TGViewer
Channel Public Channel
روانشناسے، ریشه و روایت

روانشناسے، ریشه و روایت

@psy_rr

مرکز آموزش کاربردی روانشناسی همراه من،
عرفان اصلانی
Psychology With Me, Erfan Aslani Ψ
Subscribers
434
Photos
20
Videos
1
Links
10

Showing posts older than #21 · Back to latest

Older Posts 14 shown
Post #20 178
پیج اینستاگراممون هم میتونید فالو کنید❤️
  • ❤ 8
  • 👍 3
  • 🔥 3
  • 🕊 1
Post #19 204
روانشناسے، ریشه و روایت نام نقاشی: پسرِ گمشده - The Prodigal Son نقاش: جان مک‌کالَن سوان - John Macallan Swan تاریخ: ۱۸۸۸ میلادی سبک: رئالیسمِ متأخر / نقاشی رواییِ ویکتوریایی با حال‌وهوای نمادگرا کشور: بریتانیا 🇬🇧 محل نگهداری: تیت، لندن خلاصهٔ داستان: اثر از تمثیل انجیلیِ…
https://www.instagram.com/p/DbqJwWpCCHv/?igsh=Z2o4aTl2OGEwemI1
  • ❤ 14
  • 🕊 2
Post #17 419
یکی از همراهان: چجوری کسی که تو بی معنایی فروریخته، این شکل تمریناتی رو انجام بده؟


سؤال خیلی مهمیه. چون وقتی آدم توی بی‌معنایی فرو رفته باشه، مشکلش این نیست که ایده خوبی برای شروع نداره.

من با کمک «طرحواره درمانی» و «روانشناسی انگیزش و هیجان» پاسخ میدم.

اولین موضوع ما ترس عمیق و تکراریمون از کامل نبودنه. خیلی از ماها اسمشو گذاشتیم کمالگرایی، در حالی که اسم درست‌ترش نقص‌هراسیه!
حرکت قهرمانانه، تحول بزرگ، برنامهٔ خفن برای زندگی لاکچری؛ اینا قول‌های پوچ روانشناسی زرده...
فقط یک حرکت کوچیک و کاربردی کافیه تا به بدن و روانت بگی:
«من هنوز کامل تسلیم نشده‌ام.»

همین کافیه!
مثلاً برای ژورنال نوشتن لازم نیست یک متن عمیق و شاعرانه بنویسی. می‌تونه فقط سه خط باشه:
امروز چی حس کردم؟
چی اذیتم کرد؟
ناهار چی خوردم؟

یا ورزش میتونه ۱۰تا دراز و نشست باشه، میتونه ۱۰دقیقه پیاده‌روی باشه.

البته کامل نبودن جرات میخواد. چون اون والد سختگیر دیگه پیش تو نیست که هروقت کاری رو انجام میدی بهت بگه: (کافی نیست! اینکه چیزی نیست! چرا انقدر کم؟ چرا از فلانی بهتر نشدی؟ چرا؟ چرا؟ اینکه انقدر خوبه، حیف نیست یه عیب کوچیک داره؟) ولی یه قسمتی از وجودت شده. همونی که «جفری یانگ» بهش میگه «والد درونی شده»، و «فروید» بهش میگه «سوپر ایگو.»
پس بخاطر سخت بودنش بهت حق میدم و هیچ اشکالی نداره اگه نمیتونی آزادانه و خودانگیخته انجامش بدی🫂



خببببب
این از کمک طرحواره‌ها، انگیزش و هیجان به ما میگه که خیلی اعمال ما برخاسته از انگیزه و شناخت ماست.
مثلا: «من میخوام (انگیزه) الان ژورنال روزانم رو بنویسم (عمل)»
متاسفانه ما تو شرایط سخت مجبوریم جهت ماجرا رو برعکس کنیم.
بجای اینکه اول انگیزه و شناخت بیاد و بعد عمل، مجبوریم اول عمل کنیم و کاری انجام بدیم تا انگیزه و شناخت لازمش فراهم بشه.

امیدوارم کمک‌کننده و مفید باشه.❤️‍🔥

#عرفان
  • 🔥 11
  • ❤ 3
  • ❤‍🔥 3
  • 👍 1
  • 🙏 1
  • 🕊 1
Post #14 454
۱. ژورنال نوشتن:
این نوشتن برای این نیست که «حالمون خوب شه.» برای اینه که در هیاهوی این همه ابهام و دروغ، روایتِ شخصیِ خودمون رو از حقیقت گم نکنیم. وقتی می‌نویسید چه حسی دارید، چه چیزی از دست دادین و چطور دارین مقاومت می‌کنید، در واقع به رنجتون سندیت و هویت می‌بخشید.
«تاریخِ شخصیِ خودم را ثبت میکنم. من اینجا بوده ام.»


۲. بازیابیِ «مرزهای کنترل»:
بزرگترین ضربهٔ ابهام و فاجعه اینه که احساس می‌کنیم هیچ کنترلی روی هیچ‌چیز نداریم (شبیه درماندگی آموخته‌شده). برای همین، باید آگاهانه و فعالانه کنترلِ بخش‌های کوچیکی از زندگیمون رو پس بگیریم. این کار میتونه یادگیری یک مهارت باشه؛ حتی پیگیری یک روتین بدنی (مثل ورزش یا آشپزی).
«من هنوز در این قلمروی کوچک، تصمیم گیرنده هستم و عاملیت دارم.»


۳. پیوندهای کوچک اما عمیق:
انزوا در زمان فاجعه، ذهن رو به سمت فروپاشی میبره. معنا در تنهایی مطلق به سختی متولد میشه. پیدا کردنِ حداقل یک آدم امن است خیلی حیاتیه. کسی که مجبور نباشید جلوش تظاهر به قوی بودن کنید. چیزی شبیه به خانواده خودمون.
«من هم همین‌قدر ترسیده و بلاتکلیفم ولی با هم در این مسیر هستیم.»


۴. خشم به عنوان سوختِ حرکت:
جامعهٔ روان‌شناسیِ زرد (کاش تموم شید.🤲🏻) مدام به ما میگه خشم رو خاموش کنیم. اما خشم، انرژی خالص بقاست! وقتی در معرض فاجعه هستیم، خشم طبیعی‌ترین پاسخ ما به بی‌عدالتی و ابهامه. به جای سرکوب کردن یا تبدیل کردنش به خودخوری (که به افسردگی ختم میشه)، باید این انرژی رو به یک خروجیِ فایده‌مند یا خلاقانه تبدیل کنیم. بنویسید، با دست کارهای سنگین انجام بدید، بوکس، موسیقی، باشگاه، توسعه فردی، همشون میتونن مقصد نهایی کانال خشم ما باشن.

#عرفان
  • ❤‍🔥 10
  • ❤ 4
  • 💯 4
  • 👍 1
  • 🕊 1
Post #13 901
دیشب با داستان سوگ ناتماممون و زندگی در ابهام آشنا شدیم؛ داستان همون رولت روسی.
اما چطور در جهانی که قول هیچ چیزی رو به ما نمیده باید نفس بکشیم؟ حقیقت اینه، این آینده چیزی نیست که ما براش نقشه کشیده بودیم.

وقتی تصویر آینده‌ای که توی ذهنت ساختی از بین میره، انگار تمام اون فرداهایی که بهشون تکیه داده بودی، یک‌جا از دست میرن و ما با یک خلأ بزرگ و سرگیجه در مقابل بی‌معنایی روبرو میشیم.
ما سال‌ها با این فرمول بزرگ شدیم که:
«تلاش کن و پشتکار داشته باش تا در آینده به چیزهایی برسی.»


اما وقتی آینده شبیه یک شوخی غیرقابل پیش‌بینی ما رو غافلگیر میکنه، همه اون معنا از دست میره. ما عزادار معناهایی هستیم که جهان قرار بود به ما بده، ولی از ما دریغ کرد.

من اینجا چند گام رو برای حال بهترمون در نظر گرفتم.

اولین گام اینه که به خودمون اجازه بدیم این بی‌معنایی موقت رو سوگواری کنیم. هیچ اشکالی نداره اگه الان نمیدونی مسیر کجاست، معنایی پیدا نمیکنی، یا کل روز رو توی تختت موندی،یا اینقدر توی خونه راه رفتی که وزن کم کردی.🫂

دومین گام فهمیدن اینه که توی این وضعیت، معنا رو باید در مقیاس‌های بسیار کوچک، همین‌جا و در زمان حال خلق کنیم. بی رحمانست! چون معنا خلاصه میشه در کیفیت همین لحظه؛ در شفقت و تحمل شرایط و به آغوش کشیدن کسانی که دوستشون داریم.

حالا میخوام تمرین‌های کوچکی برای تقویت حس امنیت و پایداری روانمون پیشنهاد کنم.
روانشناسی بهشون میگه:
«تمرین های لنگر انداختن در واقعیت.»


#عرفان
  • ❤‍🔥 6
  • ❤ 2
  • 🕊 2
  • 💯 2
Post #12 734
نام نقاشی: سرگردان بر فراز دریای مه
نقاش: کاسپار دیوید فریدریش
تاریخ: حدود ۱۸۱۸
سبک: رمانتیسیسم
کشور: آلمان 🇩🇪


این اثر نمادین‌ترین تصویر از «والایی» در تاریخ هنر است. مردی با قامت استوار و لباس مرتب بر فراز صخره‌ای تند ایستاده و به اقیانوسی از مه خیره شده است. فریدریش با پشت کردن فیگور به ما، دعوتمان می‌کند تا از دریچه چشم او به بی‌کرانگی نگاه کنیم.
در این نقاشی، تضاد میان صخره‌های سخت و تاریک در پیش‌زمینه با مه نرم و روشن در دوردست، نمادی از جدال میان قطعیت حال و ابهام آینده است. مرد در نقطه‌ای ایستاده که راهی به جلو ندارد؛ او در مرز بین زمین سفت و خلأ معلق مانده است. این همان لحظهٔ «بُهت» است؛ جایی که انسان در برابر عظمت هستی و ناشناخته بودن مسیر پیش‌رو، هم احساس قدرت می‌کند (چون بر قله ایستاده) و هم احساس ناچیزی و تنهایی مطلق.

نقل‌قول مرتبط از نیچه:
«آن‌که با هیولاها می‌ستیزد، باید بپاید که خود در این میان هیولا نشود.»

@Psy_RR
  • ❤‍🔥 9
  • ❤ 2
  • 🕊 2
  • 💯 2
  • 🔥 1
Post #11 171
سلام
خوشامد میگم به اعضای جدید خانوادمون❤️‍🔥🫂


و‌ تبریک‌ میگم ۸۰تایی شدن چنلمون رو. به چشم، عدد کوچیکیه ولی شامل زندگی شخصی و مسائل ۸۰ انسان متفاوته. هر یک‌ نفر یک رفیق عزیز و ارزشمنده برای من.

تمام سعیم رو‌ میکنم تا مناسب ترین محتوا رو براتون تهیه کنم که ارزش وقتتون رو داشته باشه🔥

مرسی که اینجا هستین و کیفیت زندگیتون براتون مهمه❤️
  • ❤‍🔥 11
  • 😍 4
  • 🥰 3
  • 💯 2
  • 🕊 1
Post #10
روانشناسے، ریشه و روایت pinned «و اما دغدغه‌ی من چیه؟ روانشناسی نباید فقط برای روانشناس‌ها، درمانگرها یا دانشجوهای این حوزه باشه. جای آدم‌هایی که درد دارن، سر در گمن، خسته‌ان، توی رابطه‌ها آسیب می‌بینن، یا نمی‌دونن از کجا کمک بگیرن، دقیقا کجاست؟؟! کسی که بعد از یک شکست عشقی، درگیر غم،…»
Post #9 709
زندگی چند ماه گذشته‌ی ما، چیزی شبیه بازی رولت روسی! یک شوخی فرسایشی...

وحشت‌زده نیستیم؛ کلافه‌ایم از این‌همه امید و ناامیدی، ترسیدن و آرام شدن.


مدت‌هاست از بی‌خوابی، کار و فشار زندگی خسته‌ایم؛ اما خستگی این چند ماه اخیر یک جنس دیگر دارد: خستگی اینکه مدت‌هاست نمی‌دانیم واقعا باید نگران باشیم یا نه؟

هر روز یک خبر، یک تحلیل، یک شایعه، یک تکذیب، «شاید»، «اما»، «اگر»، «فعلاً»، «خواهیم دید»


شخص کم‌کم نمی‌فهمد باید زندگی کند، یا خودش را برای اتفاقی آماده کند که شاید هرگز پیش نیاید.
مغز انسان برای زندگی کردن در چنین ابهام طولانی‌مدتی ساخته نشده. برای همین دائم می‌پرسیم:
«بالاخره امنم؟»
«می‌توانم برنامه‌ریزی کنم؟»
«شرایط باثبات است؟»


فراموش نکنیم که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت، باثبات بودن شرایط است؛ شرایطی که در آن بتوانیم برای چند ماه آینده برنامه‌ریزی کنیم، به آینده تکیه کنیم و پولمان را جایی سرمایه‌گذاری کنیم. شرایطی که بتوانیم برای سفر، کار، رابطه، بچه‌دار شدن، درس خواندن یا ساختن یک مسیر تازه تصمیم بگیریم.

اما وقتی ثبات از زندگی کم می‌شود، حتی آرامش امروز تبدیل به شکنجه میشود. چون ذهن مدام می‌گوید:
«آرام نباش؛ هر لحظه ممکن است همه‌چیز به فاجعه ختم شود.»


ولی تکلیف آینده چه میشود؟
«آیا می‌توانم پدر/ مادری بشوم که دوست داشتم باشم؟»

«آیا می‌توانم آن هنرمندی بشوم که رؤیایش را داشتم؟»

«آیا مسیر برای من باز می‌شود، یا قرار است تمام انرژی‌ام صرف دوام آوردن و فقط زنده ماندن شود؟»


این‌ها سؤال‌های ساده‌ای نیستند.
چون زیرِ آن‌ها یک سوگِ پنهان جریان دارد: سوگ آینده‌ای که انگار از دستش داده‌ایم.

هنگامی که انسان حس می‌کند نمی‌تواند به آینده دلخواه دست یابد، ممکن است برای چیزی سوگوار شود که هنوز کاملاً از دست نرفته، اما دیگر مثل قبل هم در دسترس نیست. غم چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده، اما از همین حالا حس می‌کنیم داریم آن را از دست می‌دهیم.

هنوز تمام نمیشود؛ زیر همه‌ی این خستگی‌ها، یک سؤال دردناک نیز پنهان شده:
«تقصیر من چه بود؟ چرا من باید زندگی‌ای را تجربه کنم که در آن، حتی امیدوار بودن هم ترسناک، غیرمنصفانه و دردناک است؟ آیا در دنیا عدالتی وجود دارد؟»

شاید برای این سؤال، جوابِ منصفانه‌ای وجود نداشته باشد.
اما یک چیز را میتوان گفت:
تو مقصرِ خسته شدنت نیستی. تو فقط مدت زیادی مجبور بوده‌ای با ابهام زندگی کنی.🫂

فکر میکنم بیشترین کمک در حق خودت، جلوگیری از شدت یافتن علائم آسیب روانی، فرسودگی و یافتن معنا و تعهد به یک هدف باشد؛ چیزی که در روزهای آینده به آن خواهیم پرداخت❤️‍🔥

#عرفان
  • ❤ 7
  • ❤‍🔥 4
  • 🕊 3
  • 👍 2
Post #8 478
نام نقاشی: پسرِ گمشده - The Prodigal Son
نقاش: جان مک‌کالَن سوان - John Macallan Swan
تاریخ: ۱۸۸۸ میلادی
سبک: رئالیسمِ متأخر / نقاشی رواییِ ویکتوریایی با حال‌وهوای نمادگرا
کشور: بریتانیا 🇬🇧
محل نگهداری: تیت، لندن
خلاصهٔ داستان:
اثر از تمثیل انجیلیِ «پسر گمشده» الهام دارد: جوانی که سهم ارثش را می‌گیرد، آن را از دست می‌دهد و در نهایت، تنها و تهی‌دست میان خوک‌ها به حضیض می‌رسد. این لحظه، پیش از بازگشت او نزد پدری است که در داستان، با بخشش پذیرایش می‌شود.


@Psy_RR
  • ❤‍🔥 10
  • ❤ 3
  • 👍 2
Post #7 332
و اما دغدغه‌ی من چیه؟

روانشناسی نباید فقط برای روانشناس‌ها، درمانگرها یا دانشجوهای این حوزه باشه.
جای آدم‌هایی که درد دارن، سر در گمن، خسته‌ان، توی رابطه‌ها آسیب می‌بینن، یا نمی‌دونن از کجا کمک بگیرن، دقیقا کجاست؟؟!

کسی که بعد از یک شکست عشقی، درگیر غم، بی‌انگیزگی و حالات افسردگی شده، چطور باید خودشو بفهمه و کمک بگیره؟
کسی که مدام وارد رابطه‌های سمی میشه، چطور باید الگوی تکراری زندگیش رو بشناسه؟
کسی که احساس شکست خوردگی میکنه و دیگه امیدی به رشد نداره، از کجا باید شروع کنه؟

قرار نیست مسیر برامون آسون یا واضح باشه؛ برای هیچ انسانی این مقدر نشده.

ولی امیدوارم لحظه آشناییت با من، همون جرقه‌ای باشه که احتیاجش داری؛ چراغ قوه‌ای کوچیک برای مسیر خودشناسیمون در کنار هم.☀️

خوش اومدی؛ اینجا قراره فهمیده شی و نه قضاوت.❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥
  • 🔥 8
  • ❤‍🔥 4
  • ❤ 2
  • 🤩 2
  • 👍 1
Post #5 219
ارتباط با من
@Psy_Erfan
  • ❤‍🔥 8
  • 👍 3
Post #4 220
سلام!⚡️

👨🏻‍💻 عرفان اصلانی هستم؛ دانش‌آموخته و فارغ التحصیل کارشناسی آهنگسازی از دانشگاه هنر اصفهان، و از علاقه‌مندان به روانشناسی، و داوطلب کارشناسی ارشد روانشناسی.

❤️‍🔥 این کانال با هدف مطالعه، آموزش و برگزاری کارگاه های کاربردی برای مهارت‌های زندگی و روانشناسی مناسب عموم مردم ایجاد شده.
  • ❤‍🔥 14
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →