امروز در لابهلای حاشیههای از بین رفتهیِ نسخه ۸۰۱ حافظ یافتم واژههایی از ابتدای هر مصراع از این غزل
باقی شعر در صحافی ترمیم کتاب، زیر چسب و برش رفته و دیده نمیشود. ولی این غزل در حاشیهی این نسخه نوشتهشده بود.
پیشترها در لایوهای حافظ شیراز، اجرای غزلهای حافظ از کتاب احمد شاملو این شعر را اجرا کردهبودم.
اندکی سطرها پس و پیش اند اما در کل همین است.
بیت سوم از آن آب آتشی، زِ آباش آتشی به نظر میرسد در هشتصد و یک!
غماش تا در دلام مأوا گرفتهست
سَر م چون زلف ِ او سودا گرفتهست.
شدم عاشق به بالایِ بلند ش
که کار ِ عاشقان بالا گرفتهست.
لب ِ چون آتشاش آب ِ حیات است
از آن آب، آتشی در ما گرفتهست.
زِ دریایِ دو چشمام، گوهر ِ اشک
جهان در لؤلؤ ِ لالا گرفتهست.
همایِ همتام عمری ست کاز جان
هوایِ آن قد و بالا گرفتهست.
چو ما در سایهیِ الطاف ِ او ئیم
چرا او سایه از ما وا گرفتهست؟
نسیم ِ صبح، عنبربو ست امروز
مگر جانان ره ِ صحرا گرفتهست!
دوایِ غم بهجز می نیست، حافظ
از آن رو ساغر ِ صهبا گرفتهست.
غزل 27 از کتاب حافظ شیراز - احمد شاملو
اجرا: سهیل قاسمی
@Setiq
Post #4339
1.03K