#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 397 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
از تو با مصلحت ِ خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پرواز ام
گر توانی که بجویی دلام، امروز بجوی!
و ر نه بسیار بجویی و نیابی باز م
نه چنان معتقد ام کهم نظری سیر کُنَد!
یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آز م
همچو چنگ ام سَر ِ تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی، بزن و بنواز م
گر به آتش بریام صد رَه و بیرون آری،
زر ِ ناب ام که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگام بزنی،
از من این جُرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقام از دست نیاید؛ چه کنم
سَر نه چیزی ست که در پایِ عزیزان بازم
من خراباتی ام و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر ز این چه حکایت بکُنَد غمّاز م
ماجرایِ دل ِ دیوانه بگفتم به طبیب
که: همهشب در ِ چشم است به فکرت باز م
گفت: از این نوع شکایت که تو داری، سعدی!
دَرد ِ عشق است؛ ندانم که چه درمان سازم
0397
@Setiq
Post #3804
806
از تو با مصلحت خویش نمیپردازمسعدی
- ❤ 2
- 👍 2
- 👏 2
- 🥰 1