SciComm Needs Dialogue
جایی برای گفتوگو دربارۀ «ارتباطات علم»
Post #44
91
🌀 تشخیص شبه علم با کیست؟ فیلسوف یا دانشمند؟
فرض کنید کسی ادعا کند یک روش تازه میتواند سرطان را درمان کند.
🤔 چطور می توانیم بفهمیم این ادعا علمی است یا شبهعلمی؟
🔍 آیا با چند معیار فلسفی همچون «ابطالپذیری» این تشخیص انجام پذیر است یا نیاز به یک متخصص این حوزه مثلا یک زیست شناسی یا پزشک داریم تا به واسطه تخصص اش شواهد را بررسی و در این زمینه اعلام نظر کند؟
🎓 سون هانسون، فیلسوف علم در مؤسسه سلطنتی فناوری سوئد بر این باور است که بخشی از مشکل، ناشی از استعاره «مرزبندی» در عبارت «مرزبندی میان علم و شبه علم» است.
👤 ماجرایی که با پوپر آغاز شد
کارل پوپر در دهه ۱۹۳۰ «مسئله مرزبندی» را مطرح کرد. اما نکته جالب این است که مسئله اولیه او اساساً جداسازی علم تجربی از متافیزیک بود، نه علم از شبهعلم.
🔁 معیار مشهورش هم «ابطالپذیری» بود: یک نظریه علمی باید بتواند با مشاهده یا آزمایش در معرض ابطال قرار گیرد.
سالها بعد، پوپر همین چارچوب را بیشتر برای تمایز علم از شبهعلم به کار برد.
هانسون میگوید این جابهجایی چندان بیاهمیت نیست؛ چون جدا کردن علم از متافیزیک و تشخیص شبهعلم، الزاماً یک مسئله نیستند.
🚧 اما مشکل خودِ «مرز» چیست؟
هانسون از مثال مرز دو کشور استفاده میکند؛ برای اینکه بدانیم یک نقطه در کدام کشور قرار دارد، نیازی نیست تخصص ویژه ای در جغرافیای سیاسی داشته باشید؛ فقط کافی است که بدانید خط مرزی از کجا عبور می کند.
⚠️ اما ماجرای شبه علم متفاوت است.
برای فهم سازگاری ادعایی درباره واکنشهای شیمیایی با علم، احتمالاً باید شیمی بدانیم.
برای ارزیابی یک ادعای پزشکی هم باید شواهد ودانش پزشکی آن حوزه را بشناسیم.
هانسون معتقد است استعاره «مرزبندی» ممکن است ما را به اشتباه بیندازد که اگر فقط معیار مناسبی پیدا کنیم، بعد از آن تشخیص شبهعلم تقریباً مکانیکی خواهد بود.
او سه مشکل مهم دیگر را هم بررسی میکند:
🔹 مرزبندی، تعریف کامل نیست.
اینکه بتوانیم A را از B جدا کنیم، لزوماً به این معنا نیست که تعریف کاملی از A یا B داریم.
🔹 مرز، ما را به فکر یک دوگانه سخت میاندازد.
گویی هر چیز یا کاملاً علم است یا کاملاً شبهعلم؛ در حالی که موارد دشوار و مرزی نیز وجود دارند.
🔹 مرز، حس ثبات ایجاد میکند.
در حالی که خود علم تغییر میکند و ارزیابی علمی ادعاها نیز با تحول دانش میتواند تغییر کند.
هانسون، یادآوری می کند که ما مدت هاست دو پرسش متفاوت را با هم اشتباه گرفته ایم.
«شبهعلم چیست؟»
و
«آیا این مورد مشخص، شبهعلم است؟»
در نگاه اول، این دو سوال، یکی به نظر می رسند؛ اما در واقعیت، پاسخ دادن به آنها الزاماً کار یک نفر نیست.
~ادامه در بخش دوم
👥 سایکامیت؛
جایی برای گفتوگو دربارۀ «ارتباطات علم»
🖇️ تلگرام | لینکدین | اینستاگرام
فرض کنید کسی ادعا کند یک روش تازه میتواند سرطان را درمان کند.
🤔 چطور می توانیم بفهمیم این ادعا علمی است یا شبهعلمی؟
🔍 آیا با چند معیار فلسفی همچون «ابطالپذیری» این تشخیص انجام پذیر است یا نیاز به یک متخصص این حوزه مثلا یک زیست شناسی یا پزشک داریم تا به واسطه تخصص اش شواهد را بررسی و در این زمینه اعلام نظر کند؟
🎓 سون هانسون، فیلسوف علم در مؤسسه سلطنتی فناوری سوئد بر این باور است که بخشی از مشکل، ناشی از استعاره «مرزبندی» در عبارت «مرزبندی میان علم و شبه علم» است.
👤 ماجرایی که با پوپر آغاز شد
کارل پوپر در دهه ۱۹۳۰ «مسئله مرزبندی» را مطرح کرد. اما نکته جالب این است که مسئله اولیه او اساساً جداسازی علم تجربی از متافیزیک بود، نه علم از شبهعلم.
🔁 معیار مشهورش هم «ابطالپذیری» بود: یک نظریه علمی باید بتواند با مشاهده یا آزمایش در معرض ابطال قرار گیرد.
سالها بعد، پوپر همین چارچوب را بیشتر برای تمایز علم از شبهعلم به کار برد.
هانسون میگوید این جابهجایی چندان بیاهمیت نیست؛ چون جدا کردن علم از متافیزیک و تشخیص شبهعلم، الزاماً یک مسئله نیستند.
🚧 اما مشکل خودِ «مرز» چیست؟
هانسون از مثال مرز دو کشور استفاده میکند؛ برای اینکه بدانیم یک نقطه در کدام کشور قرار دارد، نیازی نیست تخصص ویژه ای در جغرافیای سیاسی داشته باشید؛ فقط کافی است که بدانید خط مرزی از کجا عبور می کند.
⚠️ اما ماجرای شبه علم متفاوت است.
برای فهم سازگاری ادعایی درباره واکنشهای شیمیایی با علم، احتمالاً باید شیمی بدانیم.
برای ارزیابی یک ادعای پزشکی هم باید شواهد ودانش پزشکی آن حوزه را بشناسیم.
هانسون معتقد است استعاره «مرزبندی» ممکن است ما را به اشتباه بیندازد که اگر فقط معیار مناسبی پیدا کنیم، بعد از آن تشخیص شبهعلم تقریباً مکانیکی خواهد بود.
او سه مشکل مهم دیگر را هم بررسی میکند:
🔹 مرزبندی، تعریف کامل نیست.
اینکه بتوانیم A را از B جدا کنیم، لزوماً به این معنا نیست که تعریف کاملی از A یا B داریم.
🔹 مرز، ما را به فکر یک دوگانه سخت میاندازد.
گویی هر چیز یا کاملاً علم است یا کاملاً شبهعلم؛ در حالی که موارد دشوار و مرزی نیز وجود دارند.
🔹 مرز، حس ثبات ایجاد میکند.
در حالی که خود علم تغییر میکند و ارزیابی علمی ادعاها نیز با تحول دانش میتواند تغییر کند.
هانسون، یادآوری می کند که ما مدت هاست دو پرسش متفاوت را با هم اشتباه گرفته ایم.
«شبهعلم چیست؟»
و
«آیا این مورد مشخص، شبهعلم است؟»
در نگاه اول، این دو سوال، یکی به نظر می رسند؛ اما در واقعیت، پاسخ دادن به آنها الزاماً کار یک نفر نیست.
~ادامه در بخش دوم
منبع:
Hansson, S. O. (2025). Demarcating, defining, and diagnosing pseudoscience. Philosophy of Science. Advance online publication.
👥 سایکامیت؛
جایی برای گفتوگو دربارۀ «ارتباطات علم»
🖇️ تلگرام | لینکدین | اینستاگرام
- ❤ 5








