- همهی ما به دنیا آمدهایم که شکست بخوریم. تا دم مرگ، تمرین شکست میکنیم و در نهایت، ادامهی کار را به دیگران میسپاریم.
- شکستهای ناگزیر و مکرر انسان کارکردی واقعی و شفابخش دارند: شناساندن جایگاه متزلزل او در گسترهی وجود به خودش، و تنظیم انتظاراتاش با این جایگاه.
- زندگی، بیماریِ مزمن و اعتیادآوری است و ما به شدت محتاج درمانایم.
- واقعیت انکار و بیرحم وضعیت انسان جز این نیست که زندگی ما در این دنیا، مقطعی گذرا، کمفروغ و کوتاه در پهنهی بیکران وجود است.
- هستیِ انسان رخدادی است که زمانی کوتاه، بین دو نمودار از نیستی، به وقوع میپیوندد. ابتدا، هیچ. نیستیای چگال، نافهمیدنی و نفوذناپذیر. سپس نوری لرزان و کمجان. و بعد دوباره هیچ، تا ابد.
- موفقیت، نام دیگری برای خودفریبی است. و خودفریبی به مداوا ختم نمیشود. بلکه حال آدم را بدتر میکند.
- از دیدگاه کیهانی، هوموساپینس باید بینهایت مضحک بهنظر برسد. ما اغلب طوری رفتار میکنیم که انگار جهان صرفا بهخاطر ما وجود دارد.
- اگر روزمرگی بیش از اندازه در زندگیمان حضور داشته باشد و کمتر چیزی زندگیمان را برآشوبد، از درون خواهیم مُرد. و مرگ در زندگی، بدترین نوع مرگ است چون هیولاوش است. نه زندگی است و نه مرگ. زیستای که بیش از حد جهتمند و روزمره شده، نه فقط فقیرانه بلکه بهراستی بد است. در این زندگی شما نیستاید که زندگیتان را هدایت میکنید؛ اوست که شما را دنبال خود، به ناکجا میکشاند.
- انسانها اینگونه خلق شدهاند. آن که ضربهی مهلک را به دیگری میزند، خودش چیزی احساس نمیکند. کسای که ضربه را دریافت میکند، میفهمد چه اتفاقای دارد میافتد.
باختن به بدن/ جلد نخست از مجموعهی "در ستایش شکست"
کاستیکا براداتان
کیوان سررشته
#متن
@Ri_sheh
Post #2165
776