🎖 از بَنیچه تا نظام وظیفه؛ چگونه سربازی در ایران اجباری شد؟
امروز، ۴ مهر، روز سرباز است. شاید برای خیلی از ما سربازی یک بخش آشنا از زندگی باشد؛ چند ماه یا چند سالی که باید به خدمت رفت و بعد به زندگی عادی برگشت. اما شکل امروزی سربازی در ایران، نتیجه یک تغییر بزرگ در ساختار دولت و ارتش ایران در حدود یک قرن پیش است.
برای فهمیدن ماجرا باید به دوره قاجار برگردیم؛ زمانی که ایران هنوز ارتشی یکپارچه و سراسری نداشت و بخش زیادی از نیروی نظامی از ایلات، عشایر و نیروهای محلی تأمین میشد.
یکی از روشهای اصلی سربازگیری در آن زمان «بَنیچه» بود.
بنیچه را اگر ساده کنیم، یعنی هر منطقه سهم مشخصی برای تأمین سرباز داشت. حکومت مشخص میکرد یک روستا، بلوک، ولایت یا ایل چند سرباز باید به قشون بدهد و همان محل باید این سهم را تأمین میکرد.
اینجا تفاوت مهمی با نظام وظیفه امروزی وجود دارد.
در بنیچه، تعهد بیشتر متوجه «محل» بود؛ حکومت از یک منطقه سرباز میخواست.
اما در نظام وظیفه، تعهد متوجه «فرد» است؛ قانون مشخص میکند چه کسی، در چه سنی و با چه شرایطی مَشمول خدمت میشود.
بنابراین بنیچه را نباید دقیقاً همان سربازی اجباری امروزی دانست. البته کسی که برای خدمت انتخاب میشد عملاً مجبور به رفتن بود، اما هنوز یک نظام عمومی و یکسان برای همه مردان کشور وجود نداشت.
مشکل ارتش سنتی ایران وقتی بیشتر خودش را نشان داد که ایران در دو جنگ با روسیه، در سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳ و ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۸ میلادی، شکست خورد.
عباسمیرزا در آذربایجان فهمیده بود که دیگر نمیشود با همان ساختار قدیمی مقابل ارتشهای منظم اروپایی ایستاد. به همین دلیل سراغ آموزش نظامی جدید رفت، واحدهای منظم تشکیل داد و از افسران و مستشاران اروپایی کمک گرفت.
اما این اصلاحات یک مشکل اساسی را حل نکرد: ایران هنوز یک ارتش ملی و یک نظام منظم برای تأمین نیروی انسانی نداشت.
در دوره ناصرالدینشاه هم تلاشهایی برای تغییر شیوه سربازگیری انجام شد، اما بنیچه همچنان پابرجا ماند.
بعد از انقلاب مشروطه، مسئله ارتش و سربازگیری دوباره جدی شد. در ۱۲۹۴ خورشیدی قانون سربازگیری تصویب شد، اما حتی در این قانون نیز اساس قشونگیری همچنان بر شیوه بنیچه قرار داشت. یعنی هنوز همان ساختار قدیمی کاملاً کنار نرفته بود.
بعد از کودتای ۱۲۹۹ شرایط تغییر کرد.
رضاخان، که به وزارت جنگ رسید، برنامه گستردهای برای ساختن یک ارتش متمرکز و قدرتمند شروع کرد. برای چنین ارتشی فقط اسلحه و پادگان کافی نبود؛ باید مشخص میشد نیروی انسانی ارتش از کجا و با چه سازوکاری تأمین شود.
اینجا بود که مسئله سربازی اجباری به شکل جدی وارد ماجرا شد.
سرانجام در ۱۶ خرداد ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی «قانون خدمت نظام اجباری» را تصویب کرد.
بر اساس این قانون، اتباع ذکور ایران از ابتدای ۲۱ سالگی، مگر در مواردی که قانون استثنا کرده بود، مَشمول خدمت نظامی میشدند.
این همان جایی بود که تفاوت بنیچه و نظام وظیفه خودش را کاملاً نشان داد.
در بنیچه، حکومت میگفت:
«این منطقه باید چند سرباز بدهد.»
اما در نظام وظیفه، قانون میگفت:
«این فرد، به دلیل شرایطی که قانون تعیین کرده، مَشمول خدمت است.»
یعنی به زبان ساده، سهمِ محل جای خودش را به مَشمولیتِ فردی داد.
البته قانون ۱۳۰۴ فقط درباره دو سال حضور در پادگان نبود. مجموع تعهد نظامی ۲۵ سال تعیین شده بود و دو سال نخست، دوره خدمت تحتالسلاح محسوب میشد. بقیه این مدت نیز در قالب دورههای ذخیره و پاسبانی قرار میگرفت.
اجرای این قانون هم یکشبه اتفاق نیفتاد. در مناطقی که نظام جدید اجرا میشد، شیوه قدیمی بنیچه کنار گذاشته میشد و سربازگیری بر اساس قانون جدید انجام میگرفت.
این تغییر، فقط یک اصلاح در ارتش نبود؛ رابطه دولت با مردم را هم تغییر میداد.
در دوره قاجار، ساختارهای محلی و ایلی نقش زیادی در زندگی مردم داشتند. اما حالا دولت مرکزی میتوانست یک جوان را، فارغ از اینکه اهل کدام روستا، ایل یا منطقه است، بر اساس قانون مَشمول خدمت کند و او را برای خدمت نظامی فرا بخواند.
برای همین، نظام وظیفه را باید بخشی از روند شکلگیری دولت متمرکز در ایران دانست.
البته اجرای آن بدون مقاومت نبود. برای خانوادههای روستایی و عشایری، از دست دادن نیروی کار جوان خانواده مسئله کوچکی نبود. در بعضی مناطق هم ساختارهای ایلی و محلی هنوز آنقدر قدرتمند بودند که اجرای قانون جدید با مشکل روبهرو میشد.
با این حال، نظام جدید به تدریج جای شیوههای قدیمی را گرفت.
چند سال بعد، قانون نظام وظیفه دوباره تغییر کرد و در ۱۳۱۷ قانون جدیدی تصویب شد که قانون ۱۳۰۴ را کنار گذاشت و ساختار نظام وظیفه را با جزئیات بیشتری تنظیم کرد.
Post #121
174