چرا سپاه برای چنین سناریویی آمادهتر است؟
یکی از تفاوتهای مهم جمهوری اسلامی با بسیاری از حکومتهای منطقه، وجود سپاه پاسداران است.
سپاه تنها یک نیروی نظامی نیست. در چهار دهه گذشته به شبکهای گسترده از ساختارهای نظامی، امنیتی، اقتصادی و ایدئولوژیک تبدیل شده است.
این نهاد علاوه بر نیروی نظامی، شبکه بسیج، سازمانهای اطلاعاتی و مجموعهای از نیروهای شبهنظامی وفادار را در اختیار دارد.
همین ساختار چندلایه باعث میشود که حتی در شرایط تضعیف شدید دولت مرکزی نیز بخشهایی از این شبکه بتوانند به صورت مستقل به فعالیت ادامه دهند.
سناریوی خطرناکتر
در چنین شرایطی خطر فقط فروپاشی کامل دولت نیست.
ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ممکن است حتی پس از از دست دادن کنترل کامل کشور از بین نروند، بلکه به شکل یک نیروی مسلح قدرتمند به بقای خود ادامه دهند.
در برخی جنگهای منطقه دیدهایم که از دل فروپاشی دولتها، گروههای مسلح ایدئولوژیک بیرون آمدهاند که توانستهاند بخشهایی از سرزمین را در اختیار بگیرند.
در مورد ایران نیز این نگرانی وجود دارد که در صورت تضعیف شدید حکومت مرکزی، بخشهایی از ساختار امنیتی جمهوری اسلامی به نوعی نیروی مسلح ایدئولوژیک با کنترل سرزمینی تبدیل شود.
در چنین حالتی ایران ممکن است به کشوری با چند مرکز قدرت تبدیل شود.
سناریوی حمله زمینی
سناریوی دیگری هم وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود: حمله زمینی به ایران.
اگر آمریکا و متحدانش تصمیم بگیرند نیروی زمینی وارد ایران کنند، معادله میتواند کاملاً تغییر کند. تجربه عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که در برابر یک حمله گسترده زمینی از سوی آمریکا، حتی حکومتهایی با ساختار امنیتی قدرتمند نیز میتوانند در مدت کوتاهی فروبپاشند.
در چنین سناریویی احتمال سقوط سریع جمهوری اسلامی بسیار بیشتر میشود.
اما چنین جنگی نیز میتواند بسیار پرهزینه و غیرقابل پیشبینی باشد. ایران کشوری بسیار بزرگتر از عراق است و جمعیت آن چند برابر است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران احتمال چنین تصمیمی را در حال حاضر پایین میدانند.
یک سناریوی دیگر
سناریوی دیگری هم ممکن است.
اگر فشار بر بازارهای نفتی ادامه پیدا کند، ممکن است آمریکا پس از رسیدن به برخی اهداف راهبردی — از جمله قطع صادرات نفت جمهوری اسلامی و جلوگیری از رسیدن نفت ایران به چین — به همین میزان تضعیف رضایت بدهد و جنگ را پایان دهد.
در چنین حالتی ممکن است درگیری گسترده متوقف شود، اما تنش کاملاً از بین نرود.
اسرائیل ممکن است هر چند وقت یکبار حملات محدودی انجام دهد؛ چیزی که در ادبیات امنیتی اسرائیل گاهی از آن با عنوان «عملیات چمنزنی» یاد میشود: ضربههای دورهای برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی دشمن.
در چنین سناریویی مردم ایران میمانند و حکومتی که شاید ضعیفتر شده اما همچنان سرکوبگر است.
آیا سقوط کامل جمهوری اسلامی مطلوب همه است؟
یک پرسش مهم دیگر هم وجود دارد:
آیا سقوط کامل جمهوری اسلامی لزوماً هدف همه بازیگران خارجی است؟
فروپاشی یک حکومت در کشوری به بزرگی ایران میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی داشته باشد: بیثباتی گسترده، موجهای مهاجرت و حتی درگیریهای داخلی.
به همین دلیل ممکن است برخی بازیگران خارجی ترجیح دهند به جای تلاش برای سقوط کامل جمهوری اسلامی، به تضعیف و مهار آن رضایت بدهند.
اما ایران سوریه نیست
با همه اینها باید تأکید کرد که ایران سوریه نیست.
ایران کشوری بزرگتر با جمعیتی چند برابر سوریه است، ساختار دولت مرکزی در آن تاریخی طولانیتر دارد و سطحی از انسجام سرزمینی در آن وجود دارد که در بسیاری از کشورهای جنگزده منطقه دیده نمیشد.
ایران همچنین منابع طبیعی گسترده و شبکه اداری سراسری دارد.
همه این عوامل باعث میشود که حتی در بدترین سناریوها نیز مسیر تحولات ایران لزوماً شبیه سوریه نباشد.
نتیجه
هیچکس نمیتواند آینده ایران را با قطعیت پیشبینی کند.
اما تجربه منطقه نشان داده وقتی یک حکومت وارد چرخهای از جنگ خارجی، فشار اقتصادی و شکاف داخلی میشود، پیامدهای آن میتواند برای کل کشور بسیار سنگین باشد.
و شاید بزرگترین آرزوی همه ما این باشد که چنین سناریویی هرگز برای ایران اتفاق نیفتد.
Post #65
13.7K
- ❤ 54
- 👍 33
- 👎 12
- 😢 6
- 👻 2