کنار:
۱. کنارهی چیزی و گوشه و طرف. پهلو، دامن.
۲. بغل و آغوش.
۳. سوی. جهت. گوشه.
چنگ:
۱. سازی است مشهور که سَرِ آن خمیده است و تارها دارد.
۲. پنجه و انگشتانِ مردُم.
نواختن:
۱. از ساز و نقاره آواز برآوردن. ساز زدن.
آلت موسیقی را به صدا درآوردن.
۲. نوازش. مهربانی کردن.
۳. به مراد رسانیدن. خواهش کسی را برآوردن. خوش کردن.
کام:
خواستهی دل؛ آرزو.
لذت؛ خوشی.
همآغوشی.
همچو چنگ ار به کناری ندهی کامِ دلم
از لبِ خویش چو نِی یک نفسی بِنْوازم
حافظ نسخه ۸۲۷
اگر مانندِ چنگ، در کنارِ خود، در گوشهئی با یک همآغوشی کامِ دلِ مرا نمیدهی، مانندِ نی، از لبِ خودت یک نفسی مرا بنواز و نوازشی کُن.
(اگر مرا به همآغوشی کامروا نمیکنی، دستکم بوسهئی بده)
همچو چنگ ار به کناری بدهی کامِ دلم
باز چون نِی زِ لبانَت نفسی بِنْوازم
حافظ نسخه ۸۰۳
اگر مانندِ چنگ، در کنارِ خود، مرا به آغوش میگیری و با یک همآغوشی کامِ دلِ مرا میدهی، باز مانندِ نی، از لبِ خودت یک نفس مرا بنواز و نوازشی کُن.
(حالا که با همآغوشی مرا کامروا کردی، باز بیا و بوسهئی هم بده و حالِ مرا خوش کن)
🤪
یه بوس هم بده 😜
سهیل قاسمی
@Setiq
Post #4400
797








- ❤ 3
- 👍 1
- 🥰 1