اتفاقاً بیشتر آدمهای موفقی که میشناسیم، یه صدای کوچیک تو سرشون دارن که میگه «تو واقعاً بلد نیستی، فقط تا الان شانس آوردی» 😅
این پدیده رو روانشناسها «سندرم ایمپاستر» (Impostor Syndrome) مینامن، و پژوهشگری به اسم والری یانگ (Valerie Young) سالها روی این موضوع کار کرده. نتیجهی جالب تحقیقاتش این بود: این حس هیچ ربطی به توانایی واقعیت نداره؛ حتی افراد بسیار شایسته هم دچارش میشن، چون مغز ما اشتباهاً «شک داشتن» رو با «بیکفایت بودن» یکی میگیره 🧠
در حالی که شک کردن به خودت، دقیقاً نشونهی اینه که داری بزرگ میشی و از منطقه امن خودت خارج شدی، نه اینکه واقعاً بلد نیستی 🌱
مثال
یکی از دوستام قبل از هر ارائهی مهم دقیقاً همین حس رو داره؛ دلش میخواد فرار کنه چون فکر میکنه «الان میفهمن که بلد نیستم». اما هر بار بعد از تموم شدن ارائه متوجه میشه ترسش هیچ ربطی به کیفیت کارش نداشته 🎤
راهحل
دفعهی بعد که این صدا اومد تو سرت، بهجاش این جمله رو بگو: «این حس شک، یعنی دارم چیز جدیدی یاد میگیرم، نه اینکه بلد نیستم» ✨ فقط همین برچسبزدن دوباره (reframe) کافیه تا مغزت از حالت دفاعی بیاد بیرون و بتونی با اعتمادبهنفس بیشتری ادامه بدی 💪
Post #78
60
- ❤ 2