میدونما... الان شبه... دیروقته... منم یه مدّته درگیر این کتابم... خستهم! به پرت و پلا ممکنه افتاده باشم!
ولی خودتون ببینید آخه! من هیچی نمیگم!
شَمّهئی از داستانِ عشقِ شورانگیزِ ماست
شمّه
لغتنامه دهخدا
۱. شمه [ ش َم ْ م َ / م ِ ] (ع اِ) بوی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری). مطلق بوی باشد خواه بوی گل و خواه بوی چیزدیگر. (از برهان ). بوی خوش . (ناظم الاطباء). عطر. بوی دلاویز. (یادداشت مؤلف)
۲. شمه [ ش ِ م ِ / ش ِم ْ م ِ ] (اِ) چربی شیر و پنیر. (ناظم الاطباء). چربی سرشیر و چربی پنیر و ماست . (انجمن آرا) (آنندراج).
شما باور میکنید #حافظ ، اونم حافظ! اون ماست را الکی و بیتوجّه به معنیِ سرشیر آورده باشه؟
باشه!
سهیل قاسمی
شَمّهئی از داستانِ عشقِ شورانگیزِ ماست
آن حکایتها که از فرهاد و شیرین کردهاند
هیچ مژگانِ دراز و غمزهیِ جادو نکَرد
آنچه آن زلفِ سیاه و مویِ مشکین کردهاند
ساقیا میْ دهْ! که با حُکمِ ازل تدبیر نیست!
قابلِ تغییر نبوَد آنکه تعیین کردهاند
در سفالین کاسهیِ رندان به خواری منگَرید
کاین حریفان، خدمتِ جامِ جهانبین کردهاند
بخشی از قطعه
حافظ ۸۰۱ مقطّعات
@Setiq
Post #4323
1.31K

- ❤ 10
- 👍 6
- 😁 2
- 🙏 1
- 🥱 1
- 🥴 1