مغز، و تصمیم گیری خودآگاه و ناخودآگاه
Conscious versus Unconscious Mind
قسمت نخست: تعریف ذهن ناخودآگاه
ما تقریبا هر روزه مادامیکه بیدار هستیم در مورد مسایل گوناگون تصمیم گیری میکنیم. دانشمندان و فلاسفه همیشه با این سوال روبرو بودند، که ما چگونه تصمیم میگیریم؟ آیا هنگام تصمیم گیری در زمینه ای، از همهٔ حقایق و آگاهی های مربوط، مطّلع هستیم؟
در قرن هیجدهم، فیلسوف آلمانی امانوئل کانت در کتاب خود چنین بیان کرد، که انسان به طور عینی و یا ابژکتیوقادر به درک حقایق نیست بلکه هر ذهنی، یک نمونه ای(ورژن) از حقیقت را می آفریند. در اوائل قرن بیستم نورولوژیست معروف، زیگموند فروید، تئوری «ذهن ناخودآگاه» و تاثیر آنرا در تصمیم گیری مطرح کرد که در آنزمان مورد حمایت روانشناسان زیادی قرار گرفت. اما این تئوری که بر اساس تمایلات جنسی و تجربه های دردناک بود، مورد نقد قرار گرفت و چون اساس محکم علمی نداشت، به تدریج کنار گذاشته شد.
در دهه ۱۹۸۰، دانشمندان با پیدا شدن تکنیک جدیدی عکسبرداری مغز، یعنی «ام آر آی عملکردی یا فونکسیونل» که تغییرات جریان خون ثانویه به واکنشهای سلولهای عصبی را نشان میدهد، شروع به درک چگونگی فرآیند تصمیم گیری در مغز کردند. با این تکنیک هر روزه ما بیشتر به دخالت «ذهن ناخودآگاه» در تصمیم گیریمان پی میبریم.
اما «ذهن ناخودآگاه» چیست؟ .
هنگامیکه شما صدایی بلند و ناگهانی را میشنوید، تمام بدن شما واکنش جهشی نشان میدهد. این پدیده به علت اینستکه «ذهن ناخودآگاه» احساس خطر میکند و بلافاصله شما را برای دوری از خطر آماده میکند. آگاهی از خطرات محیطی سالها قبل از «هوشیاریها یا ذهن خودآگاه» در اجداد ما تکامل یافته تا جان ِ ما را در مقابل خطرات محیطی محافظت کند . «ذهن ناخودآگاه» ما تمام اطلاعات را از ارگانهای حسی ما جمع کرده، و از ما محافظت می کند.
یک نمونه مهم عملکرد «ذهن ناخودآگاه» در مورد بینایی است. اطلاعات بینایی چشمها به قشر پس سری مغز (اکسیپیتال) که مسئول بینایی است، منتقل میشوند. اما در بیمارانی که به علت سکته مغزی، قشر پس سری کاملا از بین رفته (چشمها سالم هستند) هنوز ذهن ناخودآگاه نقش محافظتی را حفظ میکند. این بیماران با اینکه اذعان میکنند نمیتوانند ببینند، هنگامیکه مانعی در مقابل آنها ظاهر میشود میتوانند مسیر خود را تغییر دهند و یا اگر فردی با صورت خشمگین در مقابل آنها قرار گیرد، آنرا تشخیص میدهند. این عملکرد «ذهن ناخودآگاه»، «blindsight دید ِکور» نامیده میشود.
«ذهن ِ ناخودآگاهِ» انسان تمام اطلاعات محیطی را گرفته و آنها را از فیلتر خود عبور میدهد. به عنوان مثال، سیستم بینایی انسان نقصهای زیادی دارد. در ناحیه ای که عصب بینایی به چشم متصل میشود، در منطقه بینایی چشم ایجاد یک نقطه کور میکند. همچنین چشمهای ما به طور ناخودآگاه چندین بار در ثانیه برای تطابق حرکتهای جهشی انجام میدهد. سرانجام فقط منطقه مرکزی شبکیه (فووآ) دقت بینایی بالا دارد و تصویر بقیه شبکیه وضوح کمی دارد. «ذهن ناخودآگاه » ما تمام این بی نظمیهای بینایی را فیلتر کرده و یک تصویر ثابت و با وضوح بالا را به قشر «خودآگاه» مغز تحویل میدهد.
در کنترل قطر مردمکهای چشم، همیشه تصور میشد که میزان نور، و همچنین هنگامِ وحشت و ترس، قطر مردمکها تغییر می یابد. در پژوهشی که اخیرا ( مجله نوروساینس ماه مه ۲۰۲۰) منتشر شده، عملکرد ذهن ناخودآگاه در تغییر قطر مردمک در انسان و میمون نشان داده شده است. در این تست با نور ثابت تصاویر مختلفِ خنثی (تصاویری که باعث ترس ویا وحشت نشوند) در مقابل انسان و میمون به طور تصادفی قرار داده شده، و دیده شده است که قطر مردمک در موارد خاصی توسط «ذهن ناخودآگاه» تغییر کرده است.
Post #642
196
Forwarded from منابع بیگانه (🅝🅘🅚🅐)