TGViewer
ریشه ریشه @ri_sheh · 2.98K subscribers
Post #2175 895
پیر، چندین گاه، فروبسته‌لب از طعام، مُجاورِ برکه‌، خیره بر آب و زانو بر خاک، بنشسته بود؛ به التماس، همی نجوا داشت: «از من بُگذر. حلال‌ام کن. می‌کُشَدَم شرم. حلال‌ام کن.»
مقصود بپرسیدیم. مژگان بر سَریان سرشک بست و بُریده گفت:
روز، نیمه گشته بود که برخاستیم به طبخ خوراک. آتش بر هیمه کردیم و تاوه‌ی ماهی بر فرازش. فارغ شدیم، تا به خویش بپردازیم. ندا ای آمد به خواندن نام‌‌مان. کس در خانه نبود. چندباره صدای‌مان زدند. دریافت‌ایم از میان شعله‌ها، آن ماهیِ بریان‌شده، ما را مخاطب دانسته:
«شنیدستیم که نیک‌مرد ای. تو را خوانِ کرم گسترده است و دست‌ای بخشاینده. پیش از دندان بر تن‌ ما فشردن، عیّاری کن، اندک‌ای بر این روغنِ داغ درون ظرف بیاَفزای. تا بار دیگر، شناکنان، غوطه‌ور باشیم. کُشته‌ی ما نیز در خیال دریا‌ها است.»
سرافکنده از خِجلَت، آن‌چنان به درد گریست‌ایم که خون بر رخ‌مان چکید.
رفیقان! نیک بنگرید. این ما ایم. ما لاشه‌خواران. ما جان‌سِتانان. ما که عمر خود بر جنازه‌ها بنا کردیم. ما که خون در حلق فرو می‌کنیم و مرگ می‌بلعیم.
حقا که روا نیست هرگز روی زندگی دیدن‌مان.

ر.

#اشراق

@Ri_sheh
More from @ri_sheh
  1. Oct 8, 2026"اشراق؛ چیزی شبیه به وداع" شهریور پارسال، دمدمه‌های یک غروب، آنِ سیگار کشیدن‌ای در خلوت، ج…
  2. Oct 7, 2026پیر را گفت‌ایم: «عمر ما با تو گذشت. اما هرگز، دست فرانیاوردی به مناجات. باری دعای‌مان کن.»…
  3. Oct 6, 2026هیچ‌کس نمی‌میرد. همه کشته می‌شویم. بنگر آن‌چه خون‌ات ریخته و نفس‌اَت می‌بُرد، چیست. ر. #اش…
  4. Oct 5, 2026افسانه‌ی جهانِ عاشقان و سَرورِ جوان‌مردانِ عالم بود پیرِ ما. سینه‌اش صد چاک برداشت به دست…
  5. Oct 4, 2026جوان‌مردانِ عالم را راست‌قامتی سِزاست. فرونمی‌ریزند، بی‌تکیه‌گاه. نمی‌شکنند، در طوفان. فِس…
  6. Oct 3, 2026جوان‌مردانِ عالم را حدودِ فتوحات‌شان مُعَیَّن نکند. که عظمت‌شان در دلیلِ شکست‌شان است. بنگ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →