آیا جمهوری اسلامی میتواند ایران را به سوریه دیگری تبدیل کند؟
بگذارید از همین ابتدا بگویم:
بزرگترین آرزوی من این است که تمام پیشبینیهای این نوشته غلط از آب دربیاید و چند سال دیگر به آن نگاه کنم و بگویم چه تحلیل اشتباهی.
ای کاش ایران کشوری باشد که برخلاف بسیاری از همسایگانش، از چرخهای که در این منطقه بارها دیدهایم در امان بماند.
اما گاهی واقعیتهای روی زمین ما را مجبور میکنند درباره سناریوهایی فکر کنیم که حتی تصورشان هم دردناک است.
این نوشته پیشبینی قطعی نیست.
تلاشی است برای فکر کردن به چند سناریوی ممکن.
واقعیتی که بسیاری نمیخواهند ببینند
یکی از واقعیتهایی که در بسیاری از تحلیلها نادیده گرفته میشود، وجود یک پایگاه اجتماعی برای جمهوری اسلامی است.
بر اساس رفتارهای سیاسی و انتخاباتی سالهای گذشته، برخی تحلیلگران تخمین میزنند که میلیونها نفر در ایران به دلایل مختلف همچنان از ساختار جمهوری اسلامی حمایت میکنند.
بخشی از این حمایت به دلایل اقتصادی است: موقعیتهای شغلی، امتیازها و وابستگیهای ساختاری.
اما بخشی دیگر ریشه در باورهای ایدئولوژیک و مذهبی دارد.
این همان بخشی از جامعه است که در سالهای گذشته در سرکوب اعتراضات نیز نقش داشته و همچنان آماده دفاع از جمهوری اسلامی است.
و این یک سؤال جدی را مطرح میکند:
اگر شرایط بحرانی شود، این نیروها قرار است کجا بروند؟
آیا جمهوری اسلامی حاضر به عقبنشینی است؟
تا اینجای کار نشانهای از تمایل جمهوری اسلامی به عقبنشینی جدی دیده نمیشود.
نه در برابر فشارهای داخلی و نه در برابر فشارهای خارجی.
با شناختی که از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی داریم، بعید است که این حکومت صرفاً با چند حمله نظامی یا فشار خارجی از مواضع خود عقبنشینی کند. چه بسا در چنین شرایطی سرکوب داخلی حتی شدیدتر شود.
در چنین وضعیتی باید این احتمال را هم در نظر گرفت که جمهوری اسلامی خود را برای یک دوره طولانی از تنش یا جنگ آماده کرده باشد.
اگر جمهوری اسلامی کنترل آسمان ایران را از دست بدهد
یکی از سناریوهای محتمل در صورت ادامه درگیریها، تضعیف شدید توان دفاعی جمهوری اسلامی است.
در چنین شرایطی ممکن است جمهوری اسلامی عملاً کنترل کامل بر حریم هوایی ایران را از دست بدهد.
اگر چنین اتفاقی بیفتد، ایران ممکن است وارد وضعیتی شود که در سالهای اخیر در کشورهایی مانند سوریه و لبنان دیدهایم: کشوری که در آن بازیگران خارجی میتوانند هر زمان که بخواهند اهدافی را در داخل آن هدف قرار دهند.
در چنین شرایطی حتی شهروندان شهرهای بزرگ ممکن است به صحنههایی عادت کنند که امروز تصورشان دشوار است: انفجارهایی در افق شهر، حملات هدفمند و فضایی دائماً ناآرام.
فشار منطقهای برای تضعیف جمهوری اسلامی
در منطقه نیز بسیاری از کشورها از تضعیف جمهوری اسلامی استقبال میکنند.
برای مثال روزنامه واشنگتن پست گزارش داده بود که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تماسهای خصوصی با دونالد ترامپ از اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود؛ هرچند عربستان چنین ادعایی را رد کرده است.
این نشان میدهد که در منطقه بازیگران قدرتمندی وجود دارند که تضعیف جمهوری اسلامی را به نفع خود میدانند.
منابع مالی فقط نفت نیست
گاهی گفته میشود اگر صادرات نفت ایران قطع شود، جمهوری اسلامی به سرعت منابع مالی خود را از دست خواهد داد.
اما تجربه منطقه نشان میدهد که شبکههای نظامی و شبهنظامی لزوماً فقط به منابع رسمی اقتصادی متکی نیستند.
تحقیقات اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا در قالب عملیاتی موسوم به Project Cassandra نشان داد که شبکههایی مرتبط با حزبالله لبنان با کارتلهای مواد مخدر آمریکای لاتین همکاری داشتهاند و از طریق قاچاق و پولشویی منابع مالی قابل توجهی ایجاد کردهاند.
در داخل ایران نیز موضوع اقتصاد غیرشفاف نهادهای قدرتمند بارها مطرح شده است. در سال ۲۰۱۱ محمود احمدینژاد در یک سخنرانی جنجالی از برخی نهادهای قدرتمند با عنوان «برادران قاچاقچی» یاد کرد؛ عبارتی که بسیاری آن را اشارهای به شبکههای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران دانستند.
همچنین در سالهای اخیر گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد ایران برای دور زدن تحریمها از استخراج و مبادله رمزارزها نیز استفاده کرده است؛ حوزهای که برخی تحلیلگران معتقدند میتواند برای نهادهای نزدیک به حکومت منبع مالی جایگزین ایجاد کند.
Post #64
9.64K
- ❤ 25
- 👍 16
- 👎 5
- 😢 1
- 💩 1
- 👌 1
- 🎃 1