TGViewer
گم گم @sashyans · 2 subscribers
Post #61 27
هجرِ تو بال و پرم را سوخته‌ست
آتشت خاکسترم را سوخته‌ست

هر چه شادی از دلِ زارم گریخت
رشتهٔ امّیدِ من از هم گسیخت

من تو را خوانم چو طفلِ بی‌گناه
بی‌پناهم بی‌پناهم بی‌پناه

تو بلندی، آسمانت زیرِ پر
من حقیرم خاکِ غمهایم به سر

من گناهم این که دارم چشمِ دل
نیستم در پیشِ تو یک مشت گِل

از تو جانم پر ز بوی گُل شده‌ست
خون، دلم از نالهٔ بلبل شده‌ست

بلبلِ طبعم بنالد زارزار
سر کند در گوش جان آوای یار

از نوای بلبل آری خون چکد
خونِ دل از دیدهٔ مجنون چکد

از تو تا من فاصله فرسنگ‌هاست
پیشِ رویم کوه‌ها و سنگ‌هاست

تیشه چون فرهاد می‌گیرم به دست
تا مگر بر کوه غمِ آرم شکست

تیشه اما گوید: "ای شوریده‌بخت
یار دارد سینه‌ای از سنگِ سخت

تو رگان و ریشه‌ات از هم گسست
از صدای تیشه‌ات قلبی نَخَست

تیشه‌زن! تیشه بزن بر قلبِ خویش
خون بیفشان از درونِ ریش‌ریش

نقشِ این هجران به کوهِ غم بکَن
آتش از تیشه به جانِ غم فکن

گرچه شیرین است جانت ای عزیز
جانِ خود در پای شیرینت بریز

زان لبِ شیرین شرنگت قسمت است
بهره‌ات زو شعله‌های فُرقَت است

این جهان عاشق‌کُش است و کینه‌توز
آه از این صخرهٔ فرهادسوز..."


تیشه این گوید ولی شیرینِ من
گویدم: "ای عاشقِ دیرینِ من

تیشه بگذار و قلم آور به دست
نقشِ من بنْگار با آن بی‌گسست

من نه آن شیرینِ تلخِ قصه‌ام
که کُشد فرهادها را غصه‌ام

زنده‌ات سازم چو میرانم تو را
خوانمت چندان که می‌رانم تو را

می‌فشانم خونت اما در نهان
با تو دارم ماجرایی هر زمان

دوست دارم من گدازانت چو شمع
شعله‌ور چون شعله‌بازانت چو شمع

لیک با تو در دلِ من مهرهاست
با کریمان رحمتِ بی‌مُنتَهاست

در دلت از نورِ ما تا سایه‌ای‌ست
جانِ تو با نورِ جان همسایه‌ای‌ست

کیستم؟ دریای آتشناکِ تو
شعله‌ها ریزم به جانِ پاکِ تو

جز تو ای که جانِ خود می‌بازی‌ام
کس ندارد تابِ آتش‌بازی‌ام...


شاعر شوریده‌ی چشمان تو🥀
و
خاکستر پرپر آتشِ عزیزت🍂
More from @sashyans
  1. Apr 16, 2024Channel name was changed to «گم»
  2. Dec 17, 2023شورِ عشقِ روی آن زیبانگار می‌برد از دل عنانِ اختیار گریه‌ی بی‌اختیارم می‌برد عشقِ آن دلبر…
  3. Dec 17, 2023سوی اقیانوس شد دریای راز سنگِ سبزی جُست و آمد سرفراز بوسه زد بر سنگ و بنمودش مرا ای خوشا آ…
  4. Dec 16, 2023ای به خوابم آمده، راهم زده تیرِ غم بر دامنِ آهم زده آمده از خواب و رویا در برم سوخته از دا…
  5. Dec 16, 2023از تو باید رفت و باید درگذشت باید از دریا گذشت و کوه و دشت باورم شد آنکه خوابی بوده‌ای نام…
  6. Dec 15, 2023می‌رسد روزی که ما دو، لب‌به‌لب آتش افشانیم در نیزارِ شب بوستانِ بوسه‌هامان گل دهد شورِ آوا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →