✅فهم همین یك مسئله بسباری از خوددرگیری های این ادمین عمری را حل خواهد ڪرد. در رجال و شاخہ های ملاڪ همین حصول ظن غالب است و هر گاه این غلبہ حاصل شود، موجب تسڪین قلوب و اعتماد بر آن راوی میشود. ♨️♨️
📌صلاح الدین علائی، ارجحیت مطلق اسناد عالی بر اسناد نازل را مردود میخواند و بیان میدارد ڪہ ذڪر سند برای اخبار آحاد صرفاً از باب حصول به ظن غالب است و علو یا نزول اسناد صرفا موجب این ظن نمیشود، چه بسیار اسناد عالی ڪہ رواة آنان مدموم و متروڪ بوده اند. او میگوید:«وَهَذَا جَلِيٌّ وَاضِحٌ، وَبِهِ يَتَبَيَّنُ أَنَّ النُّزُولَ فِي الإِسْنَادِ مَرْذُولٌ بِالنِّسْبَةِ إِلَى الْعُلُوِّ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِي النُّزُولِ فَائِدَةٌ زَائِدَةٌ عَلَى الْعُلُوِّ، فَأَمَّا إِذَا كَانَ السَّنَدُ النَّازِلُ أَصَحَّ مِنَ الْعَالِي أَوْ مُشْتَمِلا عَلَى صِفَةٍ أَعْلَى كَالْحِفْظِ وَنَحْوِهِ فَلَيْسَ بِمَرْجُوحٍ لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ أَنَّ مَدَارَ ذَلِكَ عَلَى تَحْصِيلِ غَلَبَةِ الظَّنِّ بِالْخَبَرِ الْمَرْوِيِّ،👉👉 وَلِذَلِكَ نَقُولُ: إِنَّ كَثْرَةً مِنَ الأَحَادِيثِ الْعَالِيَةِ لا يُفْرَحُ بِهَا، لاشْتِمَالِ إِسْنَادِهَا عَلَى ضَعِيفٍ أَوْ مَتْرُوكٍ وَاهٍ، كَأَحَادِيثِ أَبِي هُدْبَةَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هُدْبَةَ، وَدِينَارِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ومُوسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الطَّوِيلِ وَغَيْرِهِمْ مِنَ الضُّعَفَاءِ، وَكَرَاوِيَةِ أَبِي الدُّنْيَا الأَشَجِّ وَشِبْهِهِ.
فَالْحَاصِلُ أَنَّ الْعَالِيَ مِنَ الإِسْنَادِ إِنَّمَا يَكُونُ رَاجِحًا عَلَى الإِسْنَادِ النَّازِلِ عِنْدَ تَسَاوِيهِمَا، وَأَمَّا إِذَا كَانَ الإِسْنَادُ النَّازِلُ رِجَالُهُ أَحْفَظُ وَأَتْقَنُ مِنْ رِجَالِ الأَعْلَى فَلَيْسَ مَرْجُوحًا»
[بغية الملتمس، ص ۴۰]
⭕در نتیجه، همه این اسباب و مقال، مبنایش همین ظن است و هنگامي ڪہ حاصل شود، بر راوی و خبرش نیز اعتماد حاصل میشود
⭕به همین علۃ است ڪہ امامیہ میگوید، برخي از راویانی ڪہ توسط قدمای ما توثیق نشده اند یا در حق شان مذمت هایی بر جای مانده (مانند محمد بن عیسی بن عبید)، آن جروح در حق آنان در بسیاری از اوقات ملاڪ نیست👈🏾👈 زیرا آنچه ڪه بر حسب تحقیق حاصل میشود، خلاف نظر آن جارح یا شاهد بوده است و حتی اقوی از آن است، به نحوی ڪہ هیچ شخص منصفی با دلیل معتبر نمیتواند آنرا انڪار ڪند. ✅
👈👈این ها همان مطالبیست ڪہ پس از سال ها جنجنال و هوچی گری این ادمین و رفقایش، از فرط عناد و لجاجتش موفق بہ جا انداختن این مهم برایش نشده ایم⭕⭕
𖣐➸━━➸━┅┄
♦️دیگر مسئله مهمی در زیر شاخه معرفة رجال ڪہ این عمری مڪررا بر آن پافشاری میڪند، اشتراڪ برخی روات و نحوه تعیین آن است، ڪما اینڪہ پیشتر ذڪر شد.
👈قلنا؛ طبق همان مسئله ڪه بیان شد، این شاخہ هم زیر مجموعہ رجال و در نتیجه بر مدار حصول ظن غالب است.⭕
⭕برای مثال بخاری به سند خود روایتی از ابی عمرو الشیبانی نقل میڪند که وی هنگام تحدیث از ابن مسعود، عوض تصریح بر نام او، به محل زندگی اش اشاره ڪرده است👇🏾👇🏾👇🏾
📌حَدَّثَنَا أَبُو الوَلِيدِ هِشَامُ بْنُ عَبْدِ المَلِكِ، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، قَالَ الوَلِيدُ بْنُ العَيْزَارِ: أَخْبَرَنِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَمْرٍو الشَّيْبَانِيَّ، يَقُولُ:👈 حَدَّثَنَا صَاحِبُ - هَذِهِ الدَّارِ وَأَشَارَ إِلَى دَارِ - عَبْدِ اللَّهِ،👉 قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ ﷺ: أَيُّ العَمَلِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ؟ قَالَ: «الصَّلاَةُ عَلَى وَقْتِهَا»، قَالَ: ثُمَّ أَيٌّ؟ قَالَ: «ثُمَّ بِرُّ الوَالِدَيْنِ» قَالَ: ثُمَّ أَيٌّ؟ قَالَ: «الجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» قَالَ: حَدَّثَنِي بِهِنَّ، وَلَوِ اسْتَزَدْتُهُ لَزَادَنِي
[صحیح البخاري، جلد ۱، ص ۱۱۲]
‼️ همانطور ڪہ ملاحظه میڪنید، راوی هنگام حمل روایۃ از ابن مسعود (رحمهالله) بہ نام راوی اشاره نڪرده و تلویحا او را مورد خطاب قرار داده است
@saduogh313