در دیوان منوچهری بیتی هست که در سه چاپ دیوان او به این سه صورت ضبط شدهاست:
دبیرسیاقی
به زیر پرّ قوش اندر، همه چون چرخ دیباها
به پرّ کبک بر، خطّی سیه چون خطّ مُحبرها
شیری
به زیر پرّ قوش اندر، همه چون [جَزع] دیباها
به پرّ کبک بر خطّی سیه چون خطّ مُحبرها
آبادیان-
به زیر برج قوس اندر همه چون چرخ دیباها (؟)
به پرّ کبک بر خطّی سیه چون خطّ محورها (؟)
یکی از اشکالات در فهم این بیت دریافتنِ چیستیِ «چرخ دیبا» است. آقای دکتر میلاد عظیمی پیشتر در نوشتهای بهدرستی تشخیص دادهاند که «چرخ دیبا» باید نقشهای دایرهمانندِ روی پارچه باشد، اگرچه در توصیف این دایرهها به خطا رفتهاند که سپستر دربارۀ آن توضیح خواهم داد. پیش از آن میکوشم که ضبط اصیل بیت را، با توجّه به نسخهبدلهای تصحیح اخیر، نشان دهم.
به زیر برج قوس¹ اندر همه چون چرخ² دیباها (؟)
به پرّ کبک بر خطّی³ سیه چون خطّ⁴ محورها⁵ (؟)
١. مر: برج (فقط یک نقطه زیر کلمه) قوس؛ عد: پر قوس؛ گل١، مج، د، ملک٣: پر قوش؛ تب: سرج قوس.
٢. مر، تب، ملک٣: چرخ؛ گل١، مج: فرخ؛ د: حرخ.
٣. مر: به پرّ کبک خطی بر؛ عد، تب، مج: به پرّ کبک بر خطی؛ گل١، ملک٣: به پرّ کبک نر خطی.
۴. ملک٣: دود.
۵. مر، تب: محورها؛ عد، ملک٣: مجمرها؛ گل١، مج: محبرها.
(رسم آن است که ابتدا نظرهای مختلف را بنویسند و به نقد و ردّ آنها بپردازند و سپس نظر خود را طرح کنند؛ اما در این مختصر بنا دارم خود و خواننده را به دشواری کمتری بیفکنم و از ابتدا صورت صحیح را نشان دهم.)
در تصحیح متونی مانند دیوان منوچهری، پایبندی به ضبط قدیمترین دستنویسها قدری قابل بحث است. قدیمترین دستنویسهای متونی از این دست، در آرمانیترین صورت، صد سال از دیگر دستنویسها قدیمترند (جز جنگها و سفینهها که قبلاً دربارۀ قابلاعتماد نبودنشان نوشتهام و بعداً هم خواهم نوشت) و همچنان از سدههای دهم و یازدهم عقبتر نمیروند. در واقع در تصحیح اینگونه متون قدمت منابع تا حدّ زیادی معنای خود را از دست میدهد. در تصحیح این بیت نخستین نکتهای که باید مورد توجّه قرار داد اشتراکات نسخهها در تأیید ضبطهاست: کدام نسخهها ضبط «برج قوس» را تأیید میکنند (مستقیماً یا ضمناً)؟ همانها که «محورها» را تأیید میکنند. دستنویسهای مر و تب همانگونه که در مصراع نخست یک ضبط مرتبط با نجوم دارند، در مصراع دوم نیز «محور» را به متن خود وارد کردهاند. عامل اوّلیّۀ این تغییر، به احتمالی نزدیک به یقین، آن بوده که در مادرنسخۀ این دستنویسها کلمۀ «قوش» بینقطه بوده و «قَوس» خوانده شده و «زیر» مزید بر علّت شده (چون زمین زیرِ صورتهای فلکی است) و پس از ایجاد «زیر برج قوس» (روشن است که در جایی که شاعر بهار و درختان و گلها و پرندگان را وصف میکند وصف «برج قوس» چیز نامربوطی است)، در مصراع دوم نیز «خطّ مِحبَر» به «خطّ محور»، که یک اصطلاح بسیار آشنای نجومی است، گشتگی یافتهاست. در واقع ضبط صحیح بیت، که ضبط اصیل هم هست، همان است که دبیرسیاقی آوردهاست (با قدری تغییر در خوانش):
به زیر پرّ قوش اندر همه چون چرخِ دیباها
به پرّ کبک بر خطّی سیه چون خطّ مِحبَرها
«محبر» را دبیرسیاقی «مُحبِر» خوانده و احتمال دادهاست بهجای «مُحَبِّر» به کار رفتهباشد، و آبادیان بهدرستی در این احتمال تردید کردهاست. «خطِّ مِحبَر» خطّی است که با جوهرِ مِحبَر (دوات) کشیده شدهباشد و اگر کبک را "گوگل کنید" و تصاویرش را ببینید کاملاً روشن میشود که منوچهری کدام خطوط را وصف کردهاست.
اما دربارۀ «چرخ دیبا». این نکتهای است که ظاهراً با تکیۀ صرف بر متون حلّ و فصل نمیشود و پژوهشگر زبان و ادبیّات دربارۀ آن باید از پژوهشگران دیگر مسائل، مثلاً تاریخ هنر یا باستانشناسی، کمک بگیرد تا بتواند متن را در کنار شواهد مادّی بگذارد و به نتایج بهتری برسد. گفتم که آقای میلاد عظیمی بهدرستی دریافتهاند که «چرخ دیبا» به نقشهای چرخمانندِ پارچهها اشاره دارد، اما پس از آن گفتهاند که این دایرهها احتمالاً دوایری رنگارنگ بودهاند و منوچهری گلها را به این طرحها تشبیه کردهاست. طرحهای دایرهایِ پارچههای باقیمانده از دورانهای دور (چه بهشکل پارچه و چه بر دیوارنگارهها) طرحهایی تکرارشونده و عموماً همرنگ است. این طرحها گاه با رنگهایی متفاوت با بوم پارچه ایجاد شدهاند، اما غالباً با رنگهایی (یا با یک رنگ) از همان طیفِ بوم پارچه ایجاد میشدهاند؛ یعنی اگر بوم پارچه قهوهایِ روشن بودهباشد طرح با قهوهایِ تیره شکل میگرفتهاست (مثلاً نک. این پارچه و بعضی پارچههای معرّفیشده در این مقاله؛ از دوست گرامی خانم نسترن نجاتی از بابت این اطّلاعات بسیار سپاسگزارم). اکنون میتوان تصاویر قوش را دید و دریافت که چرا منوچهری نقوشِ زیرِ بالِ او را به چرخهای دیبا تشبیه کردهاست.
@QalamAndaz