تعریفِ " لائیستیه " به طور کامل.
لائیسیته (Laïcité) را اگر بخواهیم دقیق و کامل توضیح دهیم، باید آن را از «بیدینی» و حتی از مفهوم عمومی «سکولاریسم» جدا کنیم.
لائیسیته چیست؟
لائیسیته یک اصل سیاسی و حقوقی است که میگوید دولت نباید تحت سلطه یا وابستگی به هیچ دین خاصی باشد و باید در برابر باورهای دینی و غیردینی شهروندان بیطرف بماند.
در مدل فرانسوی، سه ایده مهم در کنار هم قرار میگیرند:
1. آزادی وجدان و عقیده
فرد حق دارد مذهبی باشد، مذهبش را تغییر دهد، یا اصلاً مذهبی نداشته باشد.
2. بیطرفی دولت نسبت به ادیان
دولت نباید یک دین را بهعنوان دین رسمی و مبنای حکومت بر دیگران ترجیح دهد.
3. جدایی نهادهای دینی و حکومت
نهادهای مذهبی نباید قدرت سیاسی مستقلی بر دولت داشته باشند و قوانین عمومی کشور مستقیماً تابع احکام یک دین خاص نیستند.
آیا لائیسیته یعنی ضد دین بودن؟
خیر.
این یکی از مهمترین سوءتفاهمها درباره لائیسیته است.
لائیسیته نمیگوید:
> «دین بد است و باید از بین برود.»
بلکه میگوید:
> «دین یک امر مربوط به آزادی وجدان افراد و جامعه است و دولت نباید حکومت را به یک دین وابسته کند.»
بنابراین یک فرد میتواند کاملاً مذهبی باشد و در عین حال از لائیسیته حمایت کند.
تفاوت لائیسیته با سکولاریسم
این دو اصطلاح بسیار نزدیکاند، اما دقیقاً مترادف نیستند.
سکولاریسم اصطلاحی گستردهتر است و در کشورهای مختلف شکلهای متفاوتی دارد. مثلاً یک کشور سکولار ممکن است به دین در فضای عمومی یا حتی به نهادهای مذهبی اجازهٔ نقش اجتماعی زیادی بدهد، در حالی که دولت همچنان دینی نباشد.
لائیسیته فرانسوی تأکید ویژهای بر بیطرفی دولت، آزادی وجدان و جدایی نهادهای دینی از ساختار سیاسی دارد.
پس میتوان خیلی ساده گفت:
سکولاریسم = خانوادهای گسترده از دیدگاههای مربوط به رابطه دین و دولت
لائیسیته فرانسوی = یکی از شکلهای مشخص و تاریخی سکولاریسم، با تأکید قوی بر جدایی دین و دولت
چرا فرانسه به لائیسیته رسید؟
ریشههای آن به تاریخ طولانی رابطهٔ کلیسای کاتولیک و دولت فرانسه برمیگردد. انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹، قدرت سیاسی و اجتماعی کلیسا را بهشدت به چالش کشید و در قرن نوزدهم نیز بحث درباره نقش دین در حکومت و آموزش ادامه داشت.
نقطهٔ بسیار مهم، قانون جدایی کلیساها و دولت در سال ۱۹۰۵ بود که اساس حقوقی مهمی برای لائیسیته مدرن فرانسه ایجاد کرد.
آیا لائیسیته یعنی حذف دین از جامعه؟
نه.
دین میتواند در جامعه وجود داشته باشد؛ افراد میتوانند عبادت کنند، مراسم مذهبی داشته باشند، انجمن مذهبی تشکیل دهند و باورهای خود را داشته باشند، البته در چارچوب قانون.
تفاوت اصلی این است که دولت خودش نباید یک دین خاص را به شهروندان تحمیل کند.
یک مثال ساده
فرض کنیم در یک کشور سه گروه وجود دارند:
مسیحیان
مسلمانان
افراد بیدین
در یک نظام لائیک، حکومت نباید بگوید:
> چون اکثریت مسیحی هستند، قوانین کشور باید بر اساس مسیحیت باشد.
یا:
> «چون تعداد مسلمانان زیاد است، قوانین باید بر اساس اسلام باشد.»
بلکه اصل این است که همه شهروندان از نظر حقوق سیاسی و مدنی برابر باشند و دولت نسبت به باور دینی آنان بیطرف بماند.
اما یک نکته مهم درباره فرانسه
لائیسیته فرانسوی گاهی نسبت به نمادهای مذهبی در بعضی نهادها و فضاهای عمومی محدودیتهایی ایجاد میکند؛ مخصوصاً در مدارس دولتی و برای کارکنان دولت. این مسئله باعث شده مدل فرانسوی از برخی مدلهای سکولاریسم، سختگیرانهتر به نظر برسد.
اما این را نباید با این ادعا یکی دانست که:
«لائیسیته یعنی ممنوعیت دین.»
چنین تعریفی دقیق نیست.
خلاصه
اگر بخواهیم در یک جمله تعریف کنیم:
لائیسیته یعنی آزادی افراد در داشتن یا نداشتن باور دینی، همراه با بیطرفی دولت و جدایی قدرت سیاسی از نهادهای دینی.
و مهمتر از همه:
لائیک بودن یک نظام بستگی به شاخه ای که از پیروی میشود دارد تا سطح دین در جامعه و فضای عمومی را تایین کند.
فرانسه نمونهٔ مشهور لائیسیته است، ولی حتی در فرانسه هم لائیسیته به معنای حذف کامل دین از زندگی اجتماعی نیست.
@RealCongress