بیت هفتم غزل چهارم حافظ
جز این قدَر نتوان گفت در جمال ِ تو عیب
که وضع ِ مهر و وفا نیست رو یِ زیبا را
#حافظ 4
قَدَر:
1. اندازه (عمید) مقدار (آنندراج)
2. سرنوشت، آنچه خدوند برای بندگان ِ خود مقدَّر کرده. (عمید)
جَمال:
زیبایی، حُسن ِ صورت، خوشگلی (عمید)
عیب گفتن:
بَدی ِ کسی را گفتن. معایب برشمردن. (دهخدا)
وضع:
رَوِش (معین)
نهادن چیزی را بر جای (منتهی الارب)
ایجاد کردن (معین)
معنای بیت: بهجز این مقدار، نمیتوان عیبی برایِ تو بر شمرد که برایِ رویِ زیبا، روش ِ مهر و وفا نیست. مهر و وفا برای زیبارویان قرار داده نشده است.
قَدَر در معنایِ تقدیر با وضع در مصراع ِ دوم، تناسب دارد و نیز معنایِ خوشی میگیرد.
به نوعی به قَدَر عیب میگوید.
بر جمال ِ تو، بهجز این مُقَدَّره عیبی نمیتوان گفت که مهر و وفا برایِ آن وضع نشدهاست.
سعدی هم چنین بیتی دارد.
جز این قدَر نتوان گفت بر جمال ِ تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید
#سعدی غزل 290
با این تفاوت که سعدی بر جمال ِ تو عیب گفته و حافظ در جمال ِ تو. و به قول ِ دوست ِ خوبام عزیزی کوتنایی، هماین «در» و «بر»، تفاوت ِ سعدی و حافظ است!
و من نیز بهآن بیَفزایم که در بیت ِ سعدی، این تناسب میان ِ وضع و قَدَر هم نیست. سعدی به نامهربانی ِ یار ِ زیبارو، و حافظ علاوه بر آن، به تقدیر هم عیب میگوید. اگر مصراع و مضمونی از سعدی به عاریت گرفته، تا چیزی حافظانه بهآن نیفزاید، نمیشود!
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3832
1.19K
- 👍 5
- ❤ 4
- 👎 1