حزبی که در طول تاریخ تاریخ ایران بسیار شاهد اتفاقات مختلف و بلا های مختلف بود
( به روایت اسناد ساواک )
با اشغال ایران از سوی نیرو های متفقین در سال ۱۳۲۰ هجری شمسی ، حیات سیاسی کشور وارد مرحله ای تازه گشت و حکومت دیکتاتوری رضاخان به یک باره فرو ریخت و پسر او "محمد رضا" بدون اینکه بتونه قدرت و اقتدار پدرش رو بدست بیاره بر تخت سلطنت جای گرفت.
تنها بعد از گذشت مدتی ، جامعه شاهد افزایش ازادی خواهی و نفی دیکتاتوری در مردم بود به همین دلیل نیرو های وابسته به دربار دیکتاتوری حاکم تا حدودی عرصه را بر خود تنگ یافته و احساس نا امنی میکردند.
با این اوصاف دربار دیگر مانند گذشته در مرکز اقتدار و سلطه ی کامل و بلا منازع بر کشور نبود ، شیرازه امور از هم پاشیده و کشور در یک حالت از هم گسیختگی و آشفتگی به سر میبرد.
ورود متفقین به ایران اثرات عمیق و درازمدتی بر حیات سیاسی و اجتماعی کشور وارد کرد؛ مانند کودتای ۱۳۲۲.
از ان جا که دو دوران طولانی حکومت دیکتاتوری رضاخان هر گونه حرکت سیاسی و تفکر مستقل و ازادی خواهانه بشدت سرکوب شده و اختناق پلیسی حاکم بر جامله از پیدایش و رشد هر نهال اندیشه ای جلوگیری میکرد. نسلی پرورده شد که هیچ گاه فرصت کسب تجربه و بینش سیاسی و اجتماعی را پیدا نکرد.
به همین جهت پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان و بازشدن فضای سیاسی؛ فرد به راحتی تحت تاثیر شعار های پر زرق و برق و تلقینات ظاهر فریب ان قرار گرفته و زمینه بسیار مساعدی را برای سربازگیری این احزاب فراهم اورده بود.
رهبران و گردانندگان اصلی این احزاب ، عمدتا از فرزندان طبقات و اقشار بالای جامعه مانند: اشراف ، مالکین ، دولت مردان عالی رتبه ، دوله ها و سلطنه ها که از قدرت ، ثروت و نفوذ خود در طبقه ی حاکمه برخوردار بودند ، تشکیل می یافت.
اغلب انان از در اروپا تحصیل کرده و با گرایش های سیاسی و فکری غرب اشنا شده و از ان ها تاثیر پذیرفته بودند. این افراد همچنین در بردارندگان دو گرایش عمده در تفکر فضای سیاسی ایران پس از شهریور ۱۳۲۰ یعنی گرایش های "لیبرالیستی و "مارکسیستی" نیز بودند.
بسیاری از این گروها متکی کشورای متفقین بودن.
حزب توده یکی از این مهمترین احزاب بود که توسط عده ای از کمونیست های قدیمی از بند رسته و با توصیه و صلاحدید مقامات شوروی در مهر ماه ۱۳۲۰ بنیان گردید.
نکته ی مهم این است که خوده دبیر کل حزب توده ( نورالدین کیانوری ) میگوید:
حزب توده ی ایران مانند حزب های کمونیست سال های ۱۲۹۹ تا ۱۳۱۰ و گروه پنجاه و سه نفر ، در سال های دهه دوم از طرف کمینترن با واسطه مقامات شوروی در ایران به وجود اومد. کمینترن و شوروی توصیه کردند که به علت وضع خاص ایران و به ویژه نفوذ و ریشه عمیق دین اسلام در میان مردم، بهتر است حزب کمونیست تشکیل نگردد ، بلکه حزبی دموکرات منش تشکیل شود که بتواند شخصیت ها و افرادی که حاضر به شرکت در حزب کمونیست نیستند را جلب کند
( البته هیچ سند رسمی ای برای وجود اینکه توده زیر نظر کمینترن فعالیت کرده وجود نداره. همه ی اینا ها توطئه های ساواک بود فقط اعضای پنجاه و سه نفر که با کمینترن ارتباط کمی داشتند تاکید میکردند که نباید هیچ اسمی از کمونیست در حزب تان بیاید و نورالدین کیانوری هیچوقت همچین حرفی نزده است.)
به این ترتیب؛ "حزب توده ی ایران" تشکیل گردید.