🔹 پرسش (۱۰):
«منظور گیدنز از دابل هرمنوتیک چیست و چه جایگاهی در روش تحقیق کیفی دارد؟».
🔷 پاسخ:
«مفهوم هرمنوتیک دوگانه بر تفاوت علوم طبیعی و علوم اجتماعی بنا شده است. از نظر گیدنز، تفسیر و برداشت در علوم طبیعی یکطرفه و بر اساس شناخت پژوهشگر از اشیاء و پدیدههای طبیعی است، در حالیکه در علوم اجتماعی، پژوهشگر افراد و گروهها و جوامع را بررسی و مطالعه میکند که خود متغیر هستند و دارای تفسیر و آگاهی خاص خودشاناند. از نظر گیدنز دلیل دوگانه بودن تفسیر (هرمنوتیک) در علوم اجتماعی این است که پژوهشگر یا دانشمند اجتماعی تفسیر افراد را تفسیر میکند که در واقع تفسیری مضاعف است. این دیدگاه گیدنز البته برگرفته از اندیشههای شوتز و گافمن است. علاوه بر این، در مفهوم هرمنوتیک دوگانه، مفهوم عاملیت انسانی نیز نهفته است. بدین معنا که متغیر بودن تفسیرها نقش عاملیت انسانی را مطرح میکند؛ انسانها اگرچه در ساختارهای محدودکننده قرار دارند، اما امکان تفسیر و کنشگری و تغییر وضعیت خود را دارند. نهایتاً اینکه تفسیر در علوم اجتماعی خاصیتی بازاندیشانه دارد و میتواند حتی منجر به تغییر در ابژۀ شناخت (افراد) شود. در حالیکه در علوم طبیعی چنین چیزی ممکن نیست. نقش هرمنوتیک دوگانه در تحقیق کیفی قاعدتاً برجستهتر است تا در تحقیق کمّی. زیرا پژوهشهای اجتماعیِ کیفی اساساً تفسیریتر هستند و پژوهشهای اجتماعیِ کمّی به علوم طبیعی نزدیکترند. نقش عاملیت پژوهشگر و مشارکتکنندگان پژوهش، و تغییر، تفسیر آنها در پژوهش کیفی میتواند نشاندهندۀ اهمیت هرمنوتیک دوگانه در پژوهش کیفی باشد».
🔴🟡🔵 پژوهش کیفی
@Qualitative_Methodology
Post #34
1.56K