاران می‌شود
شاخه‌ای همچون قلم یکباره لغزان می‌شود

شعر من در وصف تو ، برگ درختان دفترم
عاقبت اشعار من، بهر تو دیوان می‌شود

#فاطمه_یاوری_مقدم
‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 16
Post #1882 310
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین‌جگرم

خون دل می‌خورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحب‌دل و صاحب‌نظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی‌سیم و زرم

هنرم کاش گره‌بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می‌گذرم

تو از آنِ دگری رو که مرا یادِ تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم؟ لعلم و والا گهرم

#شهریار

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 11
  • 💔 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
  • 👌 1
Post #1881 285
۲۷ شهریور،
روز شعر و ادب پارسی
و روز بزرگداشت استاد شهریار،
گرامی باد✨

سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ – درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است.

کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
📚✍️ @Sher_nit
  • ❤ 11
  • 👌 1
  • 🕊 1
Older posts →

About this channel

How can I read @sher_nit without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون شعر و ادبیات: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون شعر و ادبیات have?
کانون شعر و ادبیات (@sher_nit) has 683 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون شعر و ادبیات know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →