پس از نگارش این یادداشت چند تن از دوستان به دو نکتۀ قابل توجّه اشاره کردند:
نخست آقای سعید شیری به این نکته اشاره کردند که «به» در مصراعِ «به زیرِ پرّ قوش اندر همه چون چرخِ دیباها» زائد به نظر میرسد، و این نکته را دلیلی بر صحّت تصحیح خود از این مصراع (به زیر پرّ قوش اندر همه چون جزعْ دیباها) دانستند؛
دوم آقای عرفان چوبینۀ بهروز به نبود سابقۀ کاربرد کلمۀ «قوش» در متون سدۀ پنجم اشاره کردند. آقای دکتر احمدرضا قائممقامی نیز این نکته را تذکّر دادند.
نخست.
آنگونه که آقای سعید شیری در تعلیقات خود بر دیوان منوچهری نوشتهاند و از شواهد نیز برمیآید، جزع خطوط موازی داشته و مثلاً خطوط بال کبک را به خطوط جزع تشبیه کردهاند. با این حال خطوط زیر بال قوش (باز) موازی نیست، بلکه به دوایر درهمرفته یا تعدادی نیمدایره شباهت دارد. این نکته را از تشبیهات دیگر شعرا نیز میتوان دریافت:
بسا کها که برو بر زمانه کار نکرد
کشید چون پرِ بازان برو به نعل اشکال
دیوان منجیک، ص١٧
دایم از زنگ زره بر تن او
چون پر باز بود پشت قبای
دیوان فرّخی، ص٣٨٨
از این نکته میتوان دریافت که آنچه در اینجا مناسبت دارد همان «چرخ دیبا» است. اما دربارۀ زائد بودن «به» در ابتدای مصراع ظاهراً حق به دست ایشان است و نگارنده فعلاً توجیهی برای وجود این «به» نمییابد جز آنکه شاید شاعر «زیر» و «بهزیر» را یکسان میدانستهاست و «به» را در ساختار نحوی جمله به شمار نمیآوردهاست (وجود «اندر» پس از «قوش» این احتمال را ضعیف میکند). فعلاً، با توجّه به ضبط نسخهها و تصاویری که دیگر شعرا ساختهاند، بر من روشن است که شاعر نقوش پر قوش را به دوایر دیبا تشبیه کردهاست، اما کاربرد «به» در ابتدای این مصراع را نمیتوانم بهدرستی توجیه کنم.
دوم.
فعلاً، در حدّ جستوجوی نگارنده، قدیمترین شاهدی که از کاربرد کلمۀ ترکیِ «قوش» در متون فارسی یافتهمیشود در رباعیی از مجدالدّین فهیمی، شاعر سدۀ ششم، است. البته این رباعی در متنی از سدۀ هفتم، یعنی لباب الالباب، نقل شده، ولی همچنان شاهدی از سدۀ ششم به شمار میرود. مجموعۀ شرایط بیت محلّ بحث از منوچهری نشان میدهد که الف. در این مصراع باید پرندهای وصف شدهباشد (آنگونه که در مصراع دوم و در بیت سپسین نیز)؛ و ب. این پرنده باید به باز شباهت داشتهباشد (هم با توجّه به توصیفی که از نقش بالش شده و هم با توجّه به آمدن «کبک» در مصراع دوم، که در ادب فارسی عموماً شکار باز است). آنچه در دستنویسها ضبط شدهاست نیز این نشانههای درونشعری را تأیید و تقویت میکند و در نهایت تنها دو راه در پیش پای ما میگذارد:
یکی آنکه درستیِ انتساب این شعر به منوچهری را زیر سؤال ببریم؛
دوم آنکه این بیت را قدیمترین شاهد کاربرد کلمۀ «قوش» در زبان فارسی بدانیم.
با توجّه به تعدّد منابعی که انتساب این شعر را به منوچهری نشان میدهند، به نظر میرسد معقولتر همان راه دوم باشد.
@QalamAndaz