نصیحت گوش کن جانا! که از جان دوستتر دارند
جوانان ِ سعادتمند، پند ِ پیر ِ دانا را
#حافظ 3
این حال ِ حافظ هنگامی که بهندرت نصیحت میکند را خیلی دوست دارم. خیلی اهل ِ پند و اندرز و موعظه و امری سخن گفتن نیست! و وقتی میخواهد جملهئی پندآمیز یا توصیهوار بگوید، اول اینچنین مقدمه میگوید!
«پیران سخن زِ تجربه گویند، گفتمات!
هان! ای پسر - که پیر شوی - پند گوش کن
حافظ 398
پند ِ عاشقان بشنو! و از دَر ِ طرب بازآ
کاینهمه نمیارزد شغل ِ عالَم ِ فانی
حافظ 473
یک حرف ِ صوفیانه بگویم! اجازت است؟
ای نور ِ دیده! صلح به از جنگ و داوری
حافظ 451
اینجا هم میگوید: نصیحت ِ من ِ پیر مرد را گوش کن! چون که جوانان ِ سعادتمند، پند ِ پیر ِ دانا را ارج مینهند و بیشتر از جان دوست دارند! به شکلی که یعنی ببخشید ها نصیحت میکنم! البته خودت عاقلی! جانا! و سپس نصیحتاش را میگوید:
حدیث از مطرب و می گو و راز ِ دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معمّا را
حدیث: سخن، کلام، داستان، حکایت (عمید)، سخن ِ نو (دهار)
دهر: روزگار ِ بیپایان که اول و آخر ندارد، زمان ِ دراز، عصر و زمان، زمانه. (عمید) مدت ِ هزار سال (منتهی الارب و آنندراج)، مدت ِ هزار و پانصد سال (ناظم الاطبا)
حکمت: فلسفه، دلیل و علت، خِرَد، فرزانگی (عمید) دانایی، علم، دانش، دانشمندی (دهخدا)
معنای بیت: زیاد دنبال ِ راز ِ دهر نباش. خوش باش و در بارهیِ مطرب و می حرف بزن. سخن ِ تازه بگو از مطرب و می. در بارهی اسرار و رازهای دنیا زیاد فکر نکن که نه تا حالا کسی با ابزار ِ خِرَد و دانش توانسته کلید ِ این معما را بگشاید و نه کسی بعد از این خواهد توانست! دَم را به شادی بگذران و حدیث از مطرب و می بگو.
معنایِ دیگر ِ حدیث، تازه است در مقابل ِ قدیم. و این معنا با دهر که یکی از معانی ِ آن زمان ِ دراز و مدت ِ طولانی (قدیم) است تناسب مییابد. انگار بگوید حرف ِ تازهئی بگو. دنبال ِ راز و معمّای دهر نباش. کمتر آن را بجو. معمای دهر، راز ِ روزگار ِ بیپایان است که اوّل و آخر ندارد.
سهیل قاسمی
#واکاوی
@Setiq
Post #3823
1.12K
- ❤ 8
- 👍 3