TGViewer
ستیغ ستیغ @setiq · 2.79K subscribers
Post #4543 810
اَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ وَ زادَ غَرامی
فدایِ خاکِ دَرِ دوست باد جانِ گرامی
 
پیامِ دوست شنیدن، سعادت است و سلامت
مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی اِلیٰ سُعادَ سَلامی؟[1]
 
بیا به شامِ غریبان و آبِ دیده‌یِ من بین
به‌سانِ باده‌یِ صافی در آبگینه‌یِ شامی
 
إذا تَغَرَّبَ عَن ذِی الْاَراکِ طایِرُ خَیْرٍ،
فَلا تَغَرَّدَ عَن رَوْضِها اَنینُ حَمامی[2]
 
وَ اِن رَغِبْتُ بِنَجْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ
فَما تَطَیَّبَ نوْمی! وَ مَا اسْتَطابَ مَنامی[3]
 
بسی نمانْد که روزِ فراقِ ما به‌سَر آید
رَأیْتُ عَن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِیامَ حَمامی[4]
من یه سوال دارم:
رَأَیْتُ مِن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِبابَ خِیامِ

قبّه‌های خیمه‌ها را شاعر از کجا می‌ییند؟
از پنجره‌ی خانه‌ی خود؟
از دروازه‌ی شهر؟
از بالای برجِ نگهبانی؟
کدام قافله که از هر جا به سمتِ شیراز می‌آید، در نزدیکیِ شهرِ شیراز، آن قدر نزدیک که کسی با چشمِ غیرِ مسلّح بتواند ببیند، خیمه بزند؟
که شاعر بگوید روزِ پایانِ فراق ما نزدیک است چون من دارم قبّه‌های خیمه‌های آن‌ها را می‌بینم؟
یکی این که خب خیمه زدن و اتراق کردن کار پر دردسری است و کسی که تا نزدیکی مقصد آمده، چند قدم را هم می‌آید که برسد خب!

رَأیْتُ عَن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِیامَ حَمامی
برخاستن کبوتری را دیده و به فالِ نیک گرفته که به‌زودی دوری به‌سر خواهد آمد.
خوشا دمی که درآیی و گویم‌ات: به‌سلامت!
قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامی[5]
 
من ارچه هیچ ندارم سزایِ صُحبتِ یاران،[6]
زِ بَهرِ کارِ ثواب‌ام قبول کُن به‌غلامی
 
تَغیبُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذایِباً کَهِلالٍ[7]
اگر چه روی چو ماه‌ات ندیده‌ام به‌تمامی
 
چو سِلْک دُرّ‌ِ خوشاب است نظمِ پاکِ تو[8] حافظ
که گاهِ لُطف، سبَق می‌بَرَد زِ نظمِ نظامی
 
امید هست که زودَت به‌کامِ خویش ببینم[9]
تو شاد گشته به فرمان‌دهی و من به غلامی

 


[1] ۸۰۳: «مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی سَعادَتی و سَلامی؟»
[2] در تصحیح‌ها، «إذا تَغَرَّدَ عَن ذِی الْاَراکِ طایِرُ خَیْرٍ / فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوْضِها اَنینُ حَمامی» نیز نوشته.
[3] در تصحیح‌ها، «وَ اِن دُعیتُ بِخُلْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ / فَما تَطَیَّبَ نَفْسی وَ مَا اسْتَطابَ مَنامی» نیز نوشته.
[4] شاید سهو کاتب در تکرار «حمامی» باشد. در تصحیح‌ها، «رَأیْتُ مِن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِبابَ خِیامِ». ۸۰۳: «قباب حمامی»
[5] ۸۰۳: «مَقامِ»
[6] ۸۰۳: «سزایِ صُحبتِ شاهان»
[7] در تصحیح‌ها، «بَعِدتُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذائباً کَهِلالٍ». مصراع دوم در ۸۰۳: «وَ اِن رَغِبتُ لِنَجدٍ فَمَا اسْتَطابَ مَنامی»
[8] ۸۰۳: «نظمِ شعرِ تو»
[9] ۸۰۳: «به بختِ خویش ببینم»

سهیل قاسمی

متن برگرفته از کتاب
دیوان حافظ
برپایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی
انتشارات بلم


@Setiq
  • ❤ 5
  • 👍 5
  • 🔥 1
  • 👏 1
More from @setiq
  1. Oct 7, 2026این غزل را در دفتر دگرسانی‌ها - دکتر سلیم نیساری نیافتم. از کتاب دکتر خانلری: نسخه‌های «ب.…
  2. Oct 7, 2026اگر به‌کویِ تو باشد مرا مَجالِ وُصول، رسَد به‌دوْلت وصل‌ات نوایِ من به اصول قَرار بُرد زِ…
  3. Oct 5, 2026دیوان گویای حافظ بر پایه‌ی نسخه‌ی خطی سال ۸۰۱ سهیل قاسمی تنظیم: حسین جلیلیان فاش می‌گویم و…
  4. Oct 3, 2026ببینید یک کانال به اسم انقلاب ملی با پرچم شیر و خورشید با دویست و هفتاد و سه هزار مشترک با…
  5. Oct 2, 2026سرخطِ لوحِ دلم جز الفِ قدّ‌ِ تو نیست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم #حافظ نسخه‌های سال ۸…
  6. Sep 30, 2026مهین میرزایی سهیل قاسمی اتفاق‌ام به سر ِ کویِ کسی افتاده ست که در آن کوی چو من کُشته بسی ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →