چرخ دیبا
(بخش یکم)
یکم.
به بیت زیر توجه کنید:
به زیر برج قوس اندر همه چون چرخ دیباها
به پرّ کبک بر خطّی سیه چون خطّ محورها (۱)
.
سخن بر سر مصرع اول است. ضبط این مصرع مطابق با ضبط کهنترین دستنویسهاست (۲). معنی آن گویا ابهامی داشته باشد.
زمینهٔ اصلی شعر در بیتهای پیشین، وصف بهار و شکفتن گلهای رنگارنگ در دشت و باغ و صحرا و بستان بر اثر بارش باران بهاری است:
ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بالشها
ز بوقلمون به وادیها فروگسترده بسترها
زده یاقوت رمانی به صحراها به خرمنها
فشانده مشک خرخیزی به بستانها به زنبرها
میدانیم که در شعر و نثر فارسی، باغ و بستان و دشت و صحرا در فصل بهار، فراوان به دیبا و حریر تشبیه شده است. برای نمونه این بیت فرخی سیستانی:
زمین از نقش گوناگون چون دیبای ششتر شد
هزارآوای مست اینک به شغل خویشتن درشد (۳)
و این بیتهای منوچهری:
- ابرِ دیبادوز، دیبا دوزد اندر بوستان
بادِ عنبرسوز، عنبر سوزد اندر لالهزار (۴)
- نوروز روزگارِ نشاط است و ایمنی
پوشیده ابر دشت به دیبایِ ارمنی (۵)
برج قوس هم که طبعا در آسمان است و زیر برج قوس یعنی زیر آسمان. بنابراین معنی مصرع اول این میشود:
زیر این آسمان کبود، هر چه دشت و باغ و بستان و صحرا هست، مثل چرخِ دیباها شده است.
اما پرسش این است که چرخ دیبا یعنی چه؟
دوم.
دربارهٔ چرخ دیبا دو حدس به ذهنم میرسد:
الف. محتمل است منظور چرخ و چرخهای باشد که بهوسیلهٔ آن دیبا و حریر میبافتند. بعد مجازا از چرخ دیبا معنی کارگاه دیبابافی و جایی که دیبای فراوان از آن حاصل میشود، استنباط شده باشد. دیبا هم که با رنگ ملازمت دارد و خیلی از دیباها رنگرنگ و الوان بوده.
این حدس را بر اساس این بیت معزی و اینکه چرخ همراه کارگاه آمده عرض کردم:
از سرشک جود او در باغ ایام بهار
کارگاه پرنیان و چرخ سقلاطون بود (۶).
ب. شاید مراد نقش چرخ و دایره بر دیبا باشد. و من فکر میکنم در بیت منوچهری منظور از چرخ دیبا همین است. توضیح اینکه:
بر منسوجات و دیباها انواع نقشها زده میشد. ذکر دیبای منقش در متون هست و در شعر منوچهری و فرخی و دیگران آمده (۷). دیبا انواع و اقسام نقشها داشته. گاه نقش دیبا، انواع درختان بوده که به این دیباها میگفتند دیبا/ دیباج/ پرند مشجـَّر (۸). گاه بر منسوج/ جامه/ دیبا نقش انواع پرندگان بوده که آن را دیبای مطیّر مینامیدند (۹). جز مرغ، نقش حیوانات دیگر هم بر دیبا زده میشد (۱٠). گاهی بر دیبا و جامه، نقش خالخال، به شکل و اندازهٔ چشم گور و گاو، بود که نام این، دیبای معیّر بود(۱۱). دیبایی را که نقش ترنج داشته، دیبای ترنجی نام نهاده بودند (۱۲). عنصری گفته که بر دیبا نقش تخت کسری میزدند (۱۳). فرخی از بافتن نقش سیاوش بر دیبا گفته است (۱۴) که نمونهٔ جالبی است از نفوذ حماسهٔ ملّی در نسج زندگی اجتماعی آن عصر که لابد محققان شاهنامه به آن اشاره کردهاند و من خبر ندارم. در گرشاسبنامه هم از دیبایی که نقش جمشید دارد، یاد شده است (۱۵).
اگر بیشتر جستجو شود، شواهد اقسام نقش و نگار بر دیبا مفصل خواهد شد.
https://t.me/n00re30yah
Post #1004
8.18K