پنج مخمس تضمین بر غزلیات صائب
اثر توفیق کشمیری
#محمدعلی_شیوا
بخش سوم
تو به شوخی سر راهی نرسیدی هرگز
نگهی از نگهی وانکشیدی هرگز
زهر چشم چو خودی را نچشیدی هرگز
تو که از شرم در آیینه ندیدی هرگز
به اشارات که این طور شفادان شدهای
گشته چون باد گریزان ز چمن بوی بهار
گل هدر در ره خود دیده تکاپوی بهار
نرگس از شرم نیارد نگرد سوی بهار
جای قد، سرو خجالت کشد از روی بهار
تا تو چون آب در این باغ خرامان شدهای
تو که هشیار ز دیوانه نمیدانستی
تو که معمور ز ویرانه نمیدانستی
تو در از روزن کاشانه نمیدانستی
تو که تا کوچه ره از خانه نمیدانستی
چون چنین راهزن و رهبر و رهدان شدهای
زینت از وصف تو تا داد بتان را صائب
پرگهر ساخت چو توفیق دهان را صائب
چون برای تو ننازد دو جهان را صائب
چون فدای تو نسازد دل و جان را صائب
که همان طور که میخواست بدان سان شدهای
5
نبسته چشم هوس زین فریبگاه مرو
مده عنان طبیعت ز کف به چاه مرو
تو شیشهبازی و مست نظاره، آه مرو
ز جلوههای صنوبرقدان ز راه مرو
نگاهداری دل کن، پی نگاه مرو
حریف معرکۀ عشق او بود به یقین
که تیغ گرچه به سر دید چین نزد به جبین
سپار سینه به خنجر ز عاشقی گلچین
دل دونیم نداری به گوشهیی بنشین
به لافگاه محبت به یک گواه مرو
در آن مقام که ترک سر است دانایی
هوای افسر و تاج است بادپیمایی
مکش به مهلکۀ عشق سر به رعنایی
به تیغبازی امواج بر نمیآیی
حبابوار در این بحر با کلاه مرو
چرا به دامن دلها گرفته ای کمِ عشق
صفای وقت طلب کن ز فیض مقدم عشق
ببر ز دیدۀ دل گرد خواب از نم عشق
چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم عششق
نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو
شکست یافت هر آن کس شکستهآزار است
که شیشه پارهی تن با سنان خونخوار است
شکسته را به حقارت مبین اگر خوار است
سپاه غیرت حق با شکستگان یار است
چو فتح روی دهد از پی سپاه مرو
طریق زهد و ورع گرچه راستبنیاد است
ولی به زلف کج مهوشان دلم شاد است
تو هرچه گویی ناصح! به گوش ما باد است
مرا ز پیر طریقت نصیحتی یاد است
که بی گواهی خاطر به هیچ راه مرو
شنیدم این سخن از پیر رهنمون صائب
که پند گوش نکردن بود جنون صائب
بنه به درد چو توفیق دل کنون صائب
سزای توست تپیدن به خاک و خون صائب
نگفتمت پی آن ترک کجکلاه مرو؟
سخن آخر:
بررسی تأثیر صائب بر شاعران کشمیر و نیز جستوجوی مخمسهایی که شاعران کشمیری بر غزلهای او ساختهاند، میتواند موضوع جالبی برای پژوهشی جداگانه باشد.
@SaebTabriziResearch
Post #442
210