یک ایده هم هست که میگه بوسیدن رو از انتقال غذا به کودک توسط والدین به ارث بردیم. و این یکنوع انتقال پیش غذاست،مشابه غذای نیمه هضم شده که به جوجه ها داده میشه.
Kissing in humans is postulated to have evolved from the direct mouth-to-mouth regurgitation of food (kiss-feeding) from parent to offspring or male to female (courtship feeding) and has been observed in numerous mammals. The similarity in the methods between kiss-feeding and deep human kisses (e.g. French kiss) are quite pronounced; in the former, the tongue is used to push food from the mouth of the mother to the child with the child receiving both the mother's food and tongue in sucking movements, and the latter is the same but forgoes the premasticated food. In fact, through observations across various species and cultures, it can be confirmed that the act of kissing and premastication has most likely evolved from the similar relationship-based feeding behaviours.
سوال؛ عمل بوسیدن (Kissing) در معاشقه (Foreplay)، از دیدگاه تکاملی و روانشناسی تکاملی چگونه توضیح داده میشود؟
Within the natural world of other animals, there are numerous analogies to kissing, notes Crawley, such as "the billing of birds, the cataglottism of pigeons and the antennal play of some insects." Even among mammals such as the dog, cat and bear, similar behavior is noted.
انسان شناسان به نتیجه ای نرسیده اند که آیا بوسیدن آموخته است یا رفتاری از روی غریزه. این ممکن است مربوط به رفتار نظافتی باشد که بین حیوانات دیگر نیز دیده میشود، یا در نتیجه مادران بهعنوان پیش از جویدن غذا برای فرزندانشان به وجود آمده باشد. نخستیهای غیر انسانی نیز رفتار بوسیدن از خود نشان میدهند. سگها، گربهها، پرندگان و سایر حیوانات در بین خود و همچنین نسبت به انسانها یا گونههای دیگر، رفتار لیسیدن، خفه کردن و نظافت از خود نشان میدهند. این امر گاهی توسط ناظران به نوعی بوسیدن تعبیر می شود.
Kissing in humans is postulated to have evolved from the direct mouth-to-mouth regurgitation of food (kiss-feeding) from parent to offspring or male to female (courtship feeding) and has been observed in numerous mammals. The similarity in the methods between kiss-feeding and deep human kisses (e.g. French kiss) are quite pronounced; in the former, the tongue is used to push food from the mouth of the mother to the child with the child receiving both the mother's food and tongue in sucking movements, and the latter is the same but forgoes the premasticated food. In fact, through observations across various species and cultures, it can be confirmed that the act of kissing and premastication has most likely evolved from the similar relationship-based feeding behaviours.
• در رویا و هنگام خواب، سانسور Ego در هنگام خواب به طور کامل قطع نمیشود و وقتی مواد Id خیلی تهدیدآمیز میشوند، شخص بیدار میشود. • در تداعی آزاد (free association) فرض روانکاو بر این است که یک تداعی موجب تداعی دیگر خواهد شد. • در رویا دو نوع کانتنت داریم، محتوای آشکار (manifest content) رؤیا؛ همان چیزی است که عملا روی می دهد. محتوای پنهان (latent content) رؤیا، معنای آن است.
سوال؛ اگر شما یک کار تکراری رو در طی روز بسیار زیاد انجام بدید، هنگام خواب تماماً درگیر انجام اون کار در رویا هستید. این عمل چیست؟ و کلیدواژه و تحقیقات مربوط به آن چیست؟
پاسخ؛ فکر نمیکنم این پدیده اسم خاصی داشته باشه هرچند برخی نظریهپردازان از عباراتی مثل day residue یا continuity hypothesis of dreaming برای توصیف ارتباط بین اتفاقات خواب و زندگی بیداری استفاده کردن؛ تخمین زده میشه یک چیزی درحدود ۶۵٪ المان هایی که در خواب میبینیم به تجربیات ما در بیداری مربوطه.
یکی از توضیحات احتمالیش میتونه این باشه که خواب دیدن، شیوهای برای پردازش و تحکیم اطلاعات و هیجاناتی هست که در طول روز تجربهش کردیم. طبق این دیدگاه، خواب دیدن به ما کمک میکنه خاطرات جدید رو با قدیمی ها یکپارچه کنیم تا دید بهتری از تجربیات روزمره بدست بیاریم. برای همین معمولا درمورد اتفاقات مهم یا استرسزایی که طول روز برامون پیش اومده خواب میبینیم.
یک توضیح دیگه اینه که خواب دیدن به نوعی با شبیه سازی اتفاقات، ذهن رو برای سناریو های آینده آماده میکنه که میتونه برای بقا و سلامتی فرد مهم باشه. از این منظر، خواب دیدن کمک میکنه با بهبود حل مساله و خلاقیت، بتونیم از فرصت ها و تهدیدات احتمالی یاد بگیریم و به نوعی اونهارو تمرین کنیم.
Emotion-focused therapy (EFT) درمان متمرکز بر هیجان (درمان فرایندی ـ وجـودی)
شکل معاصر درمان انسانگرا ـ وجودی. درمان متمرکز بر هیجان، ادغام دو سنت مراجع محوری و گشتالت درمانی است. قلب درمان متمرکز بر هیجان، این گزاره نظری است که هیجانات اصولأ مایه انطباق اند و به زندگی، ارزش و معنا و جهت میبخشند.
چون هیجان کمک می کند تجربه های خود در زندگی را یکپارچه کنیم، رشد و کمال شخصی در گرو خودتنظیمی هیجانی خواهد بود. طبق این دیدگاه، ناکارایی، نتیجه اخلال در توان یکپارچه کردن تجربه ها به صورت یک خویشتن منسجم و اخلال در توان تجربه کردن حالات هیجانی و شناسایی آنها و همچنین اخلال در تنظیم هیجانات است. این ناکارایی متقابلاً می تواند بر رضایت شخص از زندگی و کیفیت روابطش با دیگران تاثیر بگذارد.
درمانگر در درمان متمرکز بر هیجان، محیطی امن و سرشار از حمایتی فراهم می آورد که مراجع بتواند از جنبه های مختلف خودش آگاه شود، به حالات هیجانی خویش دسترسی پیداکند و آنها را بکاود و تنظیم بهتر حالات هیجانی، و در نهایت، تبدیل آنها را یاد بگیرد (گرینبرگ، ۲۰۱۰). این هدفها با شرکت در تکلیفهای درمانی مختلف، مثل تمرکز کردن، گفت وگوهای دو صندلی و فنون صندلی خالی حاصل می شود (گرینبرگ و دیگران، ۲۰۰۳).
درمان متمرکز بر هیجان نسبتاً جدید است ولی تا حدودی پشتوانه تجربی دارد. فراتحلیلها نشان میدهد اثربخش و با درمانهای دیگر مقایسه شدنی است (اليوت، گرینبرگ و دیگران، ۲۰۰۴). همچنین پشتوانه تحقیقاتی متوسطی در ارتباط با درمان افسردگی دارد (برای مثال مـراجعه کنید به الیسون،گرینبرگ، گولدمن و انگس ، ۲۰۰۹). بنابراین به نظر میرسد این نسخه جدیدتر درمان انسانگرا ـ وجـودی، تحول مهمی در این دیدگاه باشد.
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconsciousسوال؛ علت ضربه ناگهانی یا تکون خوردن یهویی بدن موقع خواب چیه؟ پاسخ؛ Hypnic jerks are involuntary muscle contractions that some people experience as they fall asleep. They are a type of sleep myoclonus and may feel like muscle 1 twitches or a falling sensation.…
چند کلیپ کوتاه نمونه از هایپنیک جرکز، حتی در حیوانات هم اینگونه است.
از دلایل دیگر: آپنه خواب، مصرف محرم ها قبل از خواب مثل کافئین، استرس و ورزش قبل از خواب.
پاسخ یکی از دوستان؛ من موردی دیدم که به دلیل تکان های شدید هیپناگوژیک از خواب بیدار میشد بعد نوار مغزی تشخیص صرع میوکلونوس گرفت ( البته ایشون در بیداری هم هر از گاهی خودکار از دستش پرت میشد یا دچار حملات این چنینی میشد)
Bell's palsy is a neurological disorder that causes paralysis or weakness on one side of the face. One of the nerves that controls muscles in your face becomes injured or stops working properly. Symptoms include: Sudden weakness or paralysis on one side of your face. A drooping eyebrow and mouth.
اختلالی که باعث فلج یا ضعف در یک طرف صورت می شود. یکی از اعصابی که عضلات صورت شما را کنترل می کند آسیب می بیند یا به درستی کار نمی کند. علائم عبارتند از: ضعف یا فلج ناگهانی در یک طرف صورت. ابرو و دهان افتاده.
سوال؛ علت ضربه ناگهانی یا تکون خوردن یهویی بدن موقع خواب چیه؟
پاسخ؛ Hypnic jerks are involuntary muscle contractions that some people experience as they fall asleep.
They are a type of sleep myoclonus and may feel like muscle 1 twitches or a falling sensation. They can be spontaneous or triggered by external stimuli and may be accompanied by a rapid heartbeat, quickened breathing, sweat, or a vivid dream experience 5. They are more common in people with irregular sleep schedules.
یک انقباض غیرارادی یک یا چند عضله است که هنگام به خواب رفتن فرد رخ می دهد. که در مرحله خواب REM رخ می دهد.
مدل ABC آلبرت آليس روشي است براي مراقبت هاي رفتاري – شناختي كه روي افكار و عقايد ناكارآمد كار مي كند. ایده اصلی این مدل این است که ما با فکر کردن به رویدادهای فعال کننده (A) ، احساسات و رفتارهایمان (C) را بوجود می آوریم که این احساسات ناشی از باورها (B) به ويژه باورهاي غيرمنطقي ماست، اما ما می توانیم با تغییر دادن افکار درونی و زیر سوال بردن آنها (D) کم کم اعمال خودتخریب گر و ناامید کننده را کنار گذاشته و از آنها رها شده و به طرز فکر جدید و مناسب (E) دست یابیم.
دیگر فرآیندهای فیزیولوژیکی که به وسیله ی دستگاه اعصاب مرکزی صورت می گیرند، ارگانیزم بین محرک (S) و پاسخ (R) نقش متغیر فرعی (O) را ایفا می کنند. به عبارتی به جز بازتاب ها که از الگوی S-R تبعیت می کنند، سایر فرآیندهای عصبی از الگوی S-O-R تبعیت می کنند و عوامل شناختی و انگیزشی اتصال بین محرک و پاسخ را فراهم می کنند.
سوال اینجاست آیا میتوانیم مولفه Beliefs را معادل Orgganizm در مدل SOR قرار بدهیم؟