TGViewer
Channel Public Channel
Subscribers
4.91K
Photos
1K
Videos
55
Links
127
Recent Posts 15 shown
Post #2002 471
الانوار من کلام
روضة انوار به نام خدای
نقش‌طراز طیق چنبری
پنجره‌سازِ حرمِ شش‌دری
کرمانی، علیه‌الرحمه
به نام خدایی که آسمانِ خمیده را نقش آراست و برای سرای شش‌جهتیِ جهان پنجره ساخت
نگاره نیز با این آغاز زیبا گفت‌وگو می‌کند. در یک برگ، کلام در میان ترنجِ لاجوردی و تذهیبِ زرین جای گرفته و در برگ روبه‌رو، شاهزاده‌بانویی با صراحی در سرلوح حضور دارد. همان رنگ‌ها و نقش‌های تذهیب بر جامه لاجوردی او نیز نقش بسته که می‌تواند یادآور فضای درباری و عاشقانهٔ داستان‌های خمسه باشد. در نسخه‌های مصور شعر فارسی، تصویر بزم و باده می‌تواند بخشی از آرایشِ صفحات آغازین باشد.
یک نسخه دسنویس از خمسۀ خواجوی کرمانی، شامل ۳۴۲ برگ، دوره صفوی، سدهٔ یازدهم هجری قمری، ۱۹٫۶ در ۱۳٫۱ سانتی‌متر، حراجی ساتبیز، فروخته شده در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۰ به بهای ۲۷۵۰۰ پوند.
@PersianPaintings
  • ❤ 8
Post #2001 445
2011_CKS_07987_0178_000kamal_al_din_abul_ata_mahmud_ibn_ali_known.jpg715.1 KB
الانوار من کلام
روضة انوار به نام خدای
نقش‌طراز طیق چنبری
پنجره‌سازِ حرمِ شش‌دری
کرمانی، علیه‌الرحمه
به نام خدایی که آسمانِ خمیده را نقش آراست و برای سرای شش‌جهتیِ جهان پنجره ساخت
نگاره نیز با این آغاز زیبا گفت‌وگو می‌کند. در یک برگ، کلام در میان ترنجِ لاجوردی و تذهیبِ زرین جای گرفته و در برگ روبه‌رو، شاهزاده‌بانویی با صراحی در سرلوح حضور دارد. همان رنگ‌ها و نقش‌های تذهیب بر جامه لاجوردی او نیز نقش بسته که می‌تواند یادآور فضای درباری و عاشقانهٔ داستان‌های خمسه باشد. در نسخه‌های مصور شعر فارسی، تصویر بزم و باده می‌تواند بخشی از آرایشِ صفحات آغازین باشد.
یک نسخه دسنویس از خمسۀ خواجوی کرمانی، شامل ۳۴۲ برگ، دوره صفوی، سدهٔ یازدهم هجری قمری، ۱۹٫۶ در ۱۳٫۱ سانتی‌متر، حراجی ساتبیز، فروخته شده در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۰ به بهای ۲۷۵۰۰ پوند.
@PersianPaintings
  • ❤ 3
Post #2000 848
نبسته‌ای گرهِ عهد بر قبا هرگز
نرفته‌ای به سرِ وعدهٔ وفا هرگز
صائب تبریزی
جوان دلباخته، مهر خود را ابراز می‌دارد، رقم محمد قاسم مصور تبریزی؛ مشهد یا اصفهان، دوره صفوی، نقاشی ۱۹ در ۱۲٫۳ سانتی‌متر، گواش و آبرنگ و طلا بر روی کاغذ، اواخر سده ۱۰ خورشیدی، فروخته شده در حراجی کریستیز به بهای ۱۰۰۸۰۰ پوند.
 این نگاره زیبا که به سبک تک‌‌پیکره‌های مکتب اصفهان کشیده شده جوانی را نشان میدهد که یک گل زنبق و حلقه دستارچه  گره خورده را به شخصی که خارج از کادر قرار دارد تقدیم میکند. سلمان ساوجی گل گشوده را به پنجه سیمین پر از زر تشبیه می‌کند، یعنی خود شکل گل مایه تصویر شاعرانه می‌شود. در این نگاره، تک شاخه زنبق در دست جوان بیش از همه به پیشکشِ مهر و توجه است. در سنت فرهنگی و آداب نگارگری دوره صفویه، این دستمال یا پارچه خاص که شخص در دست می‌گیرد، در اصطلاح دستارچه، مِندیل دست یا مِندیلِ مِجری نامیده می‌شود و معنایی بسیار فراتر از یک تکه پارچه ساده دارد. حلقه دستارچه گره عهد خورده مظهر، وفاداری و عهد ابدی است. بنابراین، آن پارچه گره خورده در دست چپ، سند وفاداری، اهدای گل نشانه غایت ادب در آیین مهرورزی است.
@PersianPaintings
  • ❤ 12
Post #1999 568
جوان دلباخته.jpg3.1 MB
نبسته‌ای گرهِ عهد بر قبا هرگز
نرفته‌ای به سرِ وعدهٔ وفا هرگز
صائب تبریزی
جوان دلباخته، مهر خود را ابراز می‌دارد، رقم محمد قاسم مصور تبریزی؛ مشهد یا اصفهان، دوره صفوی، نقاشی ۱۹ در ۱۲٫۳ سانتی‌متر، گواش و آبرنگ و طلا بر روی کاغذ، اواخر سده ۱۰ خورشیدی، فروخته شده در حراجی کریستیز به بهای ۱۰۰۸۰۰ پوند.
 این نگاره زیبا که به سبک تک‌‌پیکره‌های مکتب اصفهان کشیده شده جوانی را نشان میدهد که یک گل زنبق و حلقه دستارچه  گره خورده را به شخصی که خارج از کادر قرار دارد تقدیم میکند. سلمان ساوجی گل گشوده را به پنجه سیمین پر از زر تشبیه می‌کند، یعنی خود شکل گل مایه تصویر شاعرانه می‌شود. در این نگاره، تک شاخه زنبق در دست جوان بیش از همه به پیشکشِ مهر و توجه است. در سنت فرهنگی و آداب نگارگری دوره صفویه، این دستمال یا پارچه خاص که شخص در دست می‌گیرد، در اصطلاح دستارچه، مِندیل دست یا مِندیلِ مِجری نامیده می‌شود و معنایی بسیار فراتر از یک تکه پارچه ساده دارد. حلقه دستارچه گره عهد خورده مظهر، وفاداری و عهد ابدی است. بنابراین، آن پارچه گره خورده در دست چپ، سند وفاداری، اهدای گل نشانه غایت ادب در آیین مهرورزی است.
@PersianPaintings
  • ❤ 5
Post #1998 701
یکی بر جای ساغر دف گرفته
یکی گلابدان بر کف گرفته
نظامی
بانوی دف‌نواز
یک اثر شیرین منسوب به محمد شیرین‌نگار، رنگ‌روغن روی بوم، به ابعاد ۱۰۰ در ۸۲ سانتی‌متر، در موزه هنرهای زیبای شالوا امیراناشویلی، موزه ملی گرجستان.
بانویی با دستان حنازده، دف را به گونه‌ای در برابر خود گرفته که دایره روشن آن در کنار دامن سرخ قرار گیرد. این دو شکل بزرگ و ساده، ترکیب‌بندی را می‌سازند. نقاش در برابر این سادگیِ کلی، وقت خود را صرف حاشیه‌های جامه، مرواریدها و جواهرها کرده است. جزئیات پایین تابلو نیز دلنشین است؛ بطری و جام شراب، صحنه را به فضای بزم نزدیک می‌کنند.
محمد شیرین‌نگار نقاش سده سیزدهم خورشیدی است. او بیشتر موضوع زنان نوازنده و رقصنده را نقاشی می‌کرد.
A Woman with a Tambourine. “Shirin Painter.” Iran. 1834-1848, Oil on canvas. 100x82 cm. Shalva Amiranashvili State Museum of Fine Arts, Georgian National Museum.
@PersianPaintings
  • ❤ 11
  • 👍 2
Post #1997 768
فرشی کرمان
یک تخته فرش عتیقه کرمان با زمینه‌ای به رنگ عاجی گرم، ترنج مرکزیِ ظریف و نقش‌مایه‌های گل‌دارِ پرجزئیات در طیف‌های ملایمی از رنگ‌های آبی، قرمز و عاجی. دارای امضای «ایران کرمان خزایی». فرشی کم‌‌پرز با بافتی بسیار نرم و لطیف.
۳۲۸ × ۲۴۳ سانتی‌متر
https://www.instagram.com/p/Dc6d4qJOND0/
@PersianPaintings
  • ❤ 20
  • 🔥 3
Post #1996 940
شتر پابسته و ساربانی با دوکی در دست راست
این برگ در مجموعه فریرِ موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین است. موزه آن را برگی جداشده از مرقع، منسوب به بهزاد و مرتبط با هرات در اواخر سده نهم خورشیدی و دوره صفویان معرفی می‌کند؛ اندازهٔ خود نگاره فقط ۱۱٫۵ × ۱۴٫۵ سانتی‌متر است. آبرنگ، گواش و طلا روی کاغذ. دو کتیبه بالای تصویر کار را به استاد بهزاد نسبت می‌دهند، اما موزه واژه منسوب را به کار می‌برد. ساربان هنگام نگهبانی از شتری که پاهای پیشینش بسته شده، از وقت خود برای کاری روزمره استفاده می‌کند. این جزئیات کوچک به صحنه زندگی می‌دهد، شتر با دهان گشوده و گردن کشیده بی‌قرار به نظر می‌رسد، در حالی که ساربان با آرامش سرگرم کار خویش است. تضاد حرکت جانور و سکون مرد، چشم را میان آن دو رفت‌وبرگشت می‌دهد. در پوشش شتر هم دقت دل‌انگیز دیده می‌شود حاشیه گلدار سیاه و آبی، زمینه سرخ، آویزها و زنگ زیر گردن. به نظر نگارگر عمداً این شتر را چون موجودی با شخصیت مستقل تصویر کرده است. ساربان کوچک‌تر است و کنار تصویر ایستاده و حالت دست‌هایش داستان لحظه را کامل می‌کند.
@PersianPaintings
  • ❤ 18
  • 👏 1
Post #1995 839
شتر بهزاد.jpg19.9 MB
شتر پابسته و ساربانی با دوکی در دست راست
این برگ در مجموعه فریرِ موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین است. موزه آن را برگی جداشده از مرقع، منسوب به بهزاد و مرتبط با هرات در اواخر سده نهم خورشیدی و دوره صفویان معرفی می‌کند؛ اندازهٔ خود نگاره فقط ۱۱٫۵ × ۱۴٫۵ سانتی‌متر است. آبرنگ، گواش و طلا روی کاغذ. دو کتیبه بالای تصویر کار را به استاد بهزاد نسبت می‌دهند، اما موزه واژه منسوب را به کار می‌برد. ساربان هنگام نگهبانی از شتری که پاهای پیشینش بسته شده، از وقت خود برای کاری روزمره استفاده می‌کند. این جزئیات کوچک به صحنه زندگی می‌دهد، شتر با دهان گشوده و گردن کشیده بی‌قرار به نظر می‌رسد، در حالی که ساربان با آرامش سرگرم کار خویش است. تضاد حرکت جانور و سکون مرد، چشم را میان آن دو رفت‌وبرگشت می‌دهد. در پوشش شتر هم دقت دل‌انگیز دیده می‌شود حاشیه گلدار سیاه و آبی، زمینه سرخ، آویزها و زنگ زیر گردن. به نظر نگارگر عمداً این شتر را چون موجودی با شخصیت مستقل تصویر کرده است. ساربان کوچک‌تر است و کنار تصویر ایستاده و حالت دست‌هایش داستان لحظه را کامل می‌کند.
@PersianPaintings
  • ❤ 7
Post #1994 1.06K
PersianPainting بیار آنچه داری ز مردیّ و زور که دشمن به پای خود آمد به گور گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت تک برگ از نسخه‌ای از گلستان، هرات دوره تیموری، حدود ۱۴۹۰ میلادی برابر ۸۶۹ خورشیدی، آبرنگ گواش و طلا بر کاغذ؛ به اندازهٔ ۲۸٫۴ × ۲۰٫۳ سانتی‌متر؛ مجموعهٔ فریر. این…
بیار آنچه داری ز مردیّ و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت
تک برگ از نسخه‌ای از گلستان، هرات دوره تیموری، حدود ۱۴۹۰ میلادی برابر ۸۶۹ خورشیدی، آبرنگ گواش و طلا بر کاغذ؛ به اندازهٔ ۲۸٫۴ × ۲۰٫۳ سانتی‌متر؛ مجموعهٔ فریر.
این نگاره لحظهٔ بسیار هوشمندانه‌ای از حکایت را انتخاب کرده است لحظه‌ای که دو راهزن از کمین بیرون آمده‌اند، اما هنوز گریز آغاز نشده است. نقاش نتیجه را به ما نشان نمی‌دهد؛ می‌گذارد از رفتار مردمان دریابیم که ادعای پهلوانی جوان در برابر خطر واقعی چه سرنوشتی خواهد داشت.
در پایینِ چپ، یکی از راهزنان پشت تخته‌سنگ پنهان است و دیگری با چوبی در دست از پناه بیرون می‌آید. در سوی راست، سعدی رو به آنان ایستاده و جوانِ مدعی آبی‌پوشش بالاتر، بر سنگی قرار گرفته است. سعدی با دست راهزنان را نشان جوان میدهد، گویی پرسش سعدی را مجسم می‌کند: «چه پایی؟» اکنون وقت نشان دادن مردی و زور است.
درخت بزرگ بی‌برگ نیز با شاخه‌های پیچیده‌اش فضای راه را خشک و ناامن جلوه می‌دهد. در نمای نزدیک، دو تخم در لانه دیده می‌شود، مار از تنه به سوی آن بالا می‌رود و پرندگان پیرامون لانه‌اند؛ یکی بر فراز آن خم شده و گویی خطر را دیده است. افزودن این صحنه به نگاره که در متن حکایت نیست شاید برای تداعی بیشتر لحظه خطر باشد. دیوار آجریِ نیمه‌ویران در چپ هم همین احتیاط را می‌طلبد. بخشی از صحنه‌پردازیِ راهی متروک و پرخطر.
حضور الاغِ بارکش و مردی که آن را هدایت میکند، صحنه را از یک رویارویی ساده فراتر می‌برد سفر، بار و زندگی معمول راه نیز در معرض خطرند. زیباییِ این برگ در همین است که پند سعدی را به صورت حکم خشک تصویر نمی‌کند؛ پیش از فروریختن ادعای جوان، سکوت کوتاه روبه‌رو شدن با واقعیت را نشان می‌دهد.
متن حکایت
سالی از بلخِ بامیانم سفر بود و راه حرامیان، پر خطر. جوانی به بدرقه همراه من شد، سپربازِ چرخ‌انداز، سلحشورِ بیش‌زور که به ده مردِ توانا کمانِ او زه کردند و زورآورانِ روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی. ولیکن چنان که دانی مُتَنَعِّم بود و سایه‌پرورده؛ نه جهاندیده و سفر کرده. رعدِ کوس دلاوران به گوشش نرسیده و برق شمشیر سواران ندیده.
نیفتاده بر دست دشمن اسیر
به گِردش نباریده بارانِ تیر
اتفاقاً من و این جوان هر دو در پی هم دوان. هر آن دیوار قدیمش که پیش آمدی به قوّت بازو بیفکندی و هر درخت عظیمی که دیدی به زور سرپنجه برکندی و تفاخرکنان گفتی:
پیل کو تا کتف و بازوی گُردان بیند؟
شیر کو تا کف و سر پنجهٔ مردان بیند؟
ما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند. به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر، کلوخ کوبی. جوان را گفتم: چه پایی؟
بیار آنچه داری ز مردیّ و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و بر استخوان می لرزد.
نه هر که موی شکافد به تیر جوشنخای
به روز حمله جنگاوران بدارد پای
چاره جز آن ندیدیم که رخت و سلاح و جامه‌ها رها کردند و جان به سلامت بیاوردیم.
به کارهای گران مرد کاردیده فرست
که شیر شرزه در آرد به زیر خَمّ کمند
جوان اگر چه قوی‌یال و پیلتن باشد
به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند
نبرد پیش مصاف‌آزموده معلوم است
چقدر که مسئله شرع پیش دانشمند
Sa'di and the two Indian robbers; folio from a Gulistan (Rose garden) by Sa'di
ca. 1490
Timurid period
Herat
Opaque watercolor, ink and gold on paper
Freer Gallery of Art Collection
@PersianPaintings
  • ❤ 4
  • 👍 4
Post #1993 879
بیار آنچه داری ز مردیّ و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت
تک برگ از نسخه‌ای از گلستان، هرات دوره تیموری، حدود ۱۴۹۰ میلادی برابر ۸۶۹ خورشیدی، آبرنگ گواش و طلا بر کاغذ؛ به اندازهٔ ۲۸٫۴ × ۲۰٫۳ سانتی‌متر؛ مجموعهٔ فریر.
این نگاره لحظهٔ بسیار هوشمندانه‌ای از حکایت را انتخاب کرده است لحظه‌ای که دو راهزن از کمین بیرون آمده‌اند، اما هنوز گریز آغاز نشده است. نقاش نتیجه را به ما نشان نمی‌دهد؛ می‌گذارد از رفتار مردمان دریابیم که ادعای پهلوانی جوان در برابر خطر واقعی چه سرنوشتی خواهد داشت.
در پایینِ چپ، یکی از راهزنان پشت تخته‌سنگ پنهان است و دیگری با چوبی در دست از پناه بیرون می‌آید. در سوی راست، سعدی رو به آنان ایستاده و جوانِ مدعی آبی‌پوشش بالاتر، بر سنگی قرار گرفته است. سعدی با دست راهزنان را نشان جوان میدهد، گویی پرسش سعدی را مجسم می‌کند: «چه پایی؟» اکنون وقت نشان دادن مردی و زور است.
درخت بزرگ بی‌برگ نیز با شاخه‌های پیچیده‌اش فضای راه را خشک و ناامن جلوه می‌دهد.
@PersianPaintings
  • ❤ 10
Post #1992 872
در تأثیر تربیت.jpg15.4 MB
بیار آنچه داری ز مردیّ و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت
تک برگ از نسخه‌ای از گلستان، هرات دوره تیموری، حدود ۱۴۹۰ میلادی برابر ۸۶۹ خورشیدی، آبرنگ گواش و طلا بر کاغذ؛ به اندازهٔ ۲۸٫۴ × ۲۰٫۳ سانتی‌متر؛ مجموعهٔ فریر.
این نگاره لحظهٔ بسیار هوشمندانه‌ای از حکایت را انتخاب کرده است لحظه‌ای که دو راهزن از کمین بیرون آمده‌اند، اما هنوز گریز آغاز نشده است. نقاش نتیجه را به ما نشان نمی‌دهد؛ می‌گذارد از رفتار مردمان دریابیم که ادعای پهلوانی جوان در برابر خطر واقعی چه سرنوشتی خواهد داشت.
در پایینِ چپ، یکی از راهزنان پشت تخته‌سنگ پنهان است و دیگری با چوبی در دست از پناه بیرون می‌آید. در سوی راست، سعدی رو به آنان ایستاده و جوانِ مدعی آبی‌پوشش بالاتر، بر سنگی قرار گرفته است. سعدی با دست راهزنان را نشان جوان میدهد، گویی پرسش سعدی را مجسم می‌کند: «چه پایی؟» اکنون وقت نشان دادن مردی و زور است.
درخت بزرگ بی‌برگ نیز با شاخه‌های پیچیده‌اش فضای راه را خشک و ناامن جلوه می‌دهد.
@PersianPaintings
  • ❤ 10
Post #1991 1.14K
بانویی با دستان حنازده و جام شراب
دو نقاشی پشت‌شیشه، قرینه، سده سیزدهم خورشیدی، گواش روی شیشه، هر تصویر حدود ۲۶٫۶ در ۱۹ سانتی‌متر. این اثر که به قیمت ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ پوند در حراجی ساتیبیز به فروش رسیده است، سابقه فروش در کریستیز لندن در سال ۱۳۷۷ خورشیدی را نیز دارد. توضیحی درباره نام نقاش ارائه نشده است. پرنده یا احتمالاً طوطی می‌تواند نماد عاشق باشد که از جام می معشوق مست می‌شود. پرنده جانشین لطیف و پوشیده عاشق است.
TWO REVERSE GLASS MIRROR PAINTINGS, PERSIA, 19TH CENTURY
paintings: 26.6 by 19cm.with frame: 38.5 by 28.3cm.
gouache on glass, framed
Provenance
Christie’s London, 28 April 1998, lot 103
@PersianPaintings
  • ❤ 15
  • 🔥 4
Post #1990 1.27K
PersianPainting گرز بهرام این نقش‌برجسته به بهرام دوم، شاه ساسانی، در سدهٔ سوم میلادی نسبت داده می‌شود. در سمت چپ، شاه با تاج ویژهٔ بال‌دارش بر اسب نشسته و در سمت راست، گروهی با پوشاک عربی همراه با اسب و شتر یک‌کوهانه (مهم‌ترین نشانهٔ ارتباط آنان با نواحی عربی) دیده می‌شوند.…
گرز بهرام
این نقش‌برجسته در تنگ چوگان شهر بیشاپور کازرون واقع شده است و به بهرام دوم، شاه ساسانی، در سدهٔ سوم میلادی نسبت داده می‌شود. در سمت چپ، شاه با تاج ویژهٔ بال‌دارش بر اسب نشسته و در سمت راست، گروهی با پوشاک عربی همراه با اسب و شتر یک‌کوهانه (مهم‌ترین نشانهٔ ارتباط آنان با نواحی عربی) دیده می‌شوند. این اثر را میتوان با احتیاط به‌عنوان دیدار شاه با هیئتی شش‌نفره یاد کرد که حیوانات را شاید به‌عنوان خراج آورده‌اند ولی زمینهٔ تاریخی دقیق اثر معلوم نیست. عنوان رایجِ پیروزی بهرام بر اعراب معنای سیاسی اثر را می رساند. در اینجا نه پیکر کشته‌ای می‌بینیم، نه اسیر دست‌بسته و نه شاهی که دشمن را زیر سم اسب افکنده باشد. اسب پای پیشین را بلند کرده، اما حرکتش تند و جنگی نیست. این حالت بیشتر یادآور حرکت کنترل‌شدهٔ اسب در یک نمایش رسمی است.
ترکیب این نقش برجسته از سه بخش بسیار حساب‌شده تشکیل شده است. شاه و اسب در سمت چپ، سردار یا بزرگ‌زادهٔ ایرانی در میانه، هیئت و حیوانات در سمت راست، بهرام از دیگران فاصله دارد. همین فضای نسبتاً باز پیرامون او، شکلی از حریم شاهانه می‌سازد.
حرکت نگاه از تاج بلند بهرام آغاز می‌شود، از صورت و بازوی او به سر اسب می‌رسد، سپس از فضای میانی به چهرهٔ سردار منتقل می‌شود و سرانجام در امتداد ردیف سرهای انسان‌ها و حیوانات بالا می‌رود. در سمت راست، سر شترها، اسب و افراد در چند ارتفاع قرار گرفته‌اند. پس بدون آنکه حجّار مجبور باشد همهٔ بدن‌ها را نمایش دهد، احساس یک هیئت پرشمار را پدید می‌آورد. جهت همهٔ حرکت‌ها نیز به سوی شاه است. پیکرهٔ ایستادهٔ میانی رو به شاه دارد. سر اسب میانی رو به شاه دارد. صف افراد به جانب چپ متمایل شده است و این جریان ترکیب را به سوی بهرام بازمی‌گردانند. پس شاه اگرچه در کنارهٔ صحنه قرار دارد، از نظر معنایی مرکز واقعی اثر است. قدرت این نقش‌برجسته در نمایش خشونت نیست، بلکه در نمایش اقتدار بدون نیاز به خشونت است.
خط عمیق و ویرانگر افقی که تقریباً از میانهٔ تمام صحنه گذشته، بخش بزرگی از دست‌ها، تنهٔ حیوانات و ارتباط طبیعی پیکره‌ها را از میان برده است. این آسیب حاصل آبراهه‌ای است که از روی نقش گذشته است.
@PersianPaintings
  • ❤ 11
  • 👍 2
Post #1984 1.21K
گرز بهرام
این نقش‌برجسته به بهرام دوم، شاه ساسانی، در سدهٔ سوم میلادی نسبت داده می‌شود. در سمت چپ، شاه با تاج ویژهٔ بال‌دارش بر اسب نشسته و در سمت راست، گروهی با پوشاک عربی همراه با اسب و شتر یک‌کوهانه (مهم‌ترین نشانهٔ ارتباط آنان با نواحی عربی) دیده می‌شوند. این اثر را میتوان با احتیاط به‌عنوان دیدار شاه با هیئتی شش‌نفره یاد کرد که حیوانات را شاید به‌عنوان خراج آورده‌اند ولی زمینهٔ تاریخی دقیق اثر معلوم نیست. عنوان رایجِ پیروزی بهرام بر اعراب معنای سیاسی اثر را می رساند. در اینجا نه پیکر کشته‌ای می‌بینیم، نه اسیر دست‌بسته و نه شاهی که دشمن را زیر سم اسب افکنده باشد. فضای نسبتاً باز پیرامون بهرام، شکلی از حریم شاهانه می‌سازد. پیکرهٔ ایستادهٔ میانی رو به شاه دارد. سر اسب میانی رو به شاه دارد. صف افراد به جانب چپ متمایل شده است. پس شاه اگرچه در کنارهٔ صحنه قرار دارد، از نظر معنایی مرکز واقعی اثر است. قدرت این نقش‌برجسته در نمایش خشونت نیست، بلکه در نمایش اقتدار بدون نیاز به خشونت است.
خط عمیق و ویرانگر افقی که بخش بزرگی از نقش برجسته را از میان برده حاصل آبراهه‌ای است که از روی نقش گذشته است.
@PersianPaintings
  • ❤ 17
  • 🔥 1
Post #1983 1.16K
قطعهٔ مخمل ابریشمی نقش‌دار، با زمینهٔ بی‌پرز، پودهای فلزی و حلقه‌های برجستهٔ فلزی.
این پارچه از شگفت‌انگیزترین نمونه‌های تبدیل زبان نگارگری صفوی به بافت است. خلوت‌بودن زمینه، حرکت نرم قامت‌ها، گل‌های منفرد و چهره‌های آرام دقیقاً یادآور مرقعات اصفهانی‌اند، اما نور متغیر رشته‌های فلزی کیفیتی به آن می‌بخشیده که هیچ نگارهٔ کاغذی نمی‌توانسته ایجاد کند.
این تصویر واقع‌گرایانهٔ شکار نیست. جامه‌های گران‌بها، گردن‌بندها، حرکات آرام و خمیده و محیط پرگل، صحنه را به تصویری اشرافی و شاعرانه تبدیل کرده است. شکار در شعر و هنر ایرانی غالباً استعاره‌ای از عشق نیز هست؛ معشوق شکارچی است و عاشق، شکار او. پرندهٔ شکاری، دام، بند و تعقیب می‌توانند هم‌زمان معنایی درباری و عاشقانه داشته باشند.
موزه آن را پارچه‌ای ایرانی از دورهٔ صفوی، متعلق به حدود ۱۶۴۰ تا ۱۶۷۰ میلادی، یعنی تقریباً ۱۰۱۹ تا ۱۰۴۹ خورشیدی معرفی می‌کند. این اثر در سال ۱۳۸۸ خورشیدی در حراجی ساتبیز به بهای ۲۵۰٬۰۰۰ تا ۳۵۰٬۰۰۰ دلار به فروش رسیده و امروز در موزه قطر نگهداری می‌شود.  
@PersianPaintings
  • 👍 8
  • ❤ 7
  • 👏 1
Older posts →

About this channel

How can I read @persianpaintings without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for PersianPainting: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does PersianPainting have?
PersianPainting (@persianpaintings) has 4.91K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does PersianPainting know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →