#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 381 #سعدی
اجرا: #سهیل_قاسمی
@Setiq
دو هفته میگذرد کآن مَه ِ دوهفته ندیدم
به جان رسیدم از آن تا به خدمتاش نرسیدم
حریف، عهد ِ مودّت شکست و من نشکستم
خلیل بیخ ِ ارادت بُرید و من نبُریدم
به کام ِ دشمنام ای دوست عاقبت بنشاندی
به جایِ خود، که چرا پند ِ دوستان نشنیدم
مرا به هیچ بدادی خلاف ِ شرط ِ محبّت،
هنوز با همه عیبات به جان و دل بخریدم
به خاک ِ پایِ تو گفتم که تا تو دوست گرفتم،
زِ دوستان ِ مَجازی چو دشمنان برَمیدم
قسم به رویِ تو گویم از آن زمان که برَفتی
که هیچ روی ندیدم که روی درنکشیدم
تو را ببینم و خواهم که خاک ِ پایِ تو باشم
مرا ببینی و چون باد بگذری که: ندیدم!
میان ِ خَلق ندیدی که چون دویدمات از پی
زهی خجالت ِ مردُم! چرا به سر ندویدم؟
شکَر خوش است؛ ولیکن حلاوتاش تو ندانی
من این معامله دانم که طعم ِ صبر چشیدم
مرا روا ست که دعوی کنم به صدق ِ ارادت
که هیچ در همه عالَم به دوست برنگُزیدم
بنال مطرب ِ مجلس! بگوی گفتهیِ سعدی
شراب ِ اُنس بیاور! که من نه مرد ِ نبید ام
0381
@Setiq
Post #3702
789