که آب ِ رو یِ تو آتش در ارغوان انداخت
بیت ۴ غزل ۱۶ #حافظ
خوی:
عَرَق (معین)
مایعی که از غدّههایِ زیر ِ پوست ِ بدن تراوش میکند (عمید)
چمن:
راه باشد میان ِ بوستان و باغ. راه ِ راست بوَد ساخته در میان ِ درختان (فرهنگ اسدی)
نشستنگاه ِ میان ِ باغ که پیرامون ِ آن درختان نشانند و در میانهیِ آنها گلها و ریاحین کارَند. (آنندراج)
زمین ِ سبز و خرم و مَرغزار (ناظم الاطباء)
ارغوان:
۱. گلی سرخرنگ (عمید) درختی است که گلهای سرخ آورَد (اسدی نخجوانی)
۲. در مَجاز، صورت ِ سرخ و زیبا
شراب خورده و خوی کرده، حالتی است که پس از نوشیدن ِ شراب، صورت ِ آدم عرق میکُنَد. و این عرق رویِ چهرهیِ یار و حالت ِ برافروختهی ناشی از این حالت ِ مستی در یار، مضمونهای لطیفی برای شاعران دست و پا کردهاست.
بر گُل ِ سُرخ از نم اوفتاده لآلی
همچو عَرَق بر عذار ِ شاهد ِ غَضبان
سعدی، گلستان، دیباچه
از تاب ِ آتش ِ می بر گِرد ِ عارضاش خوی
چون قطرههایِ شبنم بر برگ ِ گُل چکیده
حافظ ۴۲۵
ز آن می که داد حُسن و لطافت به ارغوان
بیرون فکند لطف ِ مزاج از رخاش به خوی
حافظ ۴۲۹
زلفآشفته و خویکرده و خندانلب و مست
پیرهنچاک و غزلخوان و صراحی در دست
حافظ ۲۶
معنای بیت:
تو، در حالتی که شراب خوردهای و عرق کردهای به باغ و بوستان به تماشا میروی و به این دلیل است که درخت و گل ِ ارغوان به رنگ ِ سرخ و آتشین درآمده است. این رنگ ِ رویِ تو و چکیدن ِ عرق ِ رویِ تو بر چمن است که بر رویِ ارغوان آتش انداختهاست.
۱. ارغوان، سرخی ِ خود را از رنگ ِ رویِ برافروختهیِ تو گرفته.
۲. رنگ ِ رویِ تو آتش 🔥 و فتنهئی در ارغوان انداخته و حسودی ِ او را برانگیخته
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
#حافظ #هرروزباحافظ #شعر #عشق #حافظ_خوانی #شعرخوانی #دکلمه #یار #متن #عاشقانه #کتاب #ستیغ #سهیل_قاسمی #ادبیات #فارسی #غزل #پارسی #واکاوی #شرح #ناب #شعر_ناب #ادبیات_فارسی #شاعرانه