TGViewer
Channel Public Channel
پارسی پژوهی | Persian Studies

پارسی پژوهی | Persian Studies

@persian_studies

پاینده ایران

مطالعه متون و اسناد تمدن و مردمان پارسی از آغاز جهان هندو‌ایرانی تا فتوحات اسلام و معاصر، از شرق تا غرب.

از این کانال حمایت کنید:
https://t.me/boost/Persian_Studies
گپ:
@Persian_Studies_GP
خصوصی:
https://t.me/Persian_Studies?direct
Subscribers
452
Photos
298
Videos
2
Links
17
Recent Posts 11 shown
Post #532 355
پارسی پژوهی | Persian Studies گویش‌های تاجیکی موضوع پژوهش حاضر هستند و در فصل بعد دربارهٔ پراکندگی جغرافیایی آن‌ها بحث خواهد شد.
گستردگی گویش های فارس/گویش های تاجیکی به نقل از ویندفور

۱. منطقهٔ ساحلی بوشهر، تنگستان، دشتستان و دشتی

گویش بوشهری که عناصر فارسی قابل‌توجهی در آن وجود دارد به‌اختصار از سوی جمال زیانی توصیف شده است. او یک گفت‌وگو و نیز صرف کامل یک فعل («آمدن») را ارائه می‌کند همچنین داده‌های واژگانی و دستوریِ مقایسه‌ای از گویش همسایهٔ صحرا‌یی در شبه‌جزیره و از گویش محاوره‌ای شیراز در اثر او آمده است.

اُمان در بوشهر تنها زبان فارسی را یافت، اما به وجود گویش‌های تاجیکی در تنگستان اشاره کرد، داده‌هایی منتشرنشده از ریشهر در جنوب بوشهر و نیز از تنگستان وجود دارد که آندریاس آن‌ها را گردآوری کرده است.

محمدامین ادیب طوسی و مورگن‌شتیرنه نیز به وجود گویش‌هایی در دشتستان اشاره کرده‌اند این گویش‌ها در خارج از شهرها و در امتداد جادهٔ بوشهر به سمت شمال در نواحی برازجان و کمارج در جنوب کازرون رواج داشته‌اند آنان چند نمونهٔ زبانی نیز ارائه کرده‌اند.
محمدمهدی جعفری (۱۹۸۲) دو بیت به گویش دشتی آورده است تا از این فرضیه حمایت کند که شمس پُسِ ناصر شیرازی شاعر گویشیِ قرن پانزدهم میلادی اصالتاً اهل دشتی بوده است هرچند این شواهد تا حدی ضعیف‌اند.
منوچهر آتشی (۱۳۳۹/۱۹۵۰) یادداشت‌هایی کوتاه دربارهٔ گویش‌های دشتی و دشتستانی ارائه کرده است، ح. عرفان (صفحات ۲۱–۲۲)، بدون ارائهٔ داده‌های زبانی، گویش‌های زیر را از یکدیگر متمایز می‌کند:

• دشتستانی
• تنگستانی، که تنگسیری نیز نامیده می‌شود و در آن زیرگویشی غربی یا ساحلی نیز تشخیص داده شده است.
• دشتی، که دشتیاتی نیز نامیده می‌شود.
• بردستانی، در نواحی جنوبی‌تر.

۲. مناطق کوهستانی کوهمرهٔ نودان، کوهمرهٔ جروق و کوهمره سرخی

این مناطق از شمال کازرون تا جنوب‌غربی شیراز امتداد دارند گویش‌ها در این نواحی بهتر از سایر مناطق حفظ شده‌اند.

مان (۱۹۰۹) بحثی مفصل دربارهٔ مقایسهٔ تاریخی این گویش‌ها ارائه می‌کند و توصیف، دستور زبان و متون گویش‌های زیر را در بر می‌گیرد:

• سمغان (Somḡān / Somḡūn): متون در صفحات ۵۹ تا ۸۱.
• ماسَرَم (Māsaram): متون در صفحات ۸۱ تا ۸۹.
• پاپون (Pāpūn): متون در صفحات ۸۹ تا ۹۱.
• بورنجان (Būrenjān): متون در صفحات ۹۱ تا ۱۲۷.

ح. موسوی (۱۹۸۳، صفحات ۳۶–۹۰، ۱۱۳–۱۸۲ و ۱۸۳–۱۸۵) حدود دویست عبارت و گفتهٔ کوتاه، اصطلاحات توضیح‌داده‌شده و واژگان گویش گاوشک را گردآوری کرده است. او همچنین در سال ۱۹۹۳ فرهنگ لغتی جداگانه، همراه با یادداشت‌هایی دربارهٔ این گویش، منتشر کرد.

یادداشت‌های منتشرنشده‌ای نیز از آندریاس در دست است.

ع. شهبازی (صفحات ۱۹۲–۱۹۸) واژگانی از گویش ایل کوه‌نشین سرخی را ارائه کرده است که بخشی از آن‌ها شامل صورت‌های فعلی است. این ایل در کوه‌مرهٔ سرخی، در جنوب‌غربی شیراز، سکونت دارد و حدود ۱۵۰ سال پیش از دشتی به این منطقه مهاجرت کرده است.

گویش دوان، در شمال کازرون، به‌اختصار از سوی مورگن‌شتیرنه (۱۹۶۰، صفحات ۱۲۳–۱۲۹)، چنگیز حسام‌زاده، عباس سلمی و عبدالنبـی سلامی بررسی شده است.

علی‌اشرف صادقی (۱۹۸۸) نظام آوایی این گویش را مشخص کرد. حمید محامدی (۱۹۹۴) نیز توصیفی موجز از آن ارائه داده است. محامدی پیش‌تر یادداشت‌هایی دربارهٔ نظام فعلی این گویش منتشر کرده بود (۱۹۷۹، صفحات ۲۷۹–۲۸۳) و در سال ۱۹۸۲ نیز روایت محلیِ منحصربه‌فردی از داستان رستم و اسفندیار را منتشر کرد.

۳. روستاهای واقع در مسیر اردکان به شیراز

مان (۱۹۰۹) داده‌هایی پراکنده دربارهٔ گویش‌های اردکان و روستاهای خُلار و قلات (کلات) ارائه کرده است. این داده‌ها از یادداشت‌های منتشرنشدهٔ آندریاس گرفته شده‌اند.

ایوانوف (۱۹۳۵، صفحات ۶۲–۶۳ و ۷۶–۷۷؛ بر اساس پژوهش‌های او در فارس در سال ۱۹۲۸) صورت‌های گویش اردکانی را در دو جدول مقایسه‌ای دربارهٔ ضمایر و شناسه‌های شخصی در گویش‌های ایرانی غربی ذکر کرده است.

مهین جلیلی (۱۹۷۹) ضمایر و نظام پایهٔ فعل در گویش اردکانی را معرفی کرده است. پژوهش او بر حدود ۱۵۰ صفحه یادداشت میدانی استوار است که در دوران تحصیلش در مؤسسهٔ آسیایی شیراز گردآوری کرده بود.

۴. روستاهای دشتک، امامزاده اسماعیل و کُندازی در دهستان اَبرج، در شرق اردکان

رومَسکویچ (۱۹۲۴) دو متن کوتاه از گویش امامزاده اسماعیل منتشر کرد که در سال ۱۹۱۲ در تهران ثبت شده بودند.

مورگن‌شتیرنه (۱۹۶۰، صفحات ۱۲۱–۱۲۲) یادداشت‌هایی مختصر دربارهٔ دستور زبان گویش کُندازی ارائه کرده است.

ایوانوف (۱۹۳۵) نیز ضمایر شخصی و شناسه‌های گویش دشتکی را در دو جدول مقایسه‌ای خود آورده است.

Windfuhr, Gernot L.. "FĀRS viii. Dialects." Encyclopaedia Iranica. Published December 15, 1999.

@Persian_Studies
  • ❤ 11
Post #526 326
علت نام‌گذاری گویش‌‌های فارس به گویش‌های تاجیکی، توسط اُ. مان، و تقابل با لری

در شمار قابل‌توجهی از روستاها که بیشتر آن‌ها از راه‌های اصلی ارتباطی و رفت‌وآمد دور افتاده‌اند بی‌تردید گویش‌های کهنی حفظ شده‌اند که در خود فارس همگی با نام مشترک تاجیکی (Tâjiki) شناخته می‌شوند.

این گویش‌ها از نظر چگونگی کاربرد و تحول آواها کاملاً با زبان نوشتاری فارسی مطابقت دارند البته به‌استثنای تأثیرات طبیعی تحول زبان مانند ساییدگی و تضعیف آواها حذف برخی آواها کوتاه‌شدن واکه‌ها و تغییرات مشابه دیگر زبان نوشتاری یعنی «فارسی معیار» یا زبان ادبی تا اندازه‌ای آن را از این تحولات مصون نگه داشته است.

گویش‌های تاجیکی موضوع پژوهش حاضر هستند و در فصل بعد دربارهٔ پراکندگی جغرافیایی آن‌ها بحث خواهد شد.

مردم در گفتار روزمره تاجیکی را که مجموعه‌ای متنوع و رنگارنگ از گویش‌هاست در تقابلی آشکار با لُری قرار می‌دهند لری زبان طوایف لرِ ساکن فارس از جمله ممسنی‌ها و کهگیلویه‌ای‌هاست.

O. Mann, Die Tājīk-Mundarten der Provinz Fārs, Berlin,1909.

@Persian_Studies
  • ❤ 11
Post #524 204
قشم، جمعیت ممکن است به ۳۰۰۰ نفر برسد و شامل ۱۰۰ خانوار پارسی باشد که ۸ خانوار از آن‌ها عوضی هستند و ۲ خانوار زرگر‌، بقیه مردم عرب‌هایی از همان طوایفی هستند که سایر بخش‌های جزیره را اشغال کردند.

Gazetteer of the Persian Gulf. Vol. II. Geographical and Statistical. J G Lorimer. 1908' [‎1557] (1674/2084), British Library: India Office Records and Private Papers,IOR/L/PS/20/C91/4, in Qatar Digital Library.

@Persian_Studies
  • ❤ 13
Post #523 290
بندر لنگه، ساکنان این منطقه عمدتاً پارسیانی از طوایف مختلف هستند که تبار خود را به لار، گله‌دار و دیگر مناطق داخلی نسبت می‌دهند بااین‌حال طوایف عرب نیز در این منطقه حضور دارند از جمله آل‌علی و مرزوق

Gazetteer of the Persian Gulf. Vol. II. Geographical and Statistical. J G Lorimer. 1908' [‎1089] (1172/2084), British Library: India Office Records and Private Papers,IOR/L/PS/20/C91/4, in Qatar Digital Library.
@Persian_Studies
  • ❤ 10
Post #522 297
ساکنان ناحیهٔ شمیل از نژاد پارسی هستند اما احتمالاً اختلاط قابل‌توجهی از خون بلوچ و عرب نیز در میان آنان وجود دارد. زبان رایج در سراسر این ناحیه پارسی است و هرچه از بندرعباس دورتر شویم خلوص این زبان بیشتر می‌شود. زبان عربی تقریباً برای مردم این منطقه قابل‌فهم نیست

'Gazetteer of the Persian Gulf. Vol. II. Geographical and Statistical. J G Lorimer. 1908' [‎1701] (1824/2084), British Library: India Office Records and Private Papers,IOR/L/PS/20/C91/4, in Qatar Digital Library

@Persian_Studies
  • ❤ 10
Post #521 391
اکثریت ساکنان منطقه میناب را پارسیانی با تبار آمیخته تشکیل می‌دهند که در میان آنان تبار بلوچ بر دیگر عناصر خارجی غلبه دارد.(۱) بقیه جمعیت عمدتاً بلوچ‌های اصیل یا عرب‌هایی هستند که گمان می‌رود از بحرین و مناطق دیگر مهاجرت کرده باشند جمعیت کل منطقه با احتساب ساکنان دائمی شهر میناب حدود ۲۶ هزار نفر برآورد می‌شود.

زبان منطقه گویشی محلی متشکل از فارسی، عربی و بلوچی است که واژگان فارسی در آن غلبه دارند.

۱. چون به انگلیسی بریتیش قرن ۲۰ هست، کسی که انگلیسی درست بلد نباشه شاید دچار اشتباه بشه و فک کنه تبار مردم میناب اکثریت بلوچ هست، نویسنده هسته اصلی رو پارسی میدونه، که تبار امیخته دارند، ولی در بین این تبار امیخته بلوچ اکثریته، یعنی مقایسه بین تبار های خارجی هست و هسته اصلی شامل نیست، همونطور که در اخر خطم گفته میشه “عناصر خارجی”.

'Gazetteer of the Persian Gulf. Vol. II. Geographical and Statistical. J G Lorimer. 1908' [‎1210] (1315/2084), British Library: India Office Records and Private Papers,IOR/L/PS/20/C91/4, in Qatar Digital Library.

@Persian_Studies
  • ❤ 11
Post #520 421
آنتونیو تنریرو (۱۵۲۰–۱۵۲۷ میلادی) جهانگرد پرتغالی، درباره زبان مردم هرمز:

«ساکنان شهر پیرو آیین محمدی‌اند آنان پارسی و عرب هستند و به زبان‌های عربی و پارسی سخن می‌گویند. اعراب رنگ پوست سیاه‌تری دارند درحالی‌که پارسیان سفیدپوست و خوش‌اندام‌اند.

همگی به لذت‌جویی گرایش دارند چه در خوردن و آشامیدن و چه در دیگر خواهش‌های جسمانی به‌ویژه در امور جنسی آنان چنان سوارکاران ماهری هستند که بازی چوگان را بر پشت اسب انجام می‌دهند.

از نظر سرشت مردمی موسیقی‌دوست‌اند و هم در گفتار و هم در نواختن سازها استعداد دارند در سرودن شعر و روایت منظوم مهارت فراوان دارند و به خواندن داستان‌های کهن و نیز دیگر هنرها و مهارت‌های پسندیده علاقه‌مندند.

آنان نسبت به زنان خود بسیار غیرتمند و حساس‌اند، زنان به‌ندرت از خانه بیرون می‌روند و هرگاه بیرون بروند سراسر بدن خود را با پارچه‌ای بزرگ شبیه ملحفه می‌پوشانند که سوراخ‌هایی برای دیدن دارد.

زنان و مردان هر دو لباس‌های بسیار آراسته‌ای می‌پوشند در زمستان قبای ابریشمیِ آستردار به تن می‌کنند و شنل‌هایی از پارچه سرخِ گران‌بها و دیگر پارچه‌های ظریف بر دوش می‌اندازند. در تابستان لباس‌هایی از پارچه کتان بسیار نازک می‌پوشند و پیراهن و شلوار زیرین آنان نیز از همین پارچه ساخته شده است.

کفش‌های آنان از چرم یا ابریشم است و نوک آن‌ها اندکی برآمده و رو به بالا است بر سر دستارهای سفید می‌بندند که روی کلاه‌های سرخ‌رنگ قرار می‌گیرد کلاه‌هایی که بر بالای آن‌ها زائده‌هایی سرخ‌رنگ و لوله‌مانند دیده می‌شود.

همان‌گونه که در پوشاک آراسته‌اند در جنگ‌افزار نیز به‌خوبی مجهزند سلاح‌های آنان عبارت‌اند از شمشیرهای دولبه یا تیغه‌دار، خنجرها، کمان‌های ترکی و تیرها آنان تیراندازانی بسیار ماهرند.

سپرهایی دارند که آن‌ها را «کوسوس» (cofos) می‌نامند و از ابریشم و پنبه ساخته شده‌اند این سپرها چنان محکم‌اند که هیچ تیری از آن‌ها عبور نمی‌کند. در زمان صلح نیز همواره این سلاح‌ها را همراه دارند اما در هنگام جنگ نیزه‌ها و زره‌های دفاعی ساخته‌شده از ورقه‌های آهن و فولاد را نیز به تجهیزات خود می‌افزایند.»

Baião, A. (Ed.). (1923). Itinerarios da India a Portugal por terra. Imprensa da Universidade de Coimbra.

@Persian_Studies
  • ❤ 11
Post #518 403
توران‌شاه بن قطب‌الدین (۱۳۷۸ میلادی)، پادشاه هرمز، درباره زبان مردم هرمز(هرمز بزرگ؟):

مردم هرمز بیشتر سفیدپوست و خوش‌اندام هستند مردانشان مؤدب و خوش‌رفتارند و زنانشان خوش‌چهره‌اند. همهٔ آنان فارسی سخن می‌گویند هرچند نه از بهترین نوع، همهٔ بومیان مسلمان هستند برخی شیعیانی‌اند که از علی پیروی می‌کنند و برخی دیگر سنیانی که از محمد پیروی می‌کنند و پادشاه نیز از همین گروه اخیر است.

مسیحیان بسیاری نیز در آنجا هستند پرتغالی‌ها، ارمنی‌ها، گرجی‌ها، یعقوبی‌ها و نسطوریان.

همچنین شمار زیادی غیرمسلمان زندگی می‌کنند از جمله بنیان‌ها (Baneanes)، بنگاسالی‌ها (Bangasalys) و کمبایاتی‌ها (Cambayatys)(هندی ها) و حدود صد و پنجاه خانهٔ یهودیان نیز در آنجا وجود دارد.

Sinclair, W. F. (Trans.). (1902). Appendix A: A short narrative of the origin of the kingdom of Harmuz. In The travels of Pedro Teixeira: With his “Kings of Harmuz,” and extracts from his “Kings of Persia”. Hakluyt Society.

@Persian_Studies
  • ❤ 10
Post #516 125
🔸 دوآرته باربوزا (حدود ۱۴۸۰–۱۵۲۱ میلادی) دریانورد و نویسندهٔ پرتغالی از همراهان سفر دریایی فردیناند ماژلان، درباره زبان مردم هرمز:

«پارسیان عربی صحبت میکنند و یک زبان دیگر که آن را پسا صدا میکنن( این بخش از نوشته‌های راموزیو است. در متن پرتغالی هیچ اشاره‌ای به زبان‌ها نشده است. واژهٔ معماییِ «Psa» احتمالاً مخففِ Parsi (پارسی) است. ترجمهٔ لرد استنلی از متن اسپانیایی نیز آن را به‌سادگی «فارسی» ترجمه کرده است)، بلندقد و خوش‌چهره‌اند و مردان و زنانشان مردمی زیبا و خوش‌هیئت هستند تنومند و مرفه‌اند آنان دین محمد را بسیار گرامی می‌دارند. بسیار در لذت‌جویی افراط می‌کنند تا آنجا که جوانانی را برای کارهای زشت و ناپسند در میان خود نگه می‌دارند، همچنین موسیقی‌دان هستند و سازهای گوناگونی دارند عرب‌ها از آنان سیاه‌‌ترند و سبزه‌ترند.»

Dames, M. L. (Ed.). (1918). The book of Duarte Barbosa: An account of the countries bordering on the Indian Ocean and their inhabitants. London: Hakluyt Society.

@Persian_Studies
  • ❤ 9
Post #512 466
تصویری پرتغالی و ناشناس از سدهٔ شانزدهم، موجود در کُدِکس کازاناتنزه (Códice Casanatense) که اکنون در کتابخانهٔ کازاناتنزه در شهر رم نگهداری می‌شود، مردمانی پارسی‌تبار از پادشاهی هرمز را به تصویر می‌کشد. نوشتهٔ روی تصویر چنین است:

«مردم پارسی پادشاهی هرمز مورها (مسلمانان)»

Album di disegni, illustranti usi e costumi dei popoli d'Asia e d'Africa con brevi dichiarazioni in lingua portoghese
, Casanata Library, Rome.

@Persian_Studies
  • ❤ 8
Post #506 152
گفته می‌شد کسانی که در امتداد خط ساحلی زندگی می‌کردند تا حد زیادی عرب بودند در حالی که کشاورزان عمدتاً پارسیان [ایرانی‌ها] بودند.

"The Peoples of Iran". 1939. in Field, Henry (1939). "Contributions to the anthropology of Iran". Publications of the Field Museum of Natural History. Anthropological Series. Publication. Field Museum of Natural History. 29 (1).

@Persian_Studies
  • ❤ 14
Older posts →

About this channel

How can I read @persian_studies without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پارسی پژوهی | Persian Studies: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پارسی پژوهی | Persian Studies have?
پارسی پژوهی | Persian Studies (@persian_studies) has 452 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پارسی پژوهی | Persian Studies know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →