بحثی در امانت و چراییِ تحقیق
یکی از نتایج اشتهار به تحقیق در یک موضوع خاص آن است که پژوهشگر خود را ملزم، بلکه ناچار از آن میبیند که در یک موضوع "حرف آخر" را بزند، یا اساساً حرفی بزند. این احساس الزام و اجبار ممکن است پژوهشگر را دچار خطاهایی آشکار کند که یک نمونهاش را در این یادداشت نشان خواهم داد.
آقای دکتر سجّاد آیدنلو در مقالۀ «پیشنهادی دیگر برای تصحیحِ بیتِ دشوارِ مقدّمۀ داستان رستم و سهراب» (فصلنامۀ پاژ، سال چهاردهم، زمستان ١۴۰۴، پیاپیِ ۶۰، ص٢۰-٣۶) بار دیگر موضوع بیت «نخستین دل از مرگ بشتابدی/ دلیر و جوان خاک نپساودی» (نک. مقالۀ نگارنده با عنوان «نگاهی دیگر به خطبۀ داستان رستم و سهراب») را طرح کرده و پیشنهاد دیگری برای تصحیح و شرح آن ارائه کردهاند. ایشان البتّه به این موضوع نپرداختهاند که چرا تصحیح نگارنده را نپذیرفته و بار دیگر این بیت را تصحیح کردهاند، اما ظاهراً علّت آن بوده که ضبط «بشتابدی» در مصراع نخست را با ضبط بعضی دستنویسهای شاهنامه موافق نیافتهاند. نخست به موضوع امانت میپردازم.
صفحات ٢١ تا بخشی از صفحۀ ٢۵ از مقالۀ آیدنلو به نقل اختلافاتِ دستنویسها و تصحیحهای شاهنامه در ضبط این بیت اختصاص دارد. نگارنده در جدولی که در صفحۀ ١۰۴ از مقالۀ خود به دست داده اختلافات دوازده دستنویس و دو کاشی در ضبط این بیت را به مختصرترین و گویاترین شکلی نشان داده و اشاره کردهاست که در به دست دادن این اختلافات مدیون مقالۀ آقای امیر ارغوان، با عنوان «دربارۀ دشوارترین بیت شاهنامه» است، اگرچه خود تصویر همۀ دستنویسها و کاشیها را دیده و به خوانش ارغوان بسنده نکردهاست. صفحات یادشده از مقالۀ آیدنلو بر جدول ارائهشده توسّط نگارنده هیچ افزون ندارد، جز ضبط تعدادی از دستنویسهای کماعتبارتر و تعدادی از تصحیحهای شاهنامه، که طبعاً ضبطشان تابع و متأثّر از دستنویسهاست. آیدنلو پس از این، از صفحۀ ٢۵ تا ٢٧ به بررسی پیشینۀ بحث دربارۀ این بیت پرداخته و آنچه نوشته همان است که امیر ارغوان پیشتر در مقالۀ خود گرد آوردهاست. در واقع آیدنلو میتوانست، و در واقع میبایست، صفحات ٢١ تا ٢٧ از مقالۀ خود را فاکتور میگرفت و خواننده را به مقالۀ ارغوان و به جدول مقالۀ نگارنده رجوع میداد. البته این کار موجب میشد مقالۀ او به یک یادداشت کوتاهِ حداکثر دوصفحهای تقلیل بیابد.
اما سخن تازۀ آیدنلو از نیمۀ صفحۀ ٢٧ آغاز میشود و او در صفحۀ ٢٨ پیشنهاد خود را طرح میکند:
نخستین دل از مرگ ببْسایدی
دلیر و جوان خاک بپْسایدی
«ببسایدی» در مصراعِ اوّل فعلِ مضارعِ اِخباری از مصدرِ «سودن» به معنای «ساییدن/ ساییده شدن» و در اینجا «فرسوده و رنجور شدن» است...
نگارنده در همینجا ایشان را متوقّف میکند و عرض میکند که در ابتدایِ فعلِ «سودن» یک «ب» وجود ندارد که بشود بای تأکید/زینت را به آن چسباند و «ببساید» (غلط؛ صحیح: بساید) را از آن ساخت. ایشان گویا «سودن» را با «پسودن» خلط کردهاند و تصوّر کردهاند که همانگونه که میتوان از «پسودن» به «بپساید» (صحیح) رسید، از «سودن» هم میشود «ببساید» (غلط) را ساخت. طبعاً فردوسی آنقدر به صرف زبان فارسی تسلّط داشتهاست که مرتکب چنین خطایی نشدهباشد. ایشان البتّه ممکن است در یکی از حماسههای درجۀ سوم و چهارم زبان فارسی نمونههایی از دو بای تأکید/زینت بر سر یک فعل بیابند و آنگاه حکم کنند که میتوان این فساد دستوری را به شاهنامه نیز سرایت داد (آنگونه که دربارۀ دو حرف اضافه پیش از یک متمّم مصرّند)، اما احتمالاً به خوانندگان حق بدهند که فردوسی را با دستور زبان فارسی قدری آشناتر از آن بدانند که مرتکب چنین خطاهای فاحش، بلکه مضحکی شدهباشد.
باری، آنچه پیش از نگارنده آقای امیر ارغوان پیشنهاد کردهبودند پیشنهاد معقولی بود:
نَخَستی دل ار مرگ نشتابدی
دلیر و جوان خاک نپسایدی
اما نگارنده به عللی که در مقالۀ خود یاد کردهاست آن پیشنهاد را مقبول ندانست و سعی کرد آن بیت را تصحیح کند:
نخستین دل از مرگ بشتابدی
دلیر و جوان خاک نپساودی¹
پس از آن کوشید که خطبۀ داستان رستم و سهراب را، با توجّه به این بیت کلیدی، تصحیح کند. خوانندگان با خواندن آن دو مقاله میتوانند میان نظر آقای ارغوان و نگارنده داوری کنند. نتیجهای که آقای دکتر سجّاد آیدنلو دربارۀ این بیت گرفتهاند، با توجّه به فساد مقدّمه، قطعاً مردود است و فعلاً راه معقولی جز دو پیشنهاد آقای ارغوان و نگارنده دربارۀ این بیت ارائه نشدهاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
١. دربارۀ اشکال قافیۀ این بیت به مقالۀ پیشگفتۀ من نگاه کنید.
@QalamAndaz