برچق
✍ محمد اردم
در اثنای مطالعه کتاب قصه دلیله محتاله[1]، از معدود کتبی که در ماههای اخیر من البدو الی الختم خواندهام، جمله زیر و پانوشت مصحِّح توجهم را جلب کرد: «بیاورد پیش شمشیرگر که بر حقّش را بسازد»(ص ۷۳). مصحح در پاورقی چنین توضیح داده است:« اصل: پرحقش، جامع الحکایات: پرچقش. برچق به معنای زوبین است و با شمشیر متناسب به نظر نمیرسد».
در همان نگاه اول ترکیب «برحقّش» در جمله فوق، قابل قبول به نظر نمیرسد و متکلفانه مینماید. اما اگر برچق هم به معنای «زوبین» (=نیزۀ کوچک) باشد، آن هم قابل قبول نخواهد بود.
تفحص را از فرهنگ سخن شروع کردم که فقط لفظ برچک را داشت به معنای «تیغه شمشیر». مدخل مذکور احتمالاً از فرهنگ معین اقتباس شده دقیقاً با همین معنا و ضبط. چنین معنایی قابل قبول به نظر میرسد اما برچک با شکل مدّ نظر ما فاصله دارد(بعید نیست که معنای مذکور برای آن هم سهو باشد). در فرهنگهای دیگری چون دهخدا و عمید برچق با واریانت برچخ از آنندراج به معنای زوبین نقل شده و ایراد مصحِّح بر آن وارد است.
***
برچق که احتمالاً املای برچخ برای آن دقیقتر باشد، در معنای زوبین منشأ هندی دارد (و شهادت آنندراج هم مؤید آن میتواند باشد.). در عموم زبانهای هندی و همین طور اردو، برچه (که این واریانت هم در منابع ضبط شده) به معنای مزبور ضبط شده و فرم barchakh (برچک/برچخ) هم دارد. تا جایی که امکان بررسی داشتم منابع، اتیمولوژی شفافی برای آن ذکر نمیکنند. اما اشاره دارند که از قرن هیجدهم رواج یافته است.
***
@qopuntular
👇👇👇
Post #1179
117