اگر در سازمانت
هر روز یک سوءتفاهم تکرار میشود،
مشکل فقط آدمها نیستند.
وقتی دلخوری، بیاعتمادی، بیانگیزگی یا تنش
مدام تکرار میشود، یعنی سازمان بیشتر از آدم جدید، به گفتوگوی درست، آموزش درست
و نگاه بیرونی نیاز دارد.
خیلی وقتها وقتی در یک سازمان تنش، دلخوری یا بیاعتمادی تکرار میشه، اولین واکنش اینه که بگیم فلانی آدم سختیه، فلان مدیر بلد نیست مدیریت کنه، یا این تیم کلاً مشکل داره.
اما پژوهشهای رفتار سازمانی میگن همیشه مسئله فقط آدمها نیستن.
ابهام در نقشها، تعارض بین مسئولیتها، فشار کاری و ندانستن اینکه دقیقاً از هرکس چه انتظاری میره، میتونه خودش بخش بزرگی از تنش و افت عملکرد رو بسازه. یک متاآنالیز جدید روی بیش از ۵۰۰ مطالعه هم نشون داده که ابهام نقش یکی از مهمترین فشارهای سازمانیه و میتونه از تعارض نقش و حتی اضافهبار هم مخربتر باشه.
برای همین وقتی یک مشکل مرتب تکرار میشه، من معمولاً قبل از اینکه سراغ عوض کردن آدمها برم، چند سؤال میپرسم:
- آیا نقشها واقعاً شفافن؟
- آیا مدیر و کارمند از یکدیگر انتظار یکسانی دارن؟
- آیا بازخورد درست داده میشه؟
- آیا مسئله بین دو نفره یا در ساختار تکرار میشه؟
- آیا آدمها مهارت گفتوگوی دشوار رو یاد گرفتهاند؟
خیلی وقتها جواب همین سؤالها نشون میده که سازمان قبل از استخدام آدم جدید، بیشتر به شفافسازی، آموزش و اصلاح الگوی ارتباطی نیاز داره.
تجربه من اینه که وقتی مدیر از داخل سازمان به مسئله نگاه میکنه، طبیعیه که بخشی از الگوها رو نبینه؛ چون خودش هم داخل همون سیستم زندگی میکنه.
برای همین بعضی وقتها یک نگاه بیرونی کمک میکنه قبل از اینکه هزینهی مشکل بزرگتر بشه، بفهمیم دقیقاً کجای سیستم باید تغییر کنه.
و شاید مهمترین سؤال برای هر مدیر این باشه:
مشکلی که امروز در تیم من تکرار میشه، واقعاً مشکل آدمهاست یا مشکل سیستمیه که آدمها داخلش کار میکنن؟
@samarbcoach
Post #1656
105
- 👍 1