TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.85K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #651 · Back to latest

Older Posts 17 shown
Post #647 204
انواع نظریه های انگیزش (Motivation Theory)
1. Physiological theory
• تئوری میلنر
• تئوری گری
• تئوری انکیزشی چند عاملی استلر
• تئوری فعالسازی لیندزلی
• تئوری بیندرا

2.Psychological theories
• تئوری کاهش کشاننده ای هال
• تئوری کاهش کشاننده‌ای روان تحلیل گری

• تئوری یادگیری اجتماعی
• تئوری انگیزه پیشرفت
• تئوری میدانی لوین

• تئوری انسان گرایی
• تئوری اسنادی
Post #646 175
https://psychcentral.com/health/sapiosexual

Sapiosexuality is often referred to as sapiophile personality, though they do have slightly different meanings.

Kathleen Clark is Chief Learning Officer at Identiversity, a nonprofit organization providing educational resources that foster inclusion, equity, and diversity. She tells us, “The terms sapiophile and sapiosexual are sometimes used interchangeably, but sapiosexual tends to emphasize the aspect of being sexually attracted to intelligence.”
Psych Central What It Means to Be Sapiosexual Sapiosexuality is a sexual identity describing those who are aroused by intelligence. Learn how sapiosexuality may effect relationships.
Post #645 174
Cybernetics is a wide-ranging field concerned with circular causal processes such as feedback. Norbert Wiener named the field after an example of circular causal feedback—that of steering a ship where the helmsman adjusts their steering in response to the effect it is observed as having, enabling a steady course to be maintained amongst disturbances such as cross-winds or the tide.

توی روانشناسی فیزیولوژیک از اصل ستیبرنتیک زیاد استفاده می‌شه.
Post #644 179
About concept of The Dead Mother, André Green

مفهوم مادر مرده آندره گرین: منبع سرزندگی برای کودک بوده است، را به یک تصویر سرد، ناموزون و عملا بی‌جان تبدیل می‌کند، که عمیقا بر سرمایه گذاری روانی روی ابژه، و روابط ابژه بیماران در آینده تاثیر می‌گذارد… .
مادر مرده ، مادری است که زنده می‌ماند اما از نظر روانی، برای کودک مرده است (گرین، ۱۹۸۳).
“در هر صورت، غم مادر و کاهش علاقه او به نوزاد، پیش زمینه شکل‌گیری ذهنیت مادر مرده است.” کودک ناگهان عشقش را از دست می‌‌دهد؛ یک دگرگونی در دنیای نوزاد صورت می‌گیرد که منجر به یک فاجعه روانی می‌شود: به دنبال از دست دادن عشق، معنی نیز از دست می‌رود؛ برای کودک دیگر هیچ چیزی معنی ندارد.
Post #643 182
سوال: آیا محتوایی مثل review article یا متخصصین مهمی که روی ناخودآگاه با اپروچ های مختلف کار کردند رو معرفی می‌کنید؟

پاسخ ها:
http://ensani.ir/fa/article/author/151397

این صفحه رو بررسی بکنید مقالات مروری بر اساس دیدگاه روانکاوی فروید هست.

توی ایران:
• دکتر الهام موسویان
• دکتر علیرضا قربانی
• دکتر مهدی رضا سر افراز
• دکتر امید قادری در تهران

فیلمای یوتیوب دکتر قربانی هم کمک کننده هستش
Post #642 196

Forwarded from منابع بیگانه (🅝🅘🅚🅐)

مغز، و تصمیم گیری خودآگاه و ناخودآگاه
Conscious versus Unconscious Mind

قسمت نخست: تعریف ذهن ناخودآگاه

ما تقریبا هر روزه مادامیکه بیدار هستیم در مورد مسایل گوناگون تصمیم گیری میکنیم. دانشمندان و فلاسفه همیشه با این سوال روبرو بودند، که ما چگونه تصمیم میگیریم؟ آیا هنگام تصمیم گیری در زمینه ای، از همهٔ حقایق و آگاهی های مربوط، مطّلع هستیم؟
در قرن هیجدهم، فیلسوف آلمانی امانوئل کانت در کتاب خود چنین بیان کرد، که انسان به طور عینی و یا ابژکتیو‌قادر به درک حقایق نیست بلکه هر ذهنی، یک نمونه ای(ورژن) از حقیقت را می آفریند. در اوائل قرن بیستم نورولوژیست معروف، زیگموند فروید، تئوری «ذهن ناخودآگاه» و تاثیر آنرا در تصمیم گیری مطرح کرد که در آنزمان مورد حمایت روانشناسان زیادی قرار گرفت. اما این تئوری که بر اساس تمایلات جنسی و تجربه های دردناک بود، مورد نقد قرار گرفت و چون اساس محکم علمی نداشت، به تدریج کنار گذاشته شد.
در دهه ۱۹۸۰، دانشمندان با پیدا شدن تکنیک جدیدی عکسبرداری مغز، یعنی «ام آر آی عملکردی یا فونکسیونل» که تغییرات جریان خون ثانویه به واکنشهای سلولهای عصبی را نشان میدهد، شروع به درک چگونگی فرآیند تصمیم گیری در مغز کردند. با این تکنیک هر روزه ما بیشتر به دخالت «ذهن ناخودآگاه» در تصمیم گیریمان پی میبریم.
اما «ذهن ناخودآگاه» چیست؟ .

هنگامیکه شما صدایی بلند و ناگهانی را میشنوید، تمام بدن شما واکنش جهشی نشان میدهد. این پدیده به علت اینستکه «ذهن ناخودآگاه» احساس خطر میکند و بلافاصله شما را برای دوری از خطر آماده میکند. آگاهی از خطرات محیطی سالها قبل از «هوشیاریها یا ذهن خودآگاه» در اجداد ما تکامل یافته تا جان ِ ما را در مقابل خطرات محیطی محافظت کند . «ذهن ناخودآگاه» ما تمام اطلاعات را از ارگانهای حسی ما جمع کرده، و از ما محافظت می کند.
یک نمونه مهم عملکرد «ذهن ناخودآگاه» در مورد بینایی است. اطلاعات بینایی چشمها به قشر پس سری مغز (اکسیپیتال) که مسئول بینایی است، منتقل میشوند. اما در بیمارانی که به علت سکته مغزی، قشر پس سری کاملا از بین رفته‌ (چشمها سالم هستند) هنوز ذهن ناخودآگاه نقش محافظتی را حفظ میکند. این بیماران با اینکه اذعان میکنند نمیتوانند ببینند، هنگامیکه مانعی در مقابل آنها ظاهر میشود میتوانند مسیر خود را تغییر دهند و یا اگر فردی با صورت خشمگین در مقابل آنها قرار گیرد، آنرا تشخیص میدهند. این عملکرد «ذهن ناخودآگاه»، «blindsight دید ِکور» نامیده میشود.
«ذهن ِ ناخودآگاهِ» انسان تمام اطلاعات محیطی را گرفته و آنها را از فیلتر خود عبور میدهد. به عنوان مثال، سیستم بینایی انسان نقصهای زیادی دارد. در ناحیه ای که عصب بینایی به چشم متصل میشود، در منطقه بینایی چشم ایجاد یک نقطه کور میکند. همچنین چشمهای ما به طور ناخودآگاه چندین بار در ثانیه برای تطابق حرکتهای جهشی انجام میدهد. سرانجام فقط منطقه مرکزی شبکیه (فووآ) دقت بینایی بالا دارد و تصویر بقیه شبکیه وضوح کمی دارد. «ذهن ناخودآگاه » ما تمام این بی نظمیهای بینایی را فیلتر کرده و یک تصویر ثابت و با وضوح بالا را به قشر «خودآگاه» مغز تحویل میدهد.
در کنترل قطر مردمکهای چشم، همیشه تصور میشد که میزان نور، و همچنین هنگامِ وحشت و ترس، قطر مردمکها تغییر می یابد. در پژوهشی که اخیرا ( مجله نوروساینس ماه مه ۲۰۲۰) منتشر شده، عملکرد ذهن ناخودآگاه در تغییر قطر مردمک در انسان و میمون نشان داده شده است. در این تست با نور ثابت تصاویر مختلفِ خنثی (تصاویری که باعث ترس ویا وحشت نشوند) در مقابل انسان و میمون به طور تصادفی قرار داده شده، و دیده شده است که قطر مردمک در موارد خاصی توسط «ذهن ناخودآگاه» تغییر کرده است.
Post #641 207
تنها کلوپ تحصصی مطالعات ناخودآگاه کل کشور؛ رو تاسیس کردیم.

رشته های مختلف روانشناسی، زیست شناسی، ادیان، عرفان، انسان شناسی، اسطوره شناسی، جامعه شناسی، نوروسایکولوژی، باستان شناسی و...

قراره به صورت تخصصی، ابعاد گوناگون حقیقت و ماهیت ناخودآگاه انسان رو بررسی کنیم و یک گروه صمیمی و علمی رو ایجاد کنیم. اگر علاقه مند به عضویت هستید به بنده اطلاع بدید و رزومه خود را بگید، بدون رزومه مناسب عضویت نمی‌گیریم.
Post #640 180
Post #637 182
متغیرهای تعدیل کننده
در تعامل اجتماعی نقش مؤثری دارند. از جمله این متغیرها میتوان به حالت هیجانی ارادی و غیرارادی اشاره کرد. بررسی ها نشان میدهد که هریک از این هیجان ها از نظام حرکتی متفاوتی در مغز ناشی می شوند. پاسخ های هیجانی غیرارادی، از طریق دستگاه خارج هرمی و پاسخ های هیجانی ارادی به وسیله دستگاه هرمی عمل می کنند.

• آسیب در منطقه دستگاه خارج هرمی سبب بروز پاسخ های غیرقابل کنترل خنده و گریه شده و در نتیجه یک حالت هیجانی نامناسب با موقعیت ایجاد می شود؛ ولی در حالت هیجانی ارادی، تغییری ایجاد نمی شود.
• آسیب دستگاه هرمی موجب تغییر در جلوه هیجان ارادی می شود. با توجه به نظام دوگانه کنترلی، معلوم است که چرا گاهی علی رغم میل باطنی، هیجان های ما افشا می شوند.
Post #636 166
Individuals predisposed to healthy-mindedness tend to ignore the evil in the world and focus on the positive and the good. James used examples of Walt Whitman and the "mind-cure" religious movement to illustrate healthy-mindedness in The Varieties of Religious Experience. In contrast, individuals predisposed to having a sick-souled religion are unable to ignore evil and suffering and need a unifying experience, religious or otherwise, to reconcile good and evil. James included quotations from Leo Tolstoy and John Bunyan to illustrate the sick soul.

William James' hypothesis of pragmatism stems from the efficacy of religion. If an individual believes in and performs religious activities, and those actions happen to work, then that practice appears the proper choice for the individual. However, if the processes of religion have little efficacy, then there is no rationality for continuing the practice.
Post #635 173
William James
William James (1842–1910) is regarded by most psychologists of religion as the founder of the field. 

In the psychology of religion, James' influence endures. His Varieties of Religious Experience is considered to be the classic work in the field, and references to James' ideas are common at professional conferences.

• James distinguished between institutional religion and personal religion.
• Institutional religion refers to the religious group or organization and plays an important part in a society's culture.
• Personal religion, in which the individual has mystical experience, can be experienced regardless of the culture.
• James was most interested in understanding personal religious experience.

• In studying personal religious experiences, James made a distinction between healthy-minded and sick-souled religiousness.
Post #634 169
اینکه چرا توهمات مشترکی داریم رو می‌تونیم در سناریو های مختلف، یک درختواره کامل درست کنیم. یعنی بتونیم همه مدل توهمات از نظر محتوایی رو دسته بندی کنیم.
این توهمات بخشیش با محتوای حاوی ناخودآگاه ایندیویجوال ترکیبه و عالدیه که توهم توسط شخص، شخصی سازی بشه.
اما بخشی که همیشه مشترکه و به‌ هم ربط داره مورد توجه منه!

باید این مولفه ها بررسی بشن در یک توهم،
آیا رسیدن به فلان سبک هالیوسینیشن نتیجه آنسالو کانفلیکت ها بوده؟ یا نه، برعکس هر ایندیویجوال به صورت واانتیر (مثل اهل عرفان و صوفی و مصرف کننده های مواد).

بعد سوال بعدی اینه؛ آیا محتوا و کانسپت دو‌ مورد بالا با هم فرق دارند.

بعدیش اینه‌آیا اثر خود تلقینی، خاطرات و... توی هالیوسینیشن ها موثر بوده؟!

نکته مهم اینه که: این هالیوسینیشن های مشترک، چطور تحت تاثیر کانستراکت مغز بودند؟!

حالا آیا این ها از دید تکاملی، اولوشنری بنفین بودند یا یکسری اطلاعات وستیجیال؟

اینجا نیاز به مطالعه گرایش روان شناسی دین و عقیده داریم تا بفهمیم از دید تکاملی و غیره چه نیاز هایی داشته برای برتری تو اولوشن.
Post #630 183
Klüver–Bucy syndrome
Klüver–Bucy syndrome is a syndrome resulting from bilateral lesions of the medial temporal lobe (including amygdaloid nucleus). Klüver–Bucy syndrome may present with compulsive eating, hypersexuality, insertion of inappropriate objects in the mouth (hyperorality), visual agnosia, and docility. This syndrome is more commonly found in rhesus monkeys, where the condition was first documented, than in humans. Pathology on the syndrome is still controversial with Norman Geschwind's theory and Muller theory offering different explanations for the condition. Treatment for Klüver–Bucy syndrome is minimal with no current cure.

یکی از علل مستعد کننده بروز این سندرم، انسفالیت ناشی از هرپس ساده می باشد. بروز این سندرم حتی می تواند با سایر عفونت ها از قبیل مننژیت سلی نیز مرتبط باشد. از سایر علل می تواند به آسیب های سر، آلزایمر بخصوص در بخش قدامی گیجگاهی و حتی زخم های جراحی در ناحیه سر  اشاره کرد.

سیمپتوم ها
- عاطفه سطحی
- هیپرفاژی
- آگنوزی بینایی
- رفتارهای نامناسب جنسی
Post #629 435
از چت بینگ پرسیدم چه تحقیقاتی رد کرده نظریه یونگ رو:

There is no research that I could find that specifically rejects Carl Jung's collective unconscious theory. However, the theory is often dismissed by researchers as being pseudoscientific because it is difficult to scientifically prove that images of mythology and other cultural symbols are inherited and present at birth as suggested by Jung².

Source: Conversation with Bing, 8/8/2023
(1) Collective Unconscious - Neuroscience-fu.

(2) Carl Jung's Collective Unconscious Theory: What It Suggests About the Mind.

(3) Carl Jung’s Collective Unconscious Theory and Mental Health.

(4) C. G. Jung’s Collective Unconscious: An Evaluation of an Historically
Neuroscience-fu Collective Unconscious Carl Jung's prophetic ideas on a shared human heritage. The theory and the science.
Post #628 906
سوال:
چرا باید در بخشی از خواب رم، هورمون های جنسی ترشح بشن!؟ این چه اولوشنری بنفیی داره؟

During REM sleep, the body experiences a surge of sex hormones such as testosterone and estrogen. These hormones are believed to play a role in regulating the sleep cycle and promoting healthy sleep¹. The exact mechanism behind this is not yet fully understood, but it is thought that these hormones may help to regulate the body's internal clock and promote deep, restful sleep².

Source: Conversation with Bing, 8/8/2023

(1) Women, Are Your Hormones Keeping You Up at Night?.

(2) Chemical messengers: how hormones help us sleep - The Conversation.

(3) The Relationship Between Sex and Sleep | Sleep Foundation.

(4) Here's How Our Hormones Help Get Us to Sleep : ScienceAlert.

(5) Missing Sleep? Why Your Hormones May Be Responsible - Healthline.
Yale Medicine Women, Are Your Hormones Keeping You Up at Night? As women, we know that hormones can wreak havoc on our moods and appetites, but did you know that they can also play a huge role in how many zzz’s we catch each night? “Insomnia is much more common in women than men,” says Yale Medicine sleep specialist Christine…
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →