برگی از کتاب
دیوان حافظ بر پایهی نسخهی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی
انتشارات بلم
صورتِ رویات، نگارا! خوش بهآیین بستهاند
گوییا نَقشِ لبات از جانِ شیرین بستهاند
از برای مَقدَم خیلِ خیالات، مردُمان
زْ اشکِ رنگین در دیارِ دیده آذین بستهاند
کارِ زلفِ تو ست مشکافشانی و، نظّارگان،
مَصلَحت را تُهمتی بر نافهیِ چین بستهاند!
یارب آن روی است در پیرامناش بَندِ کُلاه
یا بهگِردِ ماهِ تابان، عِقدِ پَروین بستهاند؟
این غزل را بجز در کتاب زندهیاد انجوی شیرازی جایی ندیدم. این بیتهای افزون بر ۸۰۳ را از آنجا نقل میکنم:
خطِّ سبزِ عارضات بس خوب و دلکش یافتم
سایبان از گِردِ عنبر گِردِ نسرین بستهاند
خطِّ سبز و عارضات را نقش بندانِ خطا
سایبان از عنبرِ تَر گِردِ نسرین بستهاند
جُمله وصفِ عشقِ من بودهست و حُسنِ رویِ او
آن حکایتها که بر فرهاد و شیرین بستهاند
حافظا! مَحضِ حقیقت گوی! یعنی: سِرِّ عشق
غیْر از این، دیگر خیالاتی به تخمین بستهاند
در نسخه ۸۰۳ چنین شکلی خواندم
رشک رنگین در دیارِ دیده آیین بستهاند
در تصحیحهای دیگر نیافتم این غزل را اما به باورِ قَویِ من، آذین بستهاند درست است و آیین بستهاند را سهوِ کاتب دانستم. واژهی نخست «رشک» و «زشک» را نیز میتوان پنداشت کاتب نقطه نگذاشته.
مردمان، از برایِ مَقدَمِ خیلِ خیال، آذین میبستهاند. و این آذین را برایِ مَقدمِ لشکریانِ خیالِ یار، در دیارِ دیدهیِ خویش، با اشکِ رنگینِ خود تدارک دیدهاند.
سهیل قاسمی
@Setiq
پی نوشت:
یکی از معانی واژهی "آیین"، "آذین" است. احتمالاً نوعی تفاوت گویشی در بیان یک واژه است.
سپاس از دوست گرامی «منصور ابراهیمی» که این نکته را آموختند
Post #4515
1.32K
- 👍 5
- ❤ 4
- 🔥 1
- 👏 1