دو بیت از غزل ۱۰ حافظ که در کتاب قزوینی و غنی نیست.
از کتاب #سایه
باد بر زلف ِ تو آمد شد جهان بر ما سیاه
نیست از سودایِ زلفات بیش از این توفیر ِ ما
سودا:
۱. معامله، داد و ستد، خرید و فروش (عمید)
۲. مرض ِ مالیخولیا، فساد ِ فکر، خیالبافی، جنون. نام ِ خلطی از اخلاط ِ اربعه و در فارسی به معنایِ دیوانگی است و این مَجاز است. چرا که بهسبب ِ کثرت ِ خلط ِ سودا جنون پیدا میشود (غیاث اللغات)
۳. هوا و هوس، عشق (عمید)
۴. سیاه (آنندراج، غیاث اللغات)
توفیر:
۱. سود، فایده.
۲. زیاد کردن ِ مال
۳. افزونی، زیادتی، افزایش
۴. تمام کردن. (عمید)
مرغ ِ دل را صید ِ جمعیت به دست افتاده بود
زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ِ ما
مرغ:
پرنده.
اینجا پرندهئی که پرندههای کوچکتر را شکار می کند.
جمعیت:
۱. در مجاز: آسودگی ِ خاطر
۲. فراهم آمدن و مجتمع شدن، متحد گشتن.
مرغ ِ دل:
تشبیه ِ دل به پرنده
صید ِ جمعیّت:
تشبیه ِ آرامش به شکار و دستآورد.
نخجیر:
شکار (عمید)
برشی از برنامههای در دست تدوین واکاوی غزلهای حافظ
حافظ شاعر | شرح سطر به سطر غزلهای دیوان حافظ
آپارات | YouTube
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #4266
1.13K