امروز میخوام درباره چیزی صحبت کنم که به نظرم هنوز خیلی از مدیرها جدی نگرفتن:
تأثیر یک گفتوگوی درست در کوچینگ، با تمام شدن جلسه تمام نمیشه.
وقتی این گفتوگو با رویکرد روانشناسی صنعتی و سازمانی انجام بشه، قرار نیست فقط یک مشکل همون روز رو حل کنیم.
گاهی یک سؤال درست باعث میشه مدیر جور دیگری به یک مسئله نگاه کنه؛
نگاهش که تغییر کنه، تصمیمش تغییر میکنه.
تصمیمش که تغییر کنه، رفتارش تغییر میکنه.
و رفتار یک مدیر، روی تیم و در نهایت روی کسبوکار اثر میذاره.
برای همین من اعتقاد دارم کوچینگ و مشاوره برای مدیرها نباید فقط زمانی اتفاق بیفته که یک مشکل جدی پیش اومده.
مدیریت، یک مهارته و مثل هر مهارت دیگهای نیاز به تمرین، بازخورد و بازبینی مداوم داره.
یک مدیر ممکنه امروز یک تصمیم خیلی خوب بگیره، اما چند ماه بعد با یک تیم جدید، یک بحران جدید یا شرایط اقتصادی متفاوت، دوباره با مسئلهای روبهرو بشه که نیاز به نگاه تازه داره.
کوچینگ مداوم قرار نیست وابستگی ایجاد کنه؛
اتفاقاً هدفش اینه که مدیر آگاهتر، مستقلتر و دقیقتر تصمیم بگیره.
به نظرم مدیرهای حرفهای فقط وقتی دنبال مشاور یا کوچ نمیرن که مشکلی پیش اومده.
قبل از اینکه مشکل بزرگ بشه، یک نفر رو کنار خودشون دارن که کمکشون کنه بهتر ببینن، بهتر فکر کنن و تصمیمهای بهتری بگیرن.
چون گاهی یک گفتوگوی درست،
فقط یک جلسه نیست؛
شروع یک تغییر زنجیرهایه.
@samarbcoach
Post #1646
275

- 👏 3
- ❤ 2