و آنرا که خبر شد، خبری بازنیامد
سعدی
آن که دانست، زبان بست
و آن که میگفت، ندانست…
□
چه غمآلوده شبی بود!
و آن مسافر که در آن ظلمت ِ خاموش گذشت
و بر انگیخت سگان را به صدایِ سُم ِ اسباش بر سنگ
بیکه یکدَم به خیالاش گذرد
که فرودآید شب را،
گویی
همه رؤیایِ تبی بود.
چه غمآلوده شبی بود!
آذرِ ۱۳۴۰
شعر: احمد شاملو
صدا: سهیل قاسمی
میکس: شاپور
@Setiq
Post #4268
958