تجربه ناخوشایند آخر هفته من در پالادیوم، عذرخواهی... و یک اشتباه مرگبار که هر روز مشتریها را فراری میدهد
آخر هفته برای بازی بولینگ به پالادیوم رفته بودم.
از کیفیت خدمات واقعاً ناراضی شدم.
اما چیزی که بیشتر از رفتار پرسنل ناراحتم کرد، برخورد مدیر مجموعه بود.
ایشان خیلی محترمانه عذرخواهی کرد.
پیشنهاد تخفیف هم داد.
ولی هیچوقت از من نپرسید:
"دقیقاً چه اتفاقی افتاد که ناراضی شدی؟"
همانجا یاد یکی از بزرگترین اشتباههایی افتادم که این روزها در خیلی از کسبوکارها میبینم.
مدیرها فکر میکنند وظیفهشان آرام کردن مشتری ناراضی است...
در حالی که وظیفه اصلیشان، فهمیدن دلیل ناراحتی مشتری است.
این دو، اصلاً یکی نیستند.
---
من به این میگم "درمان علامت، نه درمان بیماری."
تخفیف دادن...
عذرخواهی کردن...
یا حتی هدیه دادن...
همه اینها ممکن است مشتری را برای همان لحظه آرام کند.
اما اگر نفهمیدی چرا ناراضی شده، احتمال زیادی وجود دارد که فردا همان اتفاق برای مشتری بعدی هم تکرار شود.
و این یعنی مشکل هنوز سر جایش است.
---
تحقیقات چه میگویند؟
تحقیقات حوزه مدیریت خدمات نشان میدهد چیزی که بعد از یک تجربه بد، بیشترین تأثیر را روی اعتماد مشتری دارد، فقط جبران خسارت نیست.
مشتری باید احساس کند:
- حرفش شنیده شده.
- علت مشکل فهمیده شده.
- و مهمتر از همه، قرار است اتفاق مشابه دوباره تکرار نشود.
وقتی این سه اتفاق بیفتد، حتی احتمال بازگشت مشتری هم بیشتر میشود.
---
یک جمله که این روزها زیاد میشنوم...
"ببخشید... امروز خیلی شلوغ بود."
یا...
"بچهها خسته هستند."
یا...
"شرایط کشور رو که خودتون میدونید..."
اجازه بدهید یک سؤال بپرسم.
مشتری دقیقاً برای شنیدن این توضیحها پول داده؟
مشتری برای دریافت یک تجربه خوب آمده است.
شلوغ بودن، کمبود نیرو یا فشار کاری، مشکل داخلی کسبوکار است؛ نه مسئولیت مشتری.
---
چیزی که این روزها بیشتر نگرانم میکند...
در شرایط امروز ایران، نوسان تعداد مشتریها خیلی زیاد شده.
یک روز فروشگاه شلوغ است.
روز بعد ممکن است تقریباً خالی باشد.
هزینهها هم هر روز بیشتر میشود.
و متأسفانه اولین جایی که خیلی از کسبوکارها برای کاهش هزینه از آن میزنند، آموزش نیروها و کیفیت خدمات است.
دقیقاً همان بخشی که باعث میشود مشتری دوباره برگردد.
به نظرم این یکی از خطرناکترین تصمیمهایی است که یک مدیر میتواند بگیرد.
چون جذب یک مشتری جدید، همیشه گرانتر از نگه داشتن مشتری فعلی است.
---
اگر مدیر هستی، این سه سؤال را از خودت بپرس.
۱. آخرین باری که بدون دفاع کردن، فقط پای صحبت یک مشتری ناراضی نشستم، کی بود؟
۲. آخرین شکایتی که دریافت کردیم، چه تغییری در سیستم ما ایجاد کرد؟
۳. اگر همین اتفاق فردا دوباره برای یک مشتری دیگر بیفتد، یعنی واقعاً شکایت را مدیریت کردهایم؟
اگر جواب سؤال سوم "بله" باشد، احتمالاً فقط مشتری را آرام کردهای...
نه اینکه مشکل را حل کرده باشی.
---
تمرین این هفته
از بین شکایتهای یک ماه گذشته، فقط یکی را انتخاب کن.
بعد به جای اینکه از خودت بپرسی:
"چطور این مشتری را راضی کنم؟"
این سؤال را بپرس:
"اگر این مشتری هیچوقت شکایت نمیکرد، ما از کجا میفهمیدیم این مشکل در سیستممان وجود دارد؟"
همین سؤال، نگاهت را از "مدیریت شکایت" به "اصلاح سیستم" تغییر میدهد.
---
یک حقیقت که هیچوقت فراموشش نمیکنم...
مشتری ناراضی، دشمن کسبوکار نیست.
اتفاقاً تا وقتی شکایت میکند، هنوز امیدوار است.
باید از روزی بترسیم که مشتری ناراضی، دیگر چیزی نگوید...
فقط برود.
و مهمتر از آن، دیگر هیچوقت برنگردد.
---
برای مطالعه بیشتر
Harvard Business Review
Stop Trying to Delight Your Customers
https://hbr.org/2010/07/stop-trying-to-delight-your-customers
این مقاله نشان میدهد مهمترین عامل وفاداری مشتری، شگفتزده کردن او نیست؛ بلکه کاهش دردسرها و حل مؤثر مشکلات اوست.
Journal of Marketing Research
The Service Recovery Paradox: A Meta-Analysis
https://journals.sagepub.com/doi/10.1509/jmr.10.0417
این پژوهش بررسی میکند که چه زمانی رسیدگی درست به شکایت، حتی میتواند وفاداری مشتری را بیشتر از قبل کند.
Journal of Service Research
Customer Complaint Management and Customer Loyalty
این مجموعه پژوهشها نشان میدهند کسبوکارهایی که شکایت مشتری را به فرصتی برای اصلاح فرآیندها تبدیل میکنند، در بلندمدت مشتریان وفادارتری دارند.
@samarbcoach
Post #1643
318

- 👏 7
- ❤ 1
- 👌 1