فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت
غزل ۱۶ #حافظ، بیت ۳
کرشمه:
ناز، حرکات ِ دلانگیز ِ چشم و ابرویِ زیبارویان. (2:7)
نرگس:
۱. گُلی سفید، کوچک و خوشبو با کاسهئی در وسط، برگهای سبز و دراز (عمید)
۲. در مَجاز، چشم ِ معشوق
خودفروشی:
خودنمایی، خودستایی، لاف زنی (عمید)
فریب:
عشوه و مکر و غافل شدن یا غافل کردن به خدعه (برهان)
فتنه:
گمراهی (منتهی الارب، اقرب الموارد) آزمایش (دهخدا) گناه (منتهی الارب، اقرب الموارد) فریفته، مفتون (دهخدا) محنت، عذاب (عمید)
نرگس ِ فتّان (دلفریب) و نرگس ِ جَمّاش (فریبنده و شوخ) برایِ چشم ِ یار در شعر ِ حافظ آمده و با فتنه در جهان انداختن ِ چشم در این بیت هممضمون است.
خواب ِ آن نرگس ِ فتّان ِ تو بی چیزی نیست
تاب ِ آن زلف ِ پریشان ِ تو بی چیزی نیست
حافظ ۷۵
غلام ِ نرگس ِ جمّاش ِ آن سَهیسرو ام
که از شراب ِ غرور ش به کس نگاهی نیست
حافظ ۷۶
چیزی که برایِ من جالب بود، خودفروشی و سرگرانی ِ نرگس، صفاتی است که میتوان حدس زد که خاصیت ِ خودشیفتگی که امروزه آن را «نارسیسیسم» میخوانند، شاید مورد ِ توجّه ِ شاعر بودهاست. منشاء ِ این اصطلاح ِ علمی، به حدود ِ دو هزار سال پیش بر میگردد و منسوب به نام ِ نارسیس یا نرگس است که مردی جوان و زیبا و پر طرفدار بوده که عشق ِ دیگری را رد میکند و عاشق ِ انعکاس ِ تصویر ِ خود در آب میشود.
که بندد طرف ِ وصل از حُسن ِ شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه
حافظ ۴۲۸
جز اینها، مستی و مستانگی، بی حیایی، فریب، شوخی و بی ادبی، کرشمهگری، جادوگری و لافزنی هم از صفتهایی است که نرگس در غزل ِ حافظ دارد. و شیوهیِ چشم ِ یار، فریب هم دارد.
شیوهیِ چشمات فریب ِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
حافظ ۳۶۹
معنای بیت:
نرگس از روی خودنمایی یک کرشمه کرد و در برابر ِ آن، فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت.
وقاحت ِ نرگس و فریب و جادویِ نرگس و چشم، در شعر ِ سعدی هم هست.
با چشم ِ نیمخواب ِ تو خشم آید م همی
از چشمهایِ نرگس و چندان وقاحتاش
سعدی، غزل ۳۲۰
ای مسلمانان! فغان ز آن نرگس ِ جادو فریب
کاو بهیکرَه بُرد از من صبر و آرام و شکیب
سعدی، ملحقات و مفردات، ۳
همچنین در ادامهیِ بحث ِ نارسیسیسم، در شعر ِ مولوی و سعدی و خواجوی کرمانی هم، مضمون ِ نگاه کردن در آینه و عاشق ِ تصویر ِ خود شدن وجود دارد.
ای تو زِ خوبییِ خویش، آینه را مشتری
سوخته باد آینه! تا تو در او ننگری
مولوی، غزل ۳۰۱۸
گر ت کسی بپرستد، ملامتاش نکنم من
تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی
سعدی، غزل ۵۲۸
چهرهیِ خویش را در آینه بین
تا ببینیم مست و مدهوشات
خواجوی کرمانی، غزل ۳۹ حضَریات
این شاهدمثالها را از یادداشت ِ دوست و سرور ِ ارجمند حمید صدر بهوام گرفتهام.
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
#حافظ #هرروزباحافظ #شعر #عشق #حافظ_خوانی #شعرخوانی #دکلمه #یار #متن #عاشقانه #کتاب #ستیغ #سهیل_قاسمی #ادبیات #فارسی #غزل #پارسی #واکاوی #شرح #ناب #شعر_ناب #ادبیات_فارسی #شاعرانه