#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 572 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
این چه رفتار است کآرامیدن از من میبَری؟
هوشام از دل میربایی، عقلام از تن میبری
باغ و لالِستان چه باشد! آستینی برفشان
باغبان را گو بیا گر گُل به دامن میبری
روز و شب میباشد آن ساعت که همچون آفتاب
مینمایی روی و دیگر باز روزن میبری
مویات از پس تا کمَرگَه خوشهئی بر خرمن است
زینهار! آن خوشه پنهان کُن! که خرمن میبری
دل به عیّاری ببردی ناگهان از دست ِ من
دزد، شب گردد؛ تو فارغ روز ِ روشن میبری
گر تو برگردیدی از من بیگناه و بیسبب
تا مگر من نیز برگردم، غلط ظن میبری
چون نیاید دود از آن خرمن که آتش میزنی؟
یا ببندد خون از این موضع که سوزن میبری
این طریق ِ دشمنی باشد نه راه ِ دوستی
کآبرویِ دوستان در پیش ِ دشمن میبری
عیب ِ مسکینی مکُن افتان و خیزان در پیات!
کآن نمیآید؛ تو زنجیر ش به گردن میبری
سعدیا! گفتار ِ شیرین پیش ِ آن کام و دهان،
دُر به دریا میفرستی زر به معدن میبری
0572
@Setiq
Post #4226
842
این چه رفتار است کآرامیدن از من میبری؟سعدی
- ❤ 6
- 👍 3
- 🙏 1