TGViewer
Channel Public Channel
ماهنامه اندیشه پویا

ماهنامه اندیشه پویا

@andishepouya

Subscribers
5.74K
Photos
742
Videos
9
Links
115
Recent Posts 20 shown
Post #1556 917
🔻 در نقد روشنفکری قبیله‌ای
همراه با گفته‌های مصطفی ملکیان از سال‌های دوستی با سیدجواد طباطبایی


برای سفارش شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و تصویر آن را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

  @andishepouya
Post #1553 819
🟢 نوت‌بوک امید(همراه با تقویم ۱۴۰۵)
باگزیده‌هایی از ۱۰۰شماره اندیشه‌پویا
درهفت فصل
۲۸۰ صفحه با صحافی وجلدسخت
قیمت: ۹۰۰هزار تومان
🟢باتخفیف ویژه  برای همراهان مجله:
۷۰۰هزار تومان (ارسال پستی رایگان)
 
🟢 برای سفارش دفتر امید لطفا مبلغ ۷۰۰هزار تومان به شماره کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و تصویر آن را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.
 
@andishepouya
شماره تماس:
02186126189
02186126407
Post #1552 784
🔻نوت‌بوک امید
با گزیده جستارهایی از ۱۰۰ شماره اندیشه پویا

همراه با شماره جدید اندیشه‌پویا می‌توانید نوت‌بوک امید را هم با تخفیف سفارش دهید و با ارسال رایگان دریافت کنید.
(با ۲۰۰هزارتومان تخفیف به قیمت ۷۰۰ هزار تومان)

@andishepouya
Post #1551 920
📍
برای سفارش شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و تصویر آن را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

  @andishepouya
Post #1550 1.18K
📍
برای سفارش شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز و تصویر آن را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

  @andishepouya
Post #1549 1.47K
متاسفم که هنوز مرحوم نشده‌ام
🔻 گزارش زندگی شهرنوش پارسی پور
به همراه گفت‌وگوی منتشرنشده
و گزیده‌هایی از گفت‌وگوها و نوشته‌های مطبوعاتی

برای سفارش شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز وفیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

  @andishepouya
Post #1548 5.47K
شماره۱۰۲ اندیشه‌پویا باغلبه بر بحران کاغذ وزینک، بزودی منتشر میشود وشما از هم‌اکنون می‌توانید نسخه‌ خود را پیش‌خرید کنید و سفارش دهید. برای سفارش مجله و دریافت آن باارسال پستی رایگان لطفا مبلغ ۴۵۰ هزارتومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/برات‌اله صمدی‌راد‌) واریز وفیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید.

برخی بخش‌های این شماره:
📕روشنفکری قبیله‌ای: گفتگو با مصطفی ملکیان، نقد مجادلات اخیرروشنفکری وناگفته‌های سال‌های دوستی باجوادطباطبایی
📕استاد نقش‌باز وشاندل:جلال توکلیان
📕نامه‌نگاری انتقادی دکتروحیددستجردی ودکترسروش
📕از پدرسالاری تاپدرکشی:محمدمنصور هاشمی وحسین پایا
📗هفتادسالگی ملکیان: ابراهیم سلطانی، جوادحیدری، یاسرمیردامادی
📗دایی‌جان ناپلئون درونم بیدار شده است:گفتگو با نرگس آبیار کارگردان بامدادخمار
📗متاسفم هنوز مرحوم نشده‌ام: گزارش زندگی وگفتگوی منتشرنشده باشهرنوش پارسی‌پور
📗یاد جوادمجابی:سیروس علی‌نژاد
📗کودتای غربی ازترس کودتای سرخ: مصدق ازتحریم تاکودتا دراسناد سیا
📗زندگی طبقاتی در اوین: گفتگوبا سعیدمدنی
وبسیاری مطالب خواندنی دیگر

همراهی‌تان رابامجله خود قدردانیم.
@andishepouya
۰۲۱۸۶۱۲۶۴۰۷     
Post #1547
Channel photo updated
Post #1546 6.8K
از جنگ قبیله‌ای تا لشگرکشی مطبوعاتی

این چند خط خطاب به رفیق و همکاری  قدیمی است که این روزها پایش را در یک کفش کرده که بر آتش جنگی قبیله‌ای بدمد و در یکی از آخرین شمشیرزدن‌ها و لشگرکشی‌هایش ما را هم سوار مرکب قبیله‌ی اشقیا (البته به زعم خود) کرده است. راستش جا خوردم وقتی دیدم محمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو، مجله اندیشه پویا را ارگان روشنفکری دینی قالب زده و نوشته است: "روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان...." (منتشرشده در انصاف‌نیوز)

عجالتا به این توضیح مختصر بسنده می‌کنم که تمایز ممتاز اندیشه‌پویا در طول ۱۵ سال انتشارش همین بوده که عضو هیچ قبیله‌ای نبوده و زیر بیرق هیچ‌ مرادی تا امروز سینه نزده است. نه طباطبایی و نه سروش و نه هیچ‌ فرد دیگری. در این مجله، هم بابک احمدی نوشته است، هم مرتضی مردیها. هم مصاحبه سروش منتشر شده است، هم مصاحبه طباطبایی. بارها گفت‌وگوها و مقالات محمد طبیبیان و موسی غنی‌نژاد در همین مجله منتشر شده است. ما اگر تریبون روشنفکری دینی بودیم که محمد قوچانی لطف دارد و این طوق را بر گردن اندیشه پویا می‌اندازد، به سراغ پرونده ساواک شریعتی _البته با رویکردی همزمان انتقادی و منصفانه_ نمی‌رفتیم. سه سال پیش، همین سردبیر بی‌تقصیر اندیشه‌پویا به تفصیل در نقد صناعت و قناعت و نسبتش با توسعه در مجله نوشته است و این "کشف جدید" مبارزان علیه روشنفکری دینی در همان نشریه‌ای که محمد قوچانی ارگان روشنفکری دینی می‌خواندش منتشر شده است.

این هم در نوع خود جالب است که انتشار مصاحبه‌ها با سروش در مطبوعاتی که برادرم محمد قوچانی سردبیرش بوده نشانه آزاداندیشی سردبیر است(چنان‌که ایشان فاکتور می‌کنند) و چاپ یک مصاحبه با سروش در اندیشه پویا نشانه عضو قبیله بودن سردبیر یک لاقبای این نشریه با روشنفکران دینی.

با همه احترام به روشنفکران دینی و غیردینی و تلاش‌های فکری‌شان، اندیشه‌پویا هیچگاه بلندگوی یک جریان نبوده است. از همه در جای خود آموخته، در نقادی افکار توسعه‌ستیز صریح و پیشرو بوده و درعین‌حال تلاش کرده در جاده انصاف به مسیر خود ادامه دهد.  سخن بسیار است....باری، ما اگر دغدغه‌ای در مجله داشته‌ایم عمدتا نقد رادیکالیسم و تندروی و هیجان‌زدگی و ترویج توسعه و یک لیبرالیسم مداراجو بوده است. جهت‌گیری داشته‌ایم اما برخلاف برخی روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها جانبداری نکرده‌ایم، عضو قبیله نبوده‌ایم و تلاشی در جهت قبیله‌سازی هم نکرده‌ایم.

و البته سال‌ها پیش‌تر، وقتی بسیاری از جمله محمد قوچانی عزیز چپ بودند و سکه لیبرال بودن کم‌تر رواج داشت، همین سردبیر یک لاقبای اندیشه‌پویا که جوان‌لیبرالی تندمزاج (مثل امروز محمد قوچانی) بود، توسط رفیق جوان چپ‌مزاجش متهم شد که پیام جامعه مدنی را اشتباه دریافت کرده است.

این‌ها را رفیق قدیمی ما می‌داند (اصلا همه آنچه خوراک نقد اوست از یک گفتگوی چالشی و انتقادی اما محترمانه اندیشه پویا با عبدالکریم سروش برآمده) اما چون دوست دارد جنگ قبیله‌ای راه بیاندازد، اندیشه‌پویا را هم خرج اردوکشی مطلوب خود می‌کند.

اشکالی البته نیست. اما امیدوارم بعدها اگر پژوهشگر یا روزنامه‌نگاری قلم به دست گرفت تا تاریخ دوره‌ی ما را بنویسد آنقدر دقیق و متعهد به حقیقت باشد که قیمه و ماست را در هم نریزد و آش شله‌قلمکاری به نام "تاریخ اندیشه" بر سفره نسل‌های آینده نگذارد.

رضا خجسته رحیمی
سردبیر اندیشه پویا


@andishepouya
Post #1545 2.93K
📍فاعلیت زندگی روزمره
🔹جنبش مهسا برای من بسیار تأمل‌برانگیز بود. می‌گویند که جوامع در دو شرایط لخت می‌شوند و می‌شود واقعیت درونی‌شان را دید، یکی در جنگ‌ها و دیگر در جنبش‌ها، شما می‌توانید درون جامعه و آنچه را تاکنون به هر دلیل پنهان بوده، مشاهد کنید. جنبش مهسا شاید اصیل‌ترین جنبشِ سه دهه‌ی اخیر ایران بود که اجازه داد تحولات زیرپوستی جامعه بیرون بزند و نمادی از سیاسی شدن زندگی روزمره بود. زندگی روزمره، تا پیش از آن فاعلیتی نداشت و با میانجی‌گری ایدئولوژی‌ها مرتباً تصرف و به خدمت گرفته می‌شد. اولین‌بار بود که به نظر من شاعد فاعلیت زندگی روزمره بودیم. این فاعلیت باعث شد تحولی در صحنه‌ی سیاسی ایران ظاهر شود و جنبش مهسا قابلیت حذف و جذب در جنبش‌های صرفاً سیاسی نداشته باشد. حتا جریانات برانداز هم همان‌زمان سعی کردند این واقعه را هضم کنند و ببلعند، اما موفق نشدند و بعدتر در همین اتفاقات دی‌ماه اخیر دیدید که با آن مرزبندی کردند. با این توضیح، می‌خواهم تأیید کنم که اتفاقات سال ۱۴۰۱ برانگیختگی زیادی برای من داشت و پس از آن سعی کردم خودم و نگاهم را در پرتو آن جنبش بازسازی کنم.

🔹هیچ‌گاه گسست به صورت مطلق در یک جامعه روی نمی‌دهد. یک فرد می‌تواند به عنوان یک فرد یک دفعه به یک آیینی کافر بشود و به یک آیینی مؤمن. ولی در جامعه گسست به این شکل رخ نمی‌دهد.

🔹ما دو سری مصالح ازپیش‌آماده برای خانه ساختن داشتیم. یکی ایرانیت بود و یکی اسلامیت، که هر دو بر میراث گذشته استوار بودند. بازگشت به خانه یا بازگشت به خویشتنی که خانه را در اسلام اصیل یا ایران اصیل می‌دید، در دو تجربه‌ی نظام پهلوی و جمهوری اسلامی انرژی‌شان به پایان رسید. بنابراین پرسش از بی‌خانمانی مدرنیته که در دهه‌ی سی و چهل نسل شریعتی با آن مواجه بود، همچنان جلوی چشم نسل امروز هم هست ولی پاسخی در آن افق، برای پرسش خود پیدا نمی‌کنند.

✍️از متن گفت‌وگویی با محمدجواد کاشی که به مناسبت انتشار تازه‌ترین کتاب او «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک انسانی» انجام شده است. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱⁩⁩

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1544 4.13K
📍نظریه‌ی مردِ دیوانه
وقتی خبرنگار نیویورک تایمز از دانلد ترامپ پرسید آیا حدی برای قدرت‌ جهانی او وجود دارد یا نه، پاسخ داد «بله، یک چیز هست. اخلاقیات خودم. عقل خودم.» از آن‌جا که هر اخلاقیاتی که او زمانی داشته مدت هاست از بین رفته، باید پرسید آیا عقلش را هم از دست داده است یا نه. با توجه به این‌که در جریان جنگ در ایران تصمیم گرفت خودش را به شکل دیوانه‌ای نسل‌کش به جهان نشان دهد ‌ــ‌با فرسته‌هایش در تروث سوشال که می‌گفت «امشب یک تمدن به‌کل خواهد مرد، طوری که دیگر نمی‌توان آن را زنده کرد. من نمی‌خواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً همین‌طور خواهد شد»‌ــ پاسخ شاید کاملاً واضح به نظر برسد. بااین‌حال برای رسیدن به این پاسخ باید روابطی را که در هسته‌ی شخصیت او وجود دارد واکاوی کنیم: ارتباطات پیچیده‌ی بین نمایش و واقعیت، شگرد و جنون، گنده‌گویی و بمباران واقعی. وقتی با ترامپ طرف هستیم هیچکدام از این دوگانه‌های متضاد مطلق نیستند. مرز میان آن‌ها همیشه نفوذپذیر است.

نیکی هیلی به یاد می‌آورد که وقتی سفیر او در سازمان ملل بود ترامپ به او گفته بود چطور با نمایندگان کره‌ی شمالی توافق کند: «بهشان بگو شما تازه با رئیس‌جمهور حرف زدید. کاری کن فکر کنند من دیوانه‌ام.»

از یک طرف، شکی نیست که در ذهن پرتلاطم ترامپ «نظریه‌ی مرد دیوانه» جا خوش کرده است، نظریه‌ای که تظاهر به جنون را راهبردی عقلانی می‌داند. این اصطلاح ابداع ریچارد نیکسون است که در جریان جنگ ویتنام به رئیس دفترش اچ آر هالدرمن گفت: «من اسمش را نظریه‌ی مرد دیوانه می‌گذارم، باب. می‌خواهم ویتنامی‌های شمالی باور کنند به نقطه‌ای رسیده‌ام که می‌توانم برای پایان جنگ دست به هر کاری بزنم. باید یواشکی این پیام را بهشان برسانیم که شما را به خدا، می‌دانید نیکسون به کمونیسم حساسیت دارد، وقتی عصبانی شود نمی‌توانیم جلویش را بگیریم و دستش روی کلید بمب هسته‌ای است. و دو روز بعد هوشی مین شخصاً به پاریس می‌آید و برای صلح التماس می‌کند.»

این باور که ترامپ در رابطه با ایران دارد از دستورالعمل نیکسون پیروی می‌کند پایه‌ی ثابت تمام تحلیل‌های اخیر رسانه‌ای بوده است. مطمئناً درست است. اما این پرسش دیگری را به ذهن می‌آورد: کسی که خودش دیوانه است می‌تواند نقش دیوانه را بازی کند؟

✍️چند سطر از از مقاله‌ای منتشر شده در نیویورک ریویو آو بوک به قلم فینتان اوتول با ترجمه‌ی آیدین رشیدی. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1543 3.85K
عبدالکریم سروش:
من تئوریسین اقتصادی نیستم و نبوده‌ام  


📍نقد و بررسی مقاله‌ی "صناعت و قناعت" در نقد تکنوِلوژی و کاپیتالیسم



📍شما زمانی می‌گفتید که محمدباقر صدر یا حتا مطهری در اقتصاد چپ‌زده بودند و تئوری اقتصادی نداشتند و بر همین اساس از بی‌تئوری بودن انقلاب می‌گفتید. اما آیا بر اساس «صناعت و قناعت» می‌توان تئوری اقتصادی پروراند؟
تئوری قناعت به منزله‌ی یک تئوری اقتصادی نیست. من تئوریسین اقتصادی نیستم و نبوده‌ام. من معتقدم که خوب است که ما یک زندگی قانعانه داشته باشیم، اما این‌که چقدر شدنی است بحث دیگری است. من هنوز هم عقیده دارم که خوب است که کم‌تر صنعتی بشویم.

📍وقتی در «صناعت و قناعت» می‌گویید «در مراکز آموزشی در کنار تعلیم فنون مهندسی و قواعد ریاضی اصول ساده‌زیستی و قناعت تعلیم شود»، به‌نوعی دارید برای نظام دانشگاهی نسخه‌ی ایدئولوژیک و مدل می‌نویسید.
چرا در دانشگاه‌ها ساده‌زیستی را ترویج نکنیم؟ این توصیه و فکر به چه معنا ایدئولوژیک است؟ مگر می‌شود اسم هر فکری را ایدئولوژی گذاشت؟ این یک اصل راهنما است که ما آن را معرفی می‌کنیم و می‌گوییم غیر از این زندگی مصرف‌گرایانه‌ی کاپیتالیستیِ بی‌رحمِ تفاله‌‌‌کننده‌‌ی طبیعت و تفاله‌کننده‌ی روح آدمی، نحوه‌ی دیگری از زندگی هم هست که آرامش‌بخش و آسایش‌بخش است و با طبیعت مهربان است و شاکر نعمت الهی است که می‌توانید آن را اختیار کنید.

📍نظرتان این است که مثلاً یک دانشجوی مهندسی در دانشگاه را مجبور به گذراندنِ واحدِ درسیِ «قناعت» کنیم؟
بله، می‌توانیم در دانشگاه اصول ساده‌زیستی و قناعت را تعلیم دهیم همان‌طور که علم اخلاق درس می‌دهیم و همان‌طور که می‌گوییم خوب چیست و بد چیست. همان‌طور که می‌گوییم ظلم بد است.

📍وقتی در مقاله‌ی «صناعت و قناعت» با اشاره به برخی کالاها می‌گویید که «نه در داخل کشور تولید کنیم و نه اجازه دهیم که ورود آن‌ها جامه‌ی قناعت هموطنان را چاک کند»، دارید از لزوم جلوگیری از واردات کالاهای لوکس می‌گویید. یا وقتی می‌گویید «از طرح‌های عظیم غول‌آسا حتی‌المقدور حذر کنیم و کارگاه‌های کوچک‌تر و فراوان‌تر با مدیریت ساده‌تر بنا کنیم»، این دقیقاً شبیه همان کاری بود که آقای احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش انجام داد و با وام دادن به کارگاه‌های کوچک زودبازده، اقتصاد کشور را تحت‌تأثیر قرار داد.
اشکالی ندارد، انگار شما می‌خواهی شیره‌ی بحث «صناعت و قناعت» را بکشی، اما بگذار چیزی را بگویم. من اگر امروز دیرتر آمدم سر جلسه‌ی گفت‌وگو، علتش این بود که داشتم رخت‌هایی را که شسته بودم، در آفتاب پهن می‌کردم. من تا زمانی که بتوانم رختی را در آفتاب پهن کنم، در ماشین خشکشویی نمی‌اندازم. مذاق من این است. تمام «صناعت و قناعت» این است که رختی را که در آفتاب می‌شود خشک کرد، الکتریسیته برایش مصرف نباید کرد.

📍در «صناعت و قناعت»، در مذمت جاروبرقی هم گفته بودید. جاروبرقی هم ندارید؟
جاروبرقی دارم، اما بیش‌تر وقت‌ها با جاروی غیربرقی جارو می‌زنم. این هم نه به این معناست که مصرف برق کم‌تر مساویِ هزینه و خرج‌ کم‌تر است، نه، معتقدم تا می‌شود نباید از صنایع استفاده کرد. الان یک ساعت باطری‌دار در دست دارم اما زمانی یک ساعت مچی ده دلاری خریدم که کوکی بود. می‌گویید احمدی‌نژاد به نسخه‌ی شما عمل کرد و شکست خورد. فوقش این است که تئوری من یک تئوری باطلی است و کاری که احمدی‌نژاد کرده درست از آب درنیامده. اشکالی ندارد. در عالم علم تئوری‌هایی داده می‌شود و ممکن است باطل از آب درآید. گرچه من آن‌ها را به منزله‌ی یک تئوری اقتصادی ندادم و یک توصیه‌ی اخلاقی بود.

📍ولی توصیه به ممانعت از واردات برخی کالاها، توصیه‌ی اخلاقی و فردی نیست. این‌جا شما دارید حکمی صادر می‌کنید که نتیجه‌اش دخالت حاکمیت در انتخاب همه‌ی شهروندان است.
من الان هم می‌گویم که کالاهای لوکس را نباید تولید کرد. حالا اگر کسی تولید کرد بکند. اگر هم یک نفر می‌خواهد بخرد، اشکالی نیست. من به مردم توصیه می‌کنم که نخرید. حالا اگر رفتند و خریدند کاری نمی‌شود کرد. آن زمان که «صناعت و قناعت» را می‌نوشتم خیلی به هند نظر داشتم که از زندگی لوکس به‌دور بود و مردمانش زندگی ساده‌ای داشتند و دموکراسی خوبی هم آن‌جا برقرار بود. چین هم همین‌طور است. اما ما از اساس واردکننده هستیم. اگر خودمان بتوانیم صاحب صنایعی شویم که در کمال سادگی امورات خودمان را سامان دهیم و مشکلی نداشته باشیم، بسیار نیکوست.

📍پس امروز دیگر به سیاستگذار نمی‌گویید جلوی منع واردات را بگیرد.
تئوری من نقد اجتماعی است. می‌گویم کشوری که این‌قدر درگیر کالای لوکس است، به راه درستی نمی‌رود.

✍️از متن گفت‌وگوی ده ساعته‌ی رضا خجسته‌رحیمی با عبدالکریم سروش. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1542 2.38K
عبدالکریم سروش:
من تئوریسین اقتصادی نیستم و نبوده‌ام  

📍نقد و بررسی مقاله‌ی "صناعت و قناعت" در نقد تکنوِلوژی و کاپیتالیسم
Post #1541 2.78K
📍نه جنگ نه صلح قابل دوام نیست

در ۴۷ سال گذشته، ایران و امریکا اساساً در چارچوبی قرار گرفته بودند که نمی‌توانستند از آن خارج شوند. امریکا تصور داشت که ایران را باید محدود نگه دارد و از نظر نظامی و اقتصادی احاطه‌اش کند و با اتحاد منطقه‌ای تحت فشار قرارش دهد تا یا از داخل دچار بحران شود یا از منطقه خارج شود. ایران هم برای خودش چارچوبی از دشمنی امریکا ساخته بود که در آن چارچوب راهی به جز دفاع و مقابله نداشت. این جنگ کلیت این چارچوب را از بین برده است. ایران پایگاه‌های امریکا را از بین برده و اتحاد بین جهان عرب مقابل ایران نیز از بین رفته و ایران جای تنفس بیش‌تری در منطقه دارد. ایران نمي‌تواند مدعی شود که جنگ را برده و همچنان در همان قالب قبلی بماند.

امریکا هم به این نتیجه رسیده که تصور سقوط جمهوری اسلامی باطل بود. حالا که ان چارچوب سابق از بین رفته باید دید آیا دو طرف می‌توانند یک ساختار جدید مثبت ایجاد کنند یا دوباره به ساختار تقابلی پیشین برمی‌گردند؟ نمی‌گویم ایران و امریکا از فردا با هم دوست خواهند شد ولی روند روابط متفاوتی می‌تواند ایجاد شود که شروع آن هم از همین مقطع پایان جنگ است.

جنگ‌های بزرگ خیلی دردناک هستند و راحت نمی‌توان از خرابی‌های‌شان گذشت. در ایران هم راحت نیست گذشتن از تبعاتی که جنگ ایجاد کرده، از جمله این‌که بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی ایران در این جنگ ترور شدند. ولی جنگ‌های بزرگ یک شوک اساسی هم هستند. بعد از جنگ جهانی دوم ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها و امریکایی‌ها تصمیم گرفتند که نمی‌خواهند دوباره آن فجایع تکرار شود و باید به صلح بزرگ دست پیدا کنند. من خوشبین هستم که ایران از این جنگ بزرگ به یک صلح بزرگ‌تر برسد یا حداقل به ثبات قابل تداومی که شرایط جدیدی برای ایران ایجاد کند.

✍️از متن گفت‌وگو با ولی‌رضا نصر به بهانه‌ی انتشار ترجمه‌ی فارسی تازه‌ترین کتاب او «بر لبه‌ی تنهایی». منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱.⁩⁩

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1540 3.6K
📍به کسانی که شمشیر می‌زدند، شمشیر زده‌ام

شما از طرف عمده‌ی نواندیشان دینی مورد حمله قرار گرفته‌اید و برخی از آن‌ها حتا تا تکفیر شما هم پیش رفتند. چرا داخل جبهه‌ی روشنفکری دینی که می‌خواهد درس لیبرالیسم و آزادی و گفت‌وگو بدهد این‌قدر پر زدوخورد است؟

این سؤالی است که باید از همه‌ی ما بپرسی و نه فقط از این بنده‌ی شرمنده. البته که جریان روشنفکری به همین مشاجره‌ها قائم است و یک حزب نیست. روشنفکران به دلیل این‌که کار عقلی و معرفتی می‌کنند به‌طور منطقی و طبیعی با هم اختلاف‌نظر پیدا می‌کنند و در روشنفکری برخلاف کار حزبی، رهبری فکری وجود ندارد. روشنفکران زیربارِ همدیگر نمی‌روند، ولی این نتیجه نمی‌دهد که به فکر برانداختن یکدیگر باشند. این دومی است که بد است. ولی با کمال تأسف در جریان روشنفکری دیدیم که مخالفت‌ها و مناقشات به دشمنی و به قول شما تکفیر هم رسید و من از این بابت متاسف هستم.

یک روحانی قشری در امریکا برای کوبیدن میخ اجتهاد دست‌به‌کار شد و تا تکفیر بنده و شبستری پیش رفت و لکه‌ننگ پاک نشدنی بر کارنامه‌‌اش نهاد. البته راه توبه بر او باز است اگر توفیق رفیقش شود.

من در مقابل کسانی که شمشیر می‌زدند، شمشیر زده‌ام. کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است. وگرنه در مواجهه با دیگران دستان مخملی داشتم و زبان نرم شاعرانه به‌کار می‌بردم. مثلاً وقتی سیدجواد طباطبایی یک سطل زهر به من نوشاند من در جواب یک قاشق سرکه به او دادم. البته که وقتی سیدجواد طباطبایی برای درمان به امریکا آمد خودم به او تلفن زدم و با او اظهار دوستی کردم. چندبار تماس گرفتم و صحبت کردیم. خیلی هم دوستانه بود. سیدجواد وقتی حضوراً با او صحبت می‌کردی، خیلی زود کوتاه می‌آمد و من تعجب می‌کردم. اما در خلوت که کتاب‌هایش را می‌نوشت علیه این و آن شمشیر می‌زد. در همان آخرین صحبت‌های دوستانه از او خواستم برایم توضیح دهد که به چه معنایی گفته است روشنفکران مشروطه را نفهمیدند و روحانیون مشروطه را بهتر فهمیدند؛ پاسخ داد که این را ژورنالیست‌ها بزرگ کردند، حال‌آن‌که انتظار داشتم توضیح مفصلی بدهد و پای نظر خودش بایستد.

من اگر عیب‌جو بودم ترجمه‌ی ایشان از متن فرانسه‌ی کتاب تاریخ فلسفه‌‌ی اسلامی نوشته‌ی هانری کربن را که خیلی غلط دارد، نقد می‌کردم. شاید دیگران، چنین فرصت و فراستی نداشتند که به ترجمه‌های خود او مراجعه کنند و بگویند خودت چند مرده حلاج بودی؟

✍️از متن گفت‌وگوی ده ساعته‌ی رضا خجسته‌رحیمی با عبدالکریم سروش. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1539 4.18K
📍کار کردن در ناف ارتجاع!

محمدعلی موحد هفت سال در دهه‌ی بیست در بازار تهران حجره‌داری کرده و از این هفت سال اگر پیش بیاید و حوصله کند، به اندازه‌ی هفتاد سال حرف برای گفتن دارد؛ از روابط بین بازاری‌ها تا حتا مستراح‌های غیربهداشتیِ بازار، و همه هم پر از نکته: «هفت سال در ناف ارتجاع کار کردم. بازار ظلمتکده‌ی غریبی است. برادران امامی که کسروی را کشتند اصفهانی بودند و دلال کبریت در بازار؛ در بطن ارتجاع. من رئیس یا ارباب عسگراولادی بودم. آن‌ها سه برادر بودند. برادر بزرگ‌شان صادق بود. صادق با من رفیق بود. خودش دلال برنج بود و عضو سازمان جوانان حزب توده. او بود که دو تا برادرش را آورد گذاشت حجره‌ی من.» یا این ذکر از پدر مهندس مهدی بازرگان: «آن زمان در آن سرایی که من بودم دو سه تاجر گردن‌کلفت حضور داشتند. رئیس بازاری‌های ترک دو تن بودند. یکی حاج‌عباسعلی بازرگان بود پدر مهندس مهدی بازرگان. آن دیگری حاج عبدالحسین بود. اگر اختلافی پیش می‌آمد می‌رفتند پیش این دو نفر.»

در کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» موحد درباره‌ی روحیه و سبک مدیریت رؤسای شرکت نفت به تفکیک حرف زده است؛ درباره‌ی عبدالله انتظام و منوچهر اقبال و هوشنگ انصاری. در دوره‌ی اقبال است که به عنوان مدیر حقوقی شرکت نفت و به جای اقبال در جلسات نخست‌وزیری هم شرکت می‌کند. اما در فصل نفت صفحه‌ای ویژه برای مهدی بازرگان باز می‌کند و حسابِ او را از حساب باقیِ انقلابیون ۱۳۵۷ جدا می‌کند: «بازرگان خدمت بزرگی به این مملکت کرده است که هیچ‌جایی مطرح نشده و می‌خواهم در تاریخ ثبت شود. با ژاپنی‌ها قرارداد داشتیم برای پتروشیمی بندر شاهپور. حدود هشتاد درصد پتروشیمی تا زمان انقلاب ساخته شده بود. وقتی انقلاب شد موج چپ‌نمایی همه را فرا گرفت. بلوای غریبی بود. در این بلوا تمام صنایع را ملی کردند، قراردادها را لغو کردند، مال مردم را گرفتند و ملی کردند. در آن سال‌هایی که همه‌چیز بر ضد سرمایه‌داری حرکت می‌کرد، نامه‌ای به امضای ایشان نوشته شد که دولت ایران درصدد ملی کردن پتروشیمی نیست و همین نامه بود که بعدها وقتی تمام ملی‌کردن‌ها تبعات و آثاری پیدا کرد، ما را از پرداخت غرامت به ژاپنی‌ها معاف کرد.» و ماجرای نامه‌‌ی دیگری را هم روایت می‌کند که نصرالله انتظام در بحبوحه‌ی انقلاب حاضر به امضای آن نشده بود، اما بازرگان به درخواست موحد امضا کرد و با همان امضای بازرگان بود که کنسرسیوم نتوانست بعد از انقلاب از ایران غرامت بگیرد.

✍️از متن معرفی کتاب تازه‌ای از سیروس علی‌نژاد درباره‌ی زندگی محمدعلی موحد. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1538 3.57K
📍شرافتِ نشر
شفیعی کدکنی بعد از مرگ اخوان ثالث نوشته بود وقتی اخوان از تلویزیون کنار گذاشته شد، حسینخانی را صدا زده و به او گفته بود با اخوان قرارداد ببندد تا هر ماه مبلغی به عنوان حق‌التألیف بگیرد؛ حتا اگر کتابی از او هنوز کامل نشده باشد. اخوان ماه به ماه چک‌اش را می‌گرفت و بعدها هم که دیگر نمی‌آمد، حسینخانی پول را برایش می‌فرستاد. این فقط یک قرارداد نشر نبود، شکلی از رفاقت و احترام بود؛ خاصه آن‌که اخوان هیچ‌وقت کاری که باید را به حسینخانی تحویل نداد. شاید برای همین است که بسیاری، وقتی از حسین حسینخانی حرف می‌زنند، بیش‌تر از «شرافت» او می‌گویند تا موفقیتش. ناشری که از دل بانکداری آمد اما هیچ‌وقت «آدم‌بانک» نشد، مردی که امنیت و رفاه را کنار گذاشت تا تمام عمرش را صرف چیزی کند که خودش آن را «مسئولیت فرهنگی» می‌دانست.

بعد از انقلاب مدتی مدیر بانک فرهنگیان بود و حتا در فرایند ادغام چند بانک نقش داشت اما سرانجام حوالی سال‌ شصت تصمیم گرفت کار در بانک را کنار بگذارد. با اخلاقی حرفه‌ای از جمله خوش‌قولی در پرداخت حق‌التألیف، حتا در روزهایی که برای عمل به تعهداتش مجبور می‌شد بخشی از دارایی‌هایش را بفروشد، خودش را نشان می‌داد. حرفی که می‌زد و قراری که می‌بست از هر چیزی برایش مهم‌تر بود. برای همین بارها چیزهایی را فروخت که سرقولش بماند.

علی حسینخانی می‌گوید هیچ‌وقت پدرش را در حال فکر کردن به ترک نشر ندیده بود، تا روز بزرگداشتی که برایش در دانشگاه تهران گرفتند. خودش تا دو روز قبل از مراسم خبر نداشت و وقتی روی سن رفت، برخلاف همیشه جمله‌ای گفت که همه را غافلگیر کرد: «من عمیقاً خسته و آزرده‌ام.»

✍️بُرش‌هایی از گزارشی به قلم قاسم فتحی درباره‌ی حسین‌ حسینخانی، بنیانگذارِ فقید انتشارات آگاه. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1537 3K
📍نقاشی‌هایی که مصادره شدند
سال ۱۳۵۹ بود که رئیس وقت موزه‌ی هنرهای معاصر، آقای منفرد، تصمیم گرفت به دلیل اینکه کارهای من ضد شاه تلقی می‌شد، در موزه نمایش داده شود. از رئیس موزه خواستم بیاید و آثارم را ببیند و انتخاب کند اما او گفت همه‌ی آثارت را می‌خواهیم. بعد هم آمدند و تمام آثاری را که در استودیو داشتم با خود برای نمایشگاه بردند. در مجموع شاید بیش از صد اثر در اختیار موزه قرار گرفت.
دو روز بعد از افتتاحیه‌ی نمایشگاه، پرویز کلانتری به من تلفن کرد و گفت روزنامه‌ی جمهوری اسلامی را دیده‌ای؟ یک مقاله‌ی تند درباره‌ات نوشته‌اند. با هیچ‌کس درباره‌اش صحبت نکن و هرچه زودتر از کشور خارج شو.
روزنامه را به سختی پیدا کردم و به دیدن رئیس موزه رفتم. او گفت که هر روز گروهی برای دیدن نمایشگاه می‌آیند و تا می‌توانند فحش می‌دهند.
کارهای من دو پهلو محسوب می‌شدند و لذا گروهی به موزه حمله کردند و همان شب اثری را که در روزنامه درباره‌اش نوشته بودند را از موزه خارج کردند. پیگیری‌های سال‌های بعد مشخص کرد که آن نقاشی در حال حاضر در گنجینه‌ی موزه است.
اواخر دوره‌ی خاتمی بود که پیگیری برای پس‌گرفتن کارهایم را شروع کردم. پرس‌وجو کردم اما طبق معمول پاسخ روشنی داده نمی‌شد. در سفری که به تهران داشتم، با سمیع‌آذر که رئیس موزه بود در دفترش دیدار کردم. گفتم که می‌خواهم بدانم کارهایم کجاست. او به انگلیسی در جوابم گفت که برای موزه شرم‌آور است که این همه کار این‌جا باشد و ما از آن خبر نداشته باشیم. قرار شد پیگیری کند و خبر بدهد. دو هفته بعد دوباره به دیدارش رفتم. این بار هم به انگلیسی گفت که چنین نمایشگاهی در موزه برگزار نشده و هیچ مدرکی وجود ندارد که کارها را این‌جا گذاشته باشی. من به مقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی به عنوان تایید برگزاری نمایشگاه اشاره کردم. اما باز هم گفت که هیچ مدرکی وجود ندارد و اگر مدرکی داری بفرست.
بعد از مدتی خبر دادند که چهل اثر پیدا شده اما باید ثابت کنم که آثار متعلق به من است و متعلق به موزه نیست. در عمل کمک چندانی نشد و با تغییر فضای سیاسی و آغاز دوران احمدی‌نژاد پیگیری‌ها عملا متوقف شد.

✍️از متن گفت‌وگوی محبوبه کرملی با نیکزاد نجومی. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1536 2.68K
📍با توجه به درخواست‌ شما خوانندگان اندیشه پویا، تعداد محدودی از شماره‌ی ۱۰۰ اندیشه پویا در دفتر مجله موجود شده است. حالا می‌توانید سفارش دهید.

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Post #1535 2.95K
📍میراثی جذاب اما خطرناک

نگاه انتقادی به فردید به معنای نادیده گرفتن اهمیت یا توانایی‌های او نیست. او ذهنی تیز، حافظه‌ای وسیع و توانایی چشمگیری در ایجاد پرسش و برهم زدن آرامش فکری مخاطبان خود داشت. فردید بسیاری از دانشجویان و روشنفکران ایرانی را با نام‌ها و پرسش‌هایی آشنا کرد که پیش از آن در فضای فکری ایران کم‌تر شناخته شده بودند؛ از جمله هایدگر، نقد متافیزیک، بحران مدرنیته و پرسش از نسبت تکنیک، تاریخ و معنا. وجه مثبت دیگر فردید این بود که نشان می‌داد مدرنیته فقط مسئله‌ی صنعت، تکنولوژی یا نهادهای اداری نیست؛ بلکه با پرسش‌هایی عمیق‌تر درباره معنا، تاریخ، زبان و شیوه‌ی بودن انسان در جهان نیز ارتباط دارد. این پرسش‌ها در خودشان مهم‌اند و نمی‌توان نادیده‌شان گرفت. جامعه‌ای که می‌خواهد مدرن شود، باید بتواند درباره‌ی معنا، اخلاق، تاریخ و نسبت خود با جهان نیز بیندیشد. مدرن شدن بدون تأمل درباره پیامدهای فرهنگی و اخلاقی مدرنیته، خود می‌تواند سطحی و پرخطر باشد.

مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که این پرسش‌های مهم به زبان خشم، رنجش، نفی، تحقیر و دشمن‌سازی تبدیل می‌شوند. فردید به جای آن‌که نقد مدرنیته را به گفت‌وگویی روشن، مسئولانه و قابل سنجش بدل کند، غالباً آن را در زبانی مبهم، آمرانه و آکنده از دوگانه‌های نجات‌بخش و طردکننده بیان می‌کرد. او کم‌تر نوشت، کم‌تر خود را در معرض نقد دقیق قرار داد، و بیش‌تر از راه سخنرانی، محفل و تأثیر شفاهی عمل کرد. همین امر میراث او را هم جذاب و هم خطرناک کرد. ارزش فردید در تاریخ اندیشه‌ی ایران را باید جدی گرفت؛ اما جدی گرفتن همیشه به معنای ستایش نیست. گاه جدی گرفتن، یعنی فهمیدن خطر و نیروی اثرگذاری یک فکر.

امروز می‌توان رد نگاه فردید را در برخی صورت‌های هویت‌خواهی، اصالت‌گرایی، بدبینی به روشنفکران جهان‌وطن، بی‌اعتنایی به میراث مشروطه، و تمایل به دیدن ایران به صورت جوهری فراتاریخی و دارای ذاتی فرهنگی مشاهده کرد. در چنین نگاهی، ایران کم‌تر به عنوان جامعه‌ای تاریخی در جهان امروز دیده می‌شود و بیش‌تر به صورت موجودیتی اسطوره‌ای، ازلی و جدا از زمان فهم می‌شود. این دقیقاً همان جایی است که میراث دویست ساله‌ی اصلاح و سنت صد و پنجاه ساله‌ی تفکر سیاسی جدید ایرانی کم‌رنگ می‌شود. حضور امروز فردید، بنابراین، بیش‌تر حضور نامرئی یا دگرگون‌شده‌ی یک دستگاه حساسیت است.

✍️از متن گفت‌وگوی محسن آزموده با علی میرسپاسی درباره‌ی احمد فردید که به مناسبت انتشار کتاب تازه‌ای از میرسپاسی انجام شده است. منتشر شده در اندیشه پویا ۱۰۱.

✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya
Older posts →

About this channel

How can I read @andishepouya without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ماهنامه اندیشه پویا: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ماهنامه اندیشه پویا have?
ماهنامه اندیشه پویا (@andishepouya) has 5.74K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ماهنامه اندیشه پویا know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →