TGViewer
Channel Public Channel
رادیو مسیر

رادیو مسیر

@radiomassir1402

این کانال تلگرامی پادکست رادیو مسیر است که علی بیغش منتشر می کند. پادکستی راجع به مدرنیته و صورت بندی های
جوامع مدرن از منظر جامعه شناختی

@AliBighash
Subscribers
430
Photos
748
Videos
16
Links
419
Recent Posts 18 shown
Post #1201 73
به یاد پورمقدم و کافه شوکایش(۲)

پورمقدم در اسفند ۱۴۰۱ از دنیا رفت. در سن ۷۲ سالگی. رفت و با مرگ خود شوکا را هم برد. هجرت پورمقدم، شاید نشانی از به حاشیه رفتن کافه های روشنفکری باشد. کافه هایی که با نادری اوج گرفتند و با رفتن شوکا افول خود را تجربه می کنند. شوکا هم به نوعی نادری بعد از انقلاب بود. جایی که ادبیات و فلسفه با قهوه و سیگار، یک کل ارگانیک و درهم تنیده ای می ساخت.

من هیچ وقت به شوکا نرفتم. زمانی عزم رفتن به شوکا را کردم که بسته شده بود. اما وصفش را از دهه چهلی ها و پنجاهی ها بسیار شنیدم. بچه هایی که در دوران اصلاحات کافه گردی را تمرین می کردند. قدر مشترک همه این وصف ها نه کیک ها و قهوه های شوکا، که شخص پورمقدم بود.

آنها شخصیت پورمقدم را دوست داشتند. از ذهنیت خلاق و ادبی اش، از شوخی طبعی اش می گفتند. از این می گفتند که به خاطر او بود که به شوکا می رفتند. در واقع فضای کافه، بسط شخصیت پورمقدم بود، بسط ذهنیتش. به زبان دیگر کافه اش امتداد خودش بود، امتداد سبک زندگی و تخیل های مردی که ۳ سال بعد از انقلاب و ۶ ماه پس از جنگ، یک کافه تأسیس کرد.

#کافه_شوکا
#یارعلی_پورمقدم
https://t.me/RadioMassir1402
  • ❤ 7
Post #1200 77
به یاد پورمقدم و کافه شوکایش(۱)

کافه شوکا مهر ۱۳۶۰ در مرکز خرید گاندی تأسیس شد. به مدیریت یارعلی پورمقدم. کافه ای که مشهورترین پاتوق روشنفکری دهه ۷۰ خورشیدی بود که نسل کافه روهای دهه چهلی و پنجاهی سخت مشتاقش بودند.

پورمقدم نخستین کافه داری بود که با موضوع کافه داستان نوشت. پیگیر ادبیات بود و حتی در کافه اش مراسم اهدا جوایز ادبی و بزرگداشت برای اهل ادبیات برگزار کرده بود. در مصاحبه ای که چندسال پیش از او منتشر شد، جمله ای از او برای همیشه در ذهنم نقش بست. مصاحبه کننده از او پرسید، مردم برای چی کافه میان؟!

انتظار داشتم جواب پورمقدم این گزاره ها باشد: «مردم سرگرمی دیگری ندارند»؛ «مردم میان یه حال و هوایی عوض کنن»؛ «مردم برای گفت و گو کردن به کافه میان»، و...
اما جواب پورمقدم این بود: «مردم به کافه می آیند تا بغض کنند». این جمله مرا سخت تکان داد.

شاید کمتر کسی در کافه های امروزی چون لمیز، کای و رئیس بغض کند. اما در کافه هایی از جنس شوکا، هنوز می توان پیوندی از مثلث سیگار و قهوه با بغض را دید. جایی که کافه خودت را با خودت تنها می گذارد، با حسرت ها و تناقض هایت.
#شوکا
#پورمقدم

https://t.me/RadioMassir1402
  • ❤ 5
Post #1198 57

Forwarded from عباس وریج کاظمی

خیابان سنایی تهران بوی عشق می‌دهد. برای هر آدمی یک خیابان در شهرش وجود دارد که با قدم زدن در آن حال و هوایش به طرز محسوسی تغییر می‌کند؛ حتی گاهی با تلنگر عطر عابری ناشناس که از کنارش می‌گذرد.

من همیشه با بوهای غیرمعمول به وجد می‌آیم؛ بوی آسفالت گرم خیابان‌های بازسازی‌شده، بوی بنزینی که از باک ماشین شُره می‌کند، بوی خشت خام، نان بیات، کاغذ کاهی، و همه‌ی آن اسانس‌های ساختگی و آزمایشگاهی که یک عمر باهاشان سروکار داشته‌ام. برای من این بوها حظ بدون مرز است.
بوی زنی که دوستش دارم هم از همین‌هاست. بوی لوسیون‌های میوه‌ای تنش، شامپو، لباس‌هایش؛ همه و همه جهانی است خارج از چیزهایی که تا به حال تجربه کرده بودم. ‌.....

از دور تماشا کردن سخت است. این که هر شب وقت شنیدن صدایش،چشم‌هایت را ببندی و دست به دامن تخیل شوی از یک‌جایی به بعد دیگر افاقه نمی‌کند،کار چندانی از خیال بر نمی‌آید.....


از کتاب در تدارک زندگی نکرده
مائده مرتضوی

#معرفی_کتاب #شهر

@varijkazemi
  • ❤ 3
Post #1197 90

Forwarded from جامعه شناس ایرانی (Parviz Ejlali)

صفحه سخن دیگران
راز مدرسه
نعمت الله فاضلی


شاید راز مدرسه نیز همین باشد؛ نه در پاسخ‌ها، بلکه در توانایی زنده نگه داشتن پرسش. مدرسه آنجا زنده است که هنوز کسی شهامت داشته باشد بپرسد. آن کودک مصلح‌آبادی نیز، اکنون که به پشت سر می‌نگرد، گویی می‌فهمد که مقصدش فقط یک ساختمان نبود؛ او به سوی امکانِ انسان شدن می‌رفت.
و شاید آموزش چیزی نباشد جز همین هنر دشوارِ زیستن در روشنای پرسش‌های بی‌پاسخ.
شاید آموزش، نه هنر جواب دادن، بلکه هنر سؤال زیستن باشد. و شاید مدرسه، در عمیق‌ترین معنای خود، نهادِ فهمیدن باشد؛ جایی برای مکث در روزگار شتاب، جایی برای آهستگی در جهان عجله، جایی برای یادگیری ژرف، و جایی برای شدن. زیرا انسان، نه با آنچه می‌داند، بلکه با آنچه هنوز می‌پرسد، زنده است.
در انتهای سخنرانی دوم مهر نیز گفتم که برای فهم مدرسه، برای پیدا کردن گمشده مدرسه ایرانی، صلح، شاید بتوانیم به یکی از بزرگ‌ترین استعاره‌های فرهنگ ایرانی پناه ببریم؛ استعاره سیمرغ در شاهکار جاودانه عطار، منطق‌الطیر. گاه روایتی شاعرانه بیش از صدها نظریه آموزشی به ما می‌آموزد که یادگیری چیست و انسان چگونه به خویشتن می‌رسد. عطار داستان پرندگانی را روایت می‌کند که هُدهُد آنان را به سفری دشوار و طولانی فرامی‌خواند؛ سفری به سوی پادشاه خود، سیمرغ، در قله قاف. هُدهُد در این روایت تنها یک راهنما نیست؛ او آموزگار است، معلم است، همراه است. نه پرندگان را به جای خود می‌نشاند و نه به جای آنان پرواز می‌کند. تنها راه را نشان می‌دهد، امید می‌بخشد، تردیدها را می‌شنود و آنان را به ادامه مسیر فرا می‌خواند.
پرندگان نیز همچون دانش‌آموزان‌اند. هر یک ویژگی، سرشت، ترس، آرزو و توانایی خود را دارند. هیچ‌یک شبیه دیگری نیست. تفاوت دارند، اما همین تفاوت‌ها مانع همراهی آنان نمی‌شود. آنان بدون آنکه از فردیت خویش دست بکشند، در مسیری مشترک گام برمی‌دارند و از هفت شهر عشق عبور می کنند. راز سفرشان در این نیست که همانند شوند؛ راز سفرشان در آن است که با همه تفاوت‌هایشان بتوانند با هم حرکت کنند. راه یادگیری نیز چنین است. آموزش واقعی از میان هم‌شکل کردن انسان‌ها نمی‌گذرد؛ از میان به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و تبدیل آن‌ها به امکان همزیستی عبور می‌کند.
در پایان سفر، تنها سی پرنده به قاف می‌رسند. آنجا بزرگ‌ترین حقیقت را کشف می‌کنند. درمی‌یابند که سیمرغ چیزی بیرون از آنان نبوده است. سیمرغ، خود آنان‌اند؛ «سی مرغ». آنچه در جستجویش بودند، در ژرفای وجود خودشان نهفته بود. آنان به خویش رسیده بودند. شکوفا شده بودند. آموخته بودند. شده بودند. مقصد حقیقی سفر، رسیدن به خود بود. زیرا بزرگ‌ترین کشف انسان نه کشف جهان، بلکه کشف خویشتن است.
اگر این استعاره را مبنای فهم مدرسه قرار دهیم، آنگاه نقش معلم نیز معنایی تازه پیدا می‌کند. معلم هُدهُد است. وظیفه او ساختن قفس نیست، گشودن راه است. مأموریت او واداشتن دانش‌آموزان به اطاعت از این و آن نیست، بلکه یاری رساندن به آنان برای یافتن سیمرغ وجودشان است. معلم باید امکان سفر را فراهم کند، نه اینکه مقصد را از پیش به جای شاگردان تعیین کند. آموزش زمانی اصیل است که انسان را به سوی کشف خویشتن رهنمون شود.
در چنین نگاهی، مدرسه جایی برای یکسان‌سازی نیست؛ جایی برای شکوفا شدن تفاوت‌هاست. مدرسه زمانی به نهاد صلح تبدیل می‌شود که بر پذیرش تنوع کودکان و نوجوانان استوار باشد و هدف خود را تحقق سیمرغ هر یک از آنان قرار دهد. صلح از آنجا آغاز می‌شود که انسان حق متفاوت بودن را برای دیگری به رسمیت بشناسد. هُدهُد به پرندگان آموخت که با هم بودن شرط رسیدن به سیمرغ است، اما برای با هم بودن لازم نیست شبیه هم شویم. وحدت، همسانی نیست؛ همدلی است. هم‌راهی است. هم‌افقی است.
شاید مدرسه نیز در عمیق‌ترین معنای خود همین باشد؛ سفری جمعی برای رسیدن هر انسان به امکان‌های نهفته وجود خویش. سفری که در آن هیچ‌کس قرار نیست نسخه دیگری شود. هر کس قرار است خودِ خویش را بیابد. صلح از همین‌جا آغاز می‌شود و فهم نیز از همین‌جا رخ می‌دهد؛ از لحظه‌ای که می‌آموزیم تفاوت، مانعِ با هم بودن نیست، بلکه شرطِ غنی‌تر شدنِ با هم بودن است. و شاید سیمرغِ مدرسه چیزی جز همین نباشد؛ انسانی که در کنار دیگران، بی‌آنکه خود را از دست بدهد، به خویشتن رسیده است. و یادمان باشد عطار برای بیماری مدرسه نسخه و راه حل نمی دهد، ما را صرفاً به فهمیدن فهمیدن و فهمیدن ژرف تر فرامی خواند. و می خواهد ما بپرسیم. همین.
Post #1196 84

Forwarded from مطالعات فرهنگی ایرانی

gerami-2003-mullahs-martyrs-and-men.pdf174.3 KB
📚 شاهین گرامی، در مقاله «آخوندها، شهیدان و مردان: مفهوم‌پردازی مردانگی در جمهوری اسلامی ایران» نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی فقط زنان را تحت فشار قرار نداده، بلکه الگوی خاصی از «مردانگی» را نیز بر جامعه تحمیل کرده است.

گرامی استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی سه الگوی اصلی مردانگی را ساخته و ترویج کرده است:
🔹 آخوند؛ مرد آرمانیِ خردمند، مقتدر و بی‌احساس.
🔹 شهید؛ جوانی که ارزش نهایی‌اش در فداکردن جان برای نظام تعریف می‌شود.
🔹 مرد عادی؛ کسی که در خانواده از امتیازات قانونی برخوردار است، اما هم‌زمان زیر فشار بیکاری، تورم، سرکوب سیاسی و کنترل دائمی دولت زندگی می‌کند.

نکته مقاله این است که مردسالاری الزاماً به نفع همه مردان نیست. بسیاری از مردان، در ازای امتیازاتی که بر زنان دارند، هزینه‌های سنگینی مانند فشار اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی، سرکوب سیاسی و انتظار دائمی برای اثبات «مردانگی» می‌پردازند.

گرامی در پایان نشان می‌دهد که از اواخر دهه ۱۳۷۰، جوانان، زنان و حتی بخشی از مردان طبقه متوسط، با سبک زندگی و رفتار روزمره خود، این الگوی رسمی مردانگی را به چالش کشیده‌اند.

کانال مطالعات‌فرهنگی‌ایرانی
Post #1195 63

Forwarded from نشر اگر

وقتی در سال ۱۳۷۱ دانشجوی دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد، آموزش نظریه برایش با زندگی اجتماعی پیرامونش پیوند چندانی نداشت. سال‌ها بعد، این تجربه به پرسشی دربارهٔ شیوهٔ مواجههٔ دانشگاهیان ایرانی با نظریه تبدیل شد که چرا گاهی نام‌ها و اصطلاحات نظری را خوب می‌شناسیم، اما برای فهم یک مسئلهٔ مشخص در جامعهٔ خودمان به دشواری از آن‌ها استفاده می‌کنیم؟

کتاب با ایدهٔ «نظریه‌های مسافر» ادوارد سعید پیش می‌رود و سپس به نقش ترجمه، جابه‌جایی مفاهیم و رابطهٔ نابرابر شمال و جنوب در تولید دانش می‌رسد. عباس کاظمی خواننده را به این فکر می‌اندازد که یک نظریه در ایران چگونه خوانده و تدریس می‌شود، کدام بخش‌هایش دیده نمی‌شود و آیا می‌تواند در برخورد با تجربهٔ ایرانی تغییر کند.

«سفر نظریه‌ها» برای علاقمندان علوم انسانی بویژه جامعه‌شناسی و بویژه‌تر کسانی خواندنی است که سر کلاس، در کتاب یا در بحث‌های عمومی با نام نظریه‌پردازان روبه‌رو شده و از خود پرسیده‌اند که این بحث‌ها دقیقاً چه کمکی به فهم زندگی ما در ایران می‌کند؟

چاپ دوم «سفر نظریه‌ها»، نوشته‌ی عباس کاظمی، توسط نشر اگر منتشر شد.⁩
Post #1194 84

Forwarded from ماهنامه اندیشه پویا

شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا باغلبه بر بحران کاغذ وزینک، بزودی منتشر میشود وشما از هم‌اکنون می‌توانید نسخه‌ خود را پیش‌خرید کنید و سفارش دهید. برای سفارش مجله و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز وفیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

برخی بخش‌های این شماره:
📕روشنفکری قبیله‌ای: گفتگو با مصطفی ملکیان، نقد مجادلات اخیرروشنفکری وناگفته‌های سال‌های دوستی باجوادطباطبایی
📕استاد نقش‌باز وشاندل:جلال توکلیان
📕نامه‌نگاری انتقادی دکتروحیددستجردی ودکترسروش
📕از پدرسالاری تاپدرکشی:محمدمنصور هاشمی وحسین پایا
📗هفتادسالگی ملکیان: ابراهیم سلطانی، جوادحیدری، یاسرمیردامادی
📗دایی‌جان ناپلئون درونم بیدار شده است:گفتگو با نرگس آبیار کارگردان بامدادخمار
📗متاسفم هنوز مرحوم نشده‌ام: گزارش زندگی وگفتگوی منتشرنشده باشهرنوش پارسی‌پور
📗یاد جوادمجابی:سیروس علی‌نژاد
📗کودتای غربی ازترس کودتای سرخ: مصدق ازتحریم تاکودتا دراسناد سیا
📗زندگی طبقاتی در اوین: گفتگوبا سعیدمدنی
وبسیاری مطالب خواندنی دیگر

همراهی‌تان رابامجله خود قدردانیم.
@andishepouya
۰۲۱۸۶۱۲۶۴۰۷     
Post #1193 67

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران

💢سلسله نشست‌های علوم اجتماعی در زمانه بحران

اتحادیه انجمن‌های علوم اجتماعی ایران با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کند.

🔷 چهارمین نشست: جامعه‌شناسی در مواجهه با جنگ

🔹 محمدرضا کلاهی
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
▫️ جنگ و علوم اجتماعی در ایران

🔹 زهره بیات ریزی
دانشگاه آلبرتا کانادا
▫️ جامعه‌شناسی به مثابه «ورزش رزمی» نقش سیاسی جامعه‌شناسی در ایران

🔹 سمیه توحیدلو
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
▫️ گفتمان‌های رقیب در علوم اجتماعی ایران در زمان جنگ

🗓 زمان: دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ تا ۱۹

📍 مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن انجمن‌ها

📡 پخش همزمان:
https://skyroom.online/ch/ahangeatiye/socialsciences


@uissa1400
#اتحادیه_انجمن‌های_علوم_اجتماعی_ایران

@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
Post #1192 73

Forwarded from رادیو مسیر (Ali Bighash)

به مناسبت ۴ امین سالگرد جنبش مهسا

خواست آزادی، این بار از سکوی فرهنگ

درباره ریتم آرام یک جنبش ماندگار

۲۵ شهریور مهمترین رخداد اجتماعی- فرهنگی در دوران جمهوری اسلامی و به اعتباری از مشروطه تا به امروز است. این نکته که وزن جنبش های سیاسی- اقتصادی از انقلاب مشروطه تا به امروز بسیار پررنگ تر از جنبش های اجتماعی- فرهنگی بوده، اهمیت این رخداد را دو چندان می کند. اگرچه جنبش مهسا هم به رنگ و لعاب سیاست آغشته شد، اما در کنه خود فرهنگی باقی ماند. علت ماندگاری جنبش نیز همین فرهنگی بودنش است.

ماندگاری جنبش های فرهنگی به علت تغییرات عمیقی است که در اذهان فردی و جمعی ایجاد می کنند. تغییرات در باورها و ارزش های یک جامعه با مقاومت های جدی ای از ناحیه سنت مواجه می شود که اینرسی تاریخ را بالا می برد. به زبان دیگر این جنبش ها دیریاب اند و سخن گفتن از پیروزی یا شکست آنها نیز جز در بازه های بلندمدت زمان ممکن نیست.

به همین علت چنین جنبش هایی در میان همه هیاهوهای سیاسی وقت، با ریتمی آرام به حرکت خود ادامه داده و می دهند. طبیعتاً این حرکت آرام را نمی توان خطی فرض کرد. بازگشت ها، ایستایی ها و عقب گردهای کوچک مقطعی به مانند سنگلاخ های درون رودخانه وجود دارند اما نمی توانند مسیر کلان حرکت جامعه را تغییر دهند.

فراسیاسی و فراجناحی بودن این جنبش ها نیز به همین ریتم کند برمی گردد. از این روست که نه اصلاح طلب ها، نه چپ های وطنی داخلی و خارجی و نه سلطنت طلب ها، نتوانستند در این ۴ سال این جنبش را مصادره کنند. احراز قدرت سیاسی نیازمند ریتمی پرسرعت تر از آن است که با مکث ها، طمانینه ها و آسودگی های جنبش های فرهنگی همخوانی داشته باشد.

البته این جنبش در مراحل آغازین خود است ولی احتمالا در آینده نیز، به مسیر فراجناحی و حزبی خود ادامه دهد. همانطور که کوشش های پیشین در حوزه زنان نیز، از سیاست روز فراتر می رفت. جنبش مهسا نیز به نوعی ادامه همان راه است. در واقع آغازین بودن این جنبش به معنای آغاز از هیچ و صفر نیست. اگر نبود نهضت نسوان در مشروطه و دوره رضاشاه، اگر نبود کوشش های پیگیرانه زنان کارآفرین و کنش‌گران مرزی ای که به زنان عاملیت دادند، و اگر نبود کوشش هایی رفرمیستی که از دوم خرداد ظهور کرد و به «دختران انقلاب» ختم شد، جنبش «زن، زندگی، ازادی» هم ممکن نمی شد.

۲۵ شهریور امسال، این جنبش ۴ ساله شد. اگرچه ۴ سال در تاریخ کمتر از آن است که بتوان انتظار تحقق همه مطالبات را داشت اما آغاز مهمی برای رقم زدن آینده زنان ایرانی است. آینده ای که با فراتر رفتن از امت گرایی موجود، حقوق شهروندی را ذیل یک دولت- ملت به معنای اصلی آن پیگیری و تثبیت کند.

به یاد همه جانباختگان راه کنش‌گری و آزادی و به امید موفقیت های روزافزون زنان در وزن دادن به تاریخ و ترسیم جامعه بر اساس عاملیتی که هرروزه تمرینش می کنند.

#جنبش_مهسا
#زن_زندگی_آزادی

https://t.me/RadioMassir1402
  • ❤ 1
  • 💔 1
Post #1191 85

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران

🔴 به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی
شعبه استان فارس با همکاری شعبه استان لرستان انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کند:


🔖 فراتر از فرد:
تأملاتی جامعه‌شناختی بر پدیده‌ی خودکشی



🎙سخنرانان:

🔸اردشیر بهرامی
عضو هیئت مدیره جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران

🔸شیرین احمدنیا
رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران

🔸ولی بهرامی
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان



📆 زمان: شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
ساعت ۱۹ تا ۲۱ شب

🌐 آدرس جلسه آنلاین در بستر گوگل میت:

https://meet.google.com/cmy-xhnn-juc

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران

@Iran_sociology
Post #1190 82

Forwarded from امکان تفاوت

Audio
:

🎙 رخداد «زن، زندگی، آزادی» را نمی‌توان صرفاً با مفاهیم سیاسی فهمید.

این رخداد، در ماهیت خود، یک نبرد فضایی بود؛ تلاشی برای سرریز شدن ارزش‌هایی که دهه‌ها در «اندرونی» زیسته بودند به «ملأعام».

در این پادکست، از دو فضای متضاد حرف زده می شود:

«ملأعام اسلامی» — فضایی که قدرت برای خود ساخت

«اندرونی» — فضایی که مردم برای خود نگه داشتند

و از لحظه‌ای که این دو با هم برخورد کردند.

پ‌.ن: این پادکست توسط ماشین ساخته شده و بعضی واژه های فارسی به درستی تلفظ نمی شود.
Post #1187 82

Forwarded from عباس وریج کاظمی

▶️ برخی از نوشته‌ها و گفت‌و‌گوها و سخنرانی‌ها در مورد جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱

🔻دهه‌ی هشتادی‌ها رهبران آینده جامعه (آذر ۱۴۰۲)

https://t.me/Varijkazemi/1231


🔸جنبش اجتماعی نسل گیمرها(۱۶ مهر ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1149

🔻جابجایی‌های عظیم فرهنگی و جنبش زندگی روزمره در ایران(آذر ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1178

🔸حیات شبکه‌ای و جنبش زندگی در ایران(دی ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1201

🔻زمزمه تصنیف‌های عصر مشروطه
https://t.me/Varijkazemi/1157

🔸برای یک زندگی معمولی،مصاحبه با نوجوانان و جوانان (دی ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1253

🔻سخنرانی در انجمن جامعه‌شناسی ایران:فردا که بهار اید (۲۸ دی ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1259

🔸کار جامعه‌شناسان: گپ در جمع جامعه‌شناسان(اسفند ۱۴۰۱)
https://t.me/Varijkazemi/1260

🔻میزگرد با حضور آگاهان اجتماعی
https://t.me/Varijkazemi/1302

🔸جامعه‌شناسی جنبش زن،زندگی و آزادی،گفت و گو با جامعه‌شناسان ( نوروز ۱۴۰۲)
https://t.me/Varijkazemi/1254
Telegram عباس وریج کاظمی 🔻دهه هشتادی‌ها؛ رهبران آینده ایران دهه هشتادی‌ها دراعتراضات اخیر تصورات جامعه نسبت به خود را تغییر دادند و اعتراضات متفاوتی را رقم زدند. اعتراضاتی که صدای معترضانش را جهانی کرد. ما در این برنامه به پدیده نسلی و ویژگی‌های دهه هشتادی‌ها می‌پردازیم و اینکه…
Post #1183 80
کتاب های مهمی که دکتر پرویز اجلالی از جامعه شناسان برجسته ایرانی، در رابطه با سینما تألیف یا ترجمه کرده است. پرویز اجلالی از مهمترین جامعه شناسان در این حوزه است. او علاوه بر این، در حوزه های جامعه شناسی شهر، جامعه شناسی معرفت و نظریه جامعه شناسی نیز دست به تألیف و ترجمه زده است.

از دیگر کارهای مهمی که اجلالی در حوزه جامعه شناسی فرهنگ ترجمه کرده است، بخشی از کتاب بسیار مهم «جامعه شناسی فرهنگ» کارل مانهایم، تحت عنوان «دموکراتیک شدن فرهنگ» است که توسط نشرها بارها تجدید چاپ شده است. این کار کوتاه از منظر جامعه شناسی هنر، و پیوند هنر و دموکراسی، همچنین پیوند هنر با اذهان فردی و جمعی در جامعه، درخشان است.

اجلالی جزو معدود جامعه شناسان ایرانی است که در حوزه جامعه شناسی هنر و سینما، کار می کند. از این بابت امیدوارم در این حوزه، همچنان تولید کند و با حضور فعالش در این عرصه، کم کاری های جامعه شناسی ایران در حوزه هنر را پوشش دهد.

#پرویزاجلالی
#جامعه_شناسی_سینما

کانال تلگرامی دکتر پرویز اجلالی👇

@parvizejlali

https://t.me/RadioMassir1402
Post #1182 96

Forwarded from نشر نی

‌
منتشر شد
«قهوه‌خانه‌های اصفهان»
زندگی شهری، معماری و عرصهٔ عمومی در ایران صفوی
فرشید امامی، نیلوفر لاری
از مجموعهٔ در اقلیم هنر
دبیر مجموعه: امیر مازیار

قهوه‌خانه‌های اصفهان روایتی نو از فضاهای شهری، فرهنگِ مصرفی و عرصۀ عمومی در عصر صفوی است. قهوه‌خانه‌های صفوی فقط محلی برای نوشیدن قهوه نبودند، بلکه فضاهای جدید زندگی شهری، گفت‌وگو و تماشای عمومی بودند. فرشید امامی، مورّخ معماری و هنرِ سرزمین‌های اسلامی در دوران مدرنِ متقدم، در این کتاب، با نگاهی میان‌رشته‌ای، فرهنگِ نوظهور ملازم با قهوه را در پیوند با ویژگی‌های کالبدی قهوه‌خانه‌ها و نقش آن‌ها در شکل‌گیری عرصۀ عمومی بازخوانی می‌کند و با ترسیم جزئیات تاریخیِ عالمانه و معمارانه، تجربۀ تازه‌ای از اصفهانِ عصر صفوی از دریچۀ قهوه‌خانه‌های این شهر به خوانندگان ارائه می‌دهد.
در نیمۀ دوم این کتاب، رسالۀ ناشناختۀ سالک‌الدین محمد حموی یزدی معرفی و تصحیح شده است. این رساله نخستین واکنش‌ها را به رواج نوشیدنی‌های تازه‌واردی چون قهوه و چای و موادی مانند پادزهر بررسی می‌کند و در این بین، تصویری ارزشمند از طب و دانش اجتماعی صفویان عرضه می‌کند...

📝بخشی از کتاب
Post #1180 78
رادیو مسیر عکس ها و کلیشه زدایی از تاریخ سینما کمتر علاقه مند به سینمایی را می توان سراغ گرفت که «فریاد زیرآب» سیروس الوند یا «دو نفر و نصفی» مهدی صباغ زاده در لیست علاقه مندی هایش باشد. اما به زعم من این نوع انتخاب به تاریخ سینما نزدیک تر است تا دست زدن به گزینشی از…
تاریخ سینما، تاریخ آثار متوسط

بخش مهمی از تاریخ سینما، نه مملو از آثار بی ارزش است و نه آثار شاهکار. از قضا بخش وسیعی از تاریخ سینما، برخلاف نگاه فراستی وار، آثار معمولی و متوسط است. برای اثبات چنین مدعایی، کافی است تعداد فیلم های مورد پسند منتقدان در هر سال بر تعداد فیلم های تولید شده در یک سال تقسیم کنیم. به طور معمول درصد آثاری که نمره عالی از منتقدان گرفتند، از ۲۰ درصد تجاوز نخواهد کرد.

همچنانکه تعداد فیلم هایی که جامعه هنری و سینمایی بی ارزش قلمداد می کنند، معمولا از حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تجاوز نمی کند. از این رو چیزی حدود ۶۰ درصد آثار سینما، متوسط هستند.‌ به همین علت است که نمی توان آثار سینمایی را در یک منطق باینری ( صفر و صدی) دنبال کرد. بلکه باید آنها را در یک منطق فازی، یعنی بر روی طیفی از آثار ضعیف‌و بد تا متوسط و خیلی خوب تا عالی و شاهکار دید.

لحاظ کردن منطق فازی، هم تحلیل را علمی تر و جامع تر می کند هم نگاه واقع گرایانه تری را جایگزین آن رویکرد رومانتیک و احساسی ای می کند که مدام میان «شاهکار/افتضاح» در نوسان است. منتقدی که بی هیچ دغدغه و وسواسی بخش مهمی از آثار تاریخی سینمای ایران و جهان را آشغال و بی ارزش خطاب می کند و آثار بسیار انگشت شماری را شاهکارترین شاهکارها صدا می زند، جایگاه نقد را درنیافته است.

اساسا نقد نسبتی با «تکفیرنامه» یا «کیفرخواست» یا به «قتلگاه» بردن هنرمند ندارد. کسانی که به طور مداوم، واژگانی چون «کثیف»، «مستهجن»، «استمنا»، «فاجعه»، « تخریب امنیت ملی»، «مسموم»، «لجنزار»، «فاحشگی»، «فضاحت»، «مفعول بودن» را در نقدهایش بکار می گیرند، بیش از آنکه منتقد به معنای حرفه ای کلمه باشد، تحریف کنندگان تاریخ نقد هستند. (هیچ منتقد بزرگی از بوردول تا پالین کیل، از آندره بازن تا ویلیامز چنین رویکردی به نقد نداشته است).

تاریخ سینما به همان میزان که تاریخ آثار متوسط است و نه لزوما شاهکارها و آشغال ها، تاریخ نقد این آثار هم است. در واقع متوسط بودن این آثار سینمایی، محصول میانگین نظرات منتقدانی است که از رویکردهای صفر یا صدی پرهیز می کنند.
علت هم آن است که نقد حرفه ای، جنگ پراکنده ای از ابرازات و اظهارات تند و احساسی برای دیده شدن نیست.

نقد بررسی موشکافانه و مفهوم پردازانه ای از رابطه دیالکتیکی فرم و محتوای آثار است که در سطح نمی ماند و با واردشدن به لایه های عمیق تر اثر هنری، از کلی گویی ها فاصله می گیرد.از این رو به شهادت تاریخ سینما و همچنین تاریخ نقد سینمایی، بخش مهمی از آثار سینمایی جایی مابین خوب و بد را پر کرده اند و در این پهنه، با ریتمی کند در رفت و آمدند.

این وضعیت نه محصول سرمایه داری است و نه سوسیالیسم و نه دیگر نظام های اقتصادی - سیاسی. بلکه علت اصلی، دسترسی گسترده تر به وسائل فرهنگی و تولید هنری است که میان نوابغ هنری و مردم عادی، فاصله زدایی کرده است. در واقع از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با گسترش اقشار میانی و متوسط جامعه در اروپا و آمریکا، شکاف میان نخبگان فرهنگی و عوام کاهش قابل توجهی پیدا کرد.

گسترده شدن لایه های میانی جامعه دسترسی به منابع فرهنگی را افزایش داد. تکنولوژی نیز در جهت دسترسی بیشتر به منابع فرهنگی، به کمک لایه های میانی جامعه آمد. در نتیجه مشارکت در تولید هنری بالا رفت و طبیعتاً افزایش مشارکت در تولید در هر حوزه ای، کیفیت را به طور میانگین از هر دو قطب دور می کند و میانه بین دو قطب را گسترش می دهد.

درنتیجه همان‌قدر که ادبیات و موسیقی نمی توانند زولاها و موتزارت های خود را تولید کنند، سینما هم نمی تواند هیچکاک و کوبریک های خود را بازتولید کند. در انتظار شاهکارهای گذشته بودن، آن هم در عصر دیجیتال منطقی نیست و نه تنها نسبتی با مواجهه از سر دقت و جدیت با سینمای امروز ندارد که ظهور متوسط ها در سینما را انکار می کند.

به این اعتبار، به رسمیت نشناختن آثار متوسط، به معنای انکار ذوق ورزی زیباشناسانه طبقات متوسط و اقشار میانی جامعه، چه در قامت تولیدکننده و چه در قامت مصرف کننده است. این رویکرد به جای منتقد، «دلواپسان سینمایی» تولید می کند که مدام بدنبال «نجات سینما» از چنگال ابتذال هستند، مدام از وضعیت سینمای دلخورند و پیوسته جامعه را به دوری از این ابتذال هشدار می دهند.

هر زمان نیز در مقام ناجی سینما، به حوزه عمومی ورود می کنند، نه تنها نقش نجات دهنده را ایفا نمی کنند بلکه همان حیثیتی از سینما را که زیر بار سانسور و تحقیر، به جا مانده، از بین می برند. در تحلیل نهایی، تاریخ سینما را باید در واقعیتش، یعنی در فراز و فرودهایش، و مهمتر از همه باید در معمولی بودنش دید.
#تاریخ_سینما
#طبقه_متوسط
#نقد_فیلم
https://t.me/RadioMassir1402
  • ❤ 1
Post #1179 69
رادیو مسیر منابع عکس ها👇 1.https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.imdb.com/&ved=2ahUKEwi8-4bCnu6WAxUYT0EAHTxtHCAQFnoECBIQAQ&sqi=2&usg=AOvVaw0bfSGQSfl6hZdrs13lj3BU 2. Amir Bani Masoud s page in Instagram 3.http://alfredhitchcock.com
عکس ها و کلیشه زدایی از تاریخ سینما

کمتر علاقه مند به سینمایی را می توان سراغ گرفت که «فریاد زیرآب» سیروس الوند یا «دو نفر و نصفی» مهدی صباغ زاده در لیست علاقه مندی هایش باشد. اما به زعم من این نوع انتخاب به تاریخ سینما نزدیک تر است تا دست زدن به گزینشی از خوب ها و ناب های سینمایی.

در واقع این نوع انتخاب فیلم به «تاریخ اجتماعی سینما» نزدیک تر است تا تاریخ سینما از منظر قواعد هنری و زیباشناسی. تاریخ سینما مادامیکه تاریخ است، تاریخ فراز و فرودهای توامان است؛ تاریخ پیروزی ها و شکست ها؛ چه در بازار و چه در میدان های هنری و نقد سینمایی است.

به همین علت، لیست این عکس ها چندان هم شخصی نبود. جز برخی از فیلم ها که محبوب ترین فیلم های زندگیم هستند، معیارهای دیگر انتخابم در انتخاب فیلم، فیلم های هنری، فیلم های پرفروش، و همینطور آثار مهجور و روشنفکری کمتر دیده شده ای است که هر کدام در تاریخ سینما، از منظری اهمیت خود را دارند، اما خود من لزوما همه آنها را دوست ندارم.

از این رو گزینش این ۱۰۰ عکس، در تخالف با عموم گزینش های مرسوم است که در قالب های دوگانه و برساخته ای چون سینمای «اروپا/آمریکا»، «فاخر/ مبتذل»؛ «معناگرا/ سرگرم کننده»، گرفتار می شوند. به زعم من در مواجهه جامعه شناسانه با سینما، باید این قالب ها شکسته شود.

اما از آنجایی که این انتخاب نه از طریق نام بردن فیلم، بلکه انتخاب عکس بود، چالش بعدی، افتادن در کلیشه های جهان عکاسی بود. به این معنا که چطور می شود با عکاسی، به سراغ سینما رفت؟! اساسا عکس ها چه کمیت و کیفیتی از واقعیت را بازگو یا بازنمایی می کنند؟!

عکس ها لزوما واقعیت ها را بازگو نمی کنند بلکه بعضاً آن را می پوشانند. به این اعتبار، عکس ها با برش زدن واقعیت، کلیشه ها را بازتولید کنند. اگرچه کلیشه ها مقدمه خوبی برای آشنایی و شناخت هستند، اما ناتوان از به تصویر کشیدن مکتوم ها و حذف شدگانند.

به همین علت است که اگر نام قیصر آمد حتما باید با عکس بهروز وثوقی مواجه شویم، همانطور که ماتریکس و پدرخوانده را نمی توانیم بدون کیانو ریوز و مارلون براندو تصور کنیم. آن هم با همان عکس های محدودی که نخستین بار دیده ایم. اینجا همان‌جایی است که کلیشه ها با به حاشیه بردن بخش وسیعی تری از واقعیت، از یک بعد واقعیت به جای کل آن، رونمایی می کنند. و از آنجا که به قول آندره بازن، کار عکس ها، مومیایی کردن زمان است، این عکس ها می توانند برای همیشه به روی آن فیلم ها بنشینند.

از این رو انتخاب عکس های کمتر دیده شده، دعوتی به دیدن لایه های مکتوم و مهجورتر سینما بود؛ حتی آنجایی که فیلم معروفی در میان است. دیدن عکسی در ماتریکس بدون کیانو ریوز، یا قیصر بدون بهروز وثوقی، یا دیدن عکسی از پاچینو نه در فیلم گانگستری یا پلیسی، بلکه در یک درام خانوادگی، همه و همه با همین تلقی انتخاب شدند.

https://t.me/RadioMassir1402
  • 👍 2
Older posts →

About this channel

How can I read @radiomassir1402 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for رادیو مسیر: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does رادیو مسیر have?
رادیو مسیر (@radiomassir1402) has 430 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does رادیو مسیر know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →