یه خوشگلشو پیدا کردم:
سرشکِ من بِزَنَد میغ بر کنار چو بَحر
اگر میانِ ویْام در کنار باز آید
#حافظ ۸۰۳
زهی خجسته زمانی که یار بازآید
بهکامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
به پیشِ خیْلِ خیالاش کشیدم اَبلقِ چشم
بدان امید که آن شَهسَوار بازآید
در انتظارِ خَدَنگاش همیبَرَد دِلِ صیْد
خیالِ آن که به راهام شکار باز آید (۱)
مُقیم بَر سَرِ راهاش نشستهام چون گَرد
بدان هوَس که بدین رهگذار بازآید
اگر نه در خَمِ چوگان او رَوَد دلِ من،
زِ سَر چه گویم و سَر خود چه کار بازآید!
دلی که با سَرِ زلفین او قراری داد،
گمان مَبَر که در آن دل قرار بازآید
سِرِشکِ من بزَنَد میغ بر کنار چو بَحر
اگر میانِ ویْام در کنار باز آید
چه جوْرها که کشیدند بلبلان از دل
بهبویِ آن که دگَر نوْبهار بازآید
زِ نقشبندِ قضا هست امید آن حافظ
که همچو سَروْ بهدَستات نگار بازآید
حافظ
۱. «همیپَرَد» هم میشد خواند. مصراع دوم را «براهم» توانستم بخوانم. تصحیحهای دیگر:
در انتظار خدنگش همیپرد دِلِ صیْد
خیالِ آن که به رسمِ شکار باز آید
سهیل قاسمی
YouTube
آپارات
@Setiq
Post #4385
959






