چرا احساس میکنم در شغلم گیر افتادهام؟
این روزها یکی از پرتکرارترین جملههایی که از مدیران، مدیران میانی و کارکنان میشنوم این است:
"حس میکنم دیگر جلو نمیروم."
"نه میتوانم استعفا بدهم، نه انگیزه دارم بمانم."
"فقط دارم روزها را رد میکنم."
اگر شما هم چنین احساسی دارید، قبل از اینکه خودتان را قضاوت کنید، بد نیست یک نکته مهم را بدانید.
این احساس، همیشه نشانه اشتباه بودن شغل شما نیست.
گاهی نتیجه شرایطی است که روانشناسان آن را "احساس گیر افتادن" یا Feeling Trapped مینامند.
---
چرا این احساس این روزها بیشتر شده است؟
در شرایطی مثل امروز ایران، بسیاری از افراد با یک تناقض بزرگ روبهرو هستند.
از یک طرف، شرایط اقتصادی، تورم، آینده نامشخص و بازار کار باعث میشود تغییر شغل یا شروع مسیر جدید پرریسک به نظر برسد.
از طرف دیگر، ادامه دادن در وضعیت فعلی هم انرژی آنها را تحلیل میبرد.
نتیجه چیست؟
ذهن وارد وضعیتی میشود که احساس میکند هیچ انتخاب خوبی وجود ندارد.
در روانشناسی به این وضعیت "Entanglement" یا گرفتار شدن میان گزینههای نامطلوب گفته میشود.
---
یک اشتباه رایج
وقتی این احساس طولانی میشود، خیلیها نتیجه میگیرند:
"من دیگر آدم باانگیزهای نیستم."
"شغلم کاملاً اشتباه است."
"همه جا همینطور است."
اما تحقیقات نشان میدهد که در دورههای ابهام و بحران، مغز تمایل دارد گزینههای آینده را محدودتر از آنچه واقعاً هستند ببیند. این پدیده باعث میشود احساس کنیم هیچ راه خروجی وجود ندارد، حتی وقتی در واقع هنوز انتخابهایی داریم.
---
از کجا بفهمم واقعاً گیر افتادهام یا فقط خستهام؟
سه سوال از خودتان بپرسید:
۱. اگر شرایط اقتصادی کشور باثباتتر بود، باز هم میخواستم از این شغل خارج شوم؟
اگر پاسخ "نه" است، شاید مشکل فقط شغل شما نباشد.
---
۲. آیا چیزی که مرا نگه داشته، علاقه است یا ترس؟
ترس از بیکار شدن...
ترس از شروع دوباره...
ترس از از دست دادن درآمد...
پاسخ این سوال، بسیار مهمتر از چیزی است که فکر میکنید.
---
۳. آخرین باری که برای رشد خودم یک اقدام واقعی انجام دادم، چه زمانی بود؟
خیلی وقتها احساس گیر افتادن، نتیجه متوقف شدن رشد فردی است، نه فقط شرایط سازمان.
---
تحقیقات چه میگویند؟
مطالعات نشان میدهند زمانی که افراد احساس میکنند هیچ کنترلی بر آینده شغلی خود ندارند، سطح استرس، فرسودگی شغلی و حتی علائم افسردگی افزایش پیدا میکند.
اما نکته امیدوارکننده این است:
حتی افزایشهای کوچک در احساس کنترل، میتواند این فشار روانی را کاهش دهد.
به همین دلیل است که در روانشناسی، روی "بازگرداندن حس اختیار" تأکید زیادی میشود.
---
تمرین این هفته
یک برگه بردارید و سه ستون رسم کنید.
ستون اول
چیزهایی که واقعاً تحت کنترل من هستند.
مثلاً:
• یادگیری یک مهارت جدید
• گسترش شبکه ارتباطی
• بهبود رزومه یا لینکدین
• مدیریت بهتر عملکردم
---
ستون دوم
چیزهایی که فعلاً تحت کنترل من نیستند.
مثل:
• تورم
• مذاکرات سیاسی
• نرخ ارز
• تصمیمهای کلان اقتصادی
---
ستون سوم
فقط یک اقدام کوچک بنویسید که این هفته میتوانید انجام دهید.
نه برای تغییر کل زندگی...
فقط برای اینکه دوباره احساس کنید هنوز قدرت حرکت دارید.
---
اگر مدیر هستید...
به یک نکته مهم توجه کنید.
شاید کارمند شما این روزها کمانگیزه به نظر برسد.
اما لزوماً به این دلیل نیست که دیگر به کار اهمیت نمیدهد.
ممکن است فقط احساس کند آینده قابل پیشبینی نیست.
گاهی مهمترین کاری که یک مدیر میتواند انجام دهد، این نیست که انگیزه ایجاد کند. بلکه این است که دوباره احساس "پیشرفت" را به تیم برگرداند. حتی اگر آن پیشرفت، بسیار کوچک باشد.
جمعبندی
در شرایط امروز ایران، احساس گیر افتادن، تجربهای مشترک برای بسیاری از افراد است.
اما بین "گیر افتادن" و "متوقف ماندن" یک تفاوت مهم وجود دارد.
گیر افتادن، یک احساس است.
متوقف ماندن، یک تصمیم.
تا زمانی که هنوز میتوانید هر هفته حتی یک قدم کوچک بردارید، هنوز در حال ساختن آینده خود هستید؛ حتی اگر امروز نتیجه آن را نبینید.
برای مطالعه بیشتر
The Job Demands–Resources (JD-R) Model
https://www.wilmarschaufeli.nl/publications/Schaufeli/259.pdf
Self-Determination Theory (Autonomy and Motivation)
https://selfdeterminationtheory.org/theory/
APA - Stress in Uncertain Times
https://www.apa.org/topics/stress
@samarbcoach
Post #1641
308

- 👏 2
- ❤ 1
- 👍 1