رسانه سهیل قاسمی
ادبیات
بازنشر آزاد است.
گرداننده:
@SoheilGhassemi
Instagram.com/soheil.ghassemi
YouTube.com/c/SoheilGhassemi
Aparat.com/soheilg
ClubHouse.com/@Setiq
X.com/deconstr
facebook.com/deconstr
https://vt.tiktok.com/ZSF3RGgRk/
setiq.com
Post #4921
947
زبان فارسی نیز مانندِ زبانهای دیگر از حروفِ صدادار و بیصدا (مصوّت و صامت) تشکیل شدهاست. صدادارها (مصوّتها) به دو دستهی کوتاه و بلند تقسیم شدهاست. در الفبایی که با آن مینویسیم، نشانههای حروفِ صدا دارِ بلند «ا، و، ی» به شکلِ حرفی مستقل نگاشته میشود امّا نشانههای حروفِ صدادارِ کوتاه، بهشکلِ نشانه (حرکت) بر بالا یا پایینِ حرفِ بیصدایِ پیشینِ آن نشان داده میشود. حال آنکه در زبانهایی که با الفبای لاتین نوشته میشوند، برای صدادارهایِ کوتاه نیز حرفی مستقل در نظر گرفته شده.
از طرفی، ساختارِ دستورِ زبانِ فارسی، از ترکیباتِ اضافی بهره میبرد. واژههایی که با مصوّتی به واژهی پیشینِ خود اضافه میشوند و شکلِ ترکیبی میگیرند. حال آن که در دستورِ برخی زبانها، چنین ساختاری نیست یا شکلِ دیگری دارد یا برایِ ترکیبِ واژهها، از واژهها و حروفِ مستقل استفاده میکنند.
حروفچینیِ ماشینی برای تولیدِ نوشتار، با ورودِ ماشینهای تحریر و صنعتِ چاپ، محدودیتهایی برای دَرجِ نشانههای «زبَر» و «زیر» و «پیش» ایجاد کرد. بهشکلی که در طولِ سالیان، چشمِ ما به خواندنِ واژهها بدون نشانههای مصوّتهای کوتاه و نشانههای ترکیبهای اضافی (اعم از وصفی و ...) عادت کردهاست. تا جایی که بپنداریم طبیعتِ الفبای زبانِ فارسی، بینیاز از این نشانههاست.
همچنین، نشانههای «و»، «ی» و «ا»، در مواردی نشانههایی برای حروفِ صامت اند و در مواردی نشانههایی برای حروفِ مصوّتِ بلند. در «نیرو»، «و» و «ی» هر دو مصوّتِ بلند و در «پیرو»، هر دو صامت.
نشانهی «ی»، هم برای شناسهی دوم شخصِ مفردِ فعلها به کار میرود (رفتم، رَفتی، رفت)، هم بهتنهایی برای صرفِ دومشخصِ مفردِ فعلِ استن (سیاهم، سیاهی، سیاه است) هم برای حاصلِ مصدر (سیاهی)، هم برای نسبت (خاکی، آبی، صورتی)، هم برای اشاره به یک چیز یا ناشناس بودنِ چیزی (سیاهی)
های ملفوظ و های غیرِ ملفوظ هر دو به یک شکل نوشته میشود. «به» (خوب)، «به» (حرفِ اضافه)، «به» (صوتِ شگفتی)
خواندنِ نوشته، هنری نیست که تنها از دستِ خاصان بر بیاید و دیگران را راهی به آن نباشد. سواد و دانش همگانی است. میبایست خط را خوانا کرد.
سهیل قاسمی
@Setiq
از طرفی، ساختارِ دستورِ زبانِ فارسی، از ترکیباتِ اضافی بهره میبرد. واژههایی که با مصوّتی به واژهی پیشینِ خود اضافه میشوند و شکلِ ترکیبی میگیرند. حال آن که در دستورِ برخی زبانها، چنین ساختاری نیست یا شکلِ دیگری دارد یا برایِ ترکیبِ واژهها، از واژهها و حروفِ مستقل استفاده میکنند.
حروفچینیِ ماشینی برای تولیدِ نوشتار، با ورودِ ماشینهای تحریر و صنعتِ چاپ، محدودیتهایی برای دَرجِ نشانههای «زبَر» و «زیر» و «پیش» ایجاد کرد. بهشکلی که در طولِ سالیان، چشمِ ما به خواندنِ واژهها بدون نشانههای مصوّتهای کوتاه و نشانههای ترکیبهای اضافی (اعم از وصفی و ...) عادت کردهاست. تا جایی که بپنداریم طبیعتِ الفبای زبانِ فارسی، بینیاز از این نشانههاست.
همچنین، نشانههای «و»، «ی» و «ا»، در مواردی نشانههایی برای حروفِ صامت اند و در مواردی نشانههایی برای حروفِ مصوّتِ بلند. در «نیرو»، «و» و «ی» هر دو مصوّتِ بلند و در «پیرو»، هر دو صامت.
نشانهی «ی»، هم برای شناسهی دوم شخصِ مفردِ فعلها به کار میرود (رفتم، رَفتی، رفت)، هم بهتنهایی برای صرفِ دومشخصِ مفردِ فعلِ استن (سیاهم، سیاهی، سیاه است) هم برای حاصلِ مصدر (سیاهی)، هم برای نسبت (خاکی، آبی، صورتی)، هم برای اشاره به یک چیز یا ناشناس بودنِ چیزی (سیاهی)
های ملفوظ و های غیرِ ملفوظ هر دو به یک شکل نوشته میشود. «به» (خوب)، «به» (حرفِ اضافه)، «به» (صوتِ شگفتی)
خواندنِ نوشته، هنری نیست که تنها از دستِ خاصان بر بیاید و دیگران را راهی به آن نباشد. سواد و دانش همگانی است. میبایست خط را خوانا کرد.
سهیل قاسمی
@Setiq
- 👏 7
- ❤ 4
- 👎 2
- 🤔 2
- 💯 1



