میدانم. این ویدیوها بهتر بود که تیتراژی میداشت، زیرنویسی میداشت، ویرایشی میشد، نمادی چیزی کنارش بود، لابهلای آن عکسی فیلمی کتابی متنی موسیقیی میبود و با کیفیت شایستهتری به نمایش گذاشته میشد.
اما یک سالی هست که این بخشها را گرفتهام. ناتوانی در همین ویرایشها سبب شد که منتشر نکنم و امروز و فردا کردم.
نگاه که میکنم، موهای من از پارسال تا الان سفیدتر شده! و ترسیدم اگر به امید ویرایش بمانم، زمانی آماده شود که فیلمهایم شبیه خودم نباشد!
و همچنین دیدگاههایم آنقدر عوض شدهباشد که نخواهم حرفهای پیشینام را پخش کنم!
با کمترین دستکاری منتشرش میکنم. سعی کردهام طبیعی و شنیدنی حرف بزنم. حالا چه در آمده دیگر شما بگویید!
ادامهدار خواهد بود. تا پانزدهمین غزل را که آمادهاست، میگذارم و بعدیها را از سر خواهم گرفت.
بازخوردهای دوستان در ضبط برنامههای بعدی اثرگذار است. دریغ نفرمایید.
سهیل قاسمی
3#واکاوی
اگر آن تُرک ِ شیرازی به دست آرَد دل ِ ما را،
به خال ِ هندویَش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می ِ باقی! که در جنّت نخواهی یافت
کنار ِ آب ِ رکنآباد و گلگشت ِ مصلّا را
فغان! کاین لولیان ِ شوخ ِ شیرینکار ِ شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوان ِ یغما را
زِ عشق ِ ناتمام ِ ما جمال ِ یار مستغنیست
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رو یِ زیبا را
من از آن حُسن ِ روزافزون که یوسف داشت، دانستم
که عشق از پردهیِ عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعاگویم
جواب ِ تلخ میزیبد لب ِ لعل ِ شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا! که از جان دوستتر دارند
جوانان ِ سعادتمند، پند ِ پیر ِ دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز ِ دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معمّا را
غزل گفتی و دُر سُفتی؛ بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم ِ تو افشانَد فلک عِقد ِ ثریّا را
#غزل3
#حافظ
سهیل قاسمی
شرح سطر به سطر غزلهای حافظ
از مجموعه برنامههای #حافظ_شاعر
@Setiq