اینکه چرا توهمات مشترکی داریم رو میتونیم در سناریو های مختلف، یک درختواره کامل درست کنیم. یعنی بتونیم همه مدل توهمات از نظر محتوایی رو دسته بندی کنیم.
این توهمات بخشیش با محتوای حاوی ناخودآگاه ایندیویجوال ترکیبه و عالدیه که توهم توسط شخص، شخصی سازی بشه.
اما بخشی که همیشه مشترکه و به هم ربط داره مورد توجه منه!
باید این مولفه ها بررسی بشن در یک توهم،
آیا رسیدن به فلان سبک هالیوسینیشن نتیجه آنسالو کانفلیکت ها بوده؟ یا نه، برعکس هر ایندیویجوال به صورت واانتیر (مثل اهل عرفان و صوفی و مصرف کننده های مواد).
بعد سوال بعدی اینه؛ آیا محتوا و کانسپت دو مورد بالا با هم فرق دارند.
بعدیش اینهآیا اثر خود تلقینی، خاطرات و... توی هالیوسینیشن ها موثر بوده؟!
نکته مهم اینه که: این هالیوسینیشن های مشترک، چطور تحت تاثیر کانستراکت مغز بودند؟!
حالا آیا این ها از دید تکاملی، اولوشنری بنفین بودند یا یکسری اطلاعات وستیجیال؟
اینجا نیاز به مطالعه گرایش روان شناسی دین و عقیده داریم تا بفهمیم از دید تکاملی و غیره چه نیاز هایی داشته برای برتری تو اولوشن.
Post #634
169